راه اعتماد به نفس مسیری بود که من از کودکی برای اینکه به خودم و اطرافیانم ثابت کنم می‌تونم پیموردم. بارها داستانش رو گفتم که چطور به مسیر سخنرانی هدایت شدم.

ولی اینجا می‌خوام بگم برای رسیدن به این مطالب که  شما می‌تونید فعلا بدون پرداخت هزینه مطالعه کنید من خیلی تلاش کردم.

کلی چالش پشت سر گذاشتم. راه اعتماد به نفس یه راه بوده که من به معنای واقعی کلمه طی کردم.

چون خودم قبلا اعتماد به نفس خیلی خیلی کمی داشتم می‌خوام این راه جذاب رو با شما هم به اشتراک بذارم.

در واقع این راه مثل هر مسیر دیگه ای باید طی بشه تا ما به مقصد برسیم.

نکته اینه که شما وقتی در مسیر یه راهنما دارید می‌تونید خیلی راحت تر راه رو طی کنید.

من اعتقاد دارم:«هر هدف یک راه داره…»

حالا نمی‌دونم هدف شما چیه ولی این راه می‌تونه یه راه میانبر باشه که تجربه شما رو بیشتر میکنه و کمک می‌کنه راه هدف خودتون رو راحت تر طی کنید.

اگه آماده هستین از اولین نوشته ها به ترتیب شروع کنید و این راه رو با من ادامه بدین تا خودتون سال دیگه از تغییرات عجیب زندگی تون شگفت زده بشین.

قراره دیگران به شما افتخار کنن.

چون انقدر تغییر کردین که می‌تونید الهام بخش بقیه باشین.

از همین اول با قدرت شروع کنید.

نگران نباشین.

آدم هایی که به خودشون و خدای خودشون ایمان دارن،

یه ویژگی خاصی دارن…

اینکه بدون ترس از آینده و بدون غصه خوردن برای گذشته در لحظه حال اقدام می‌کنن.

 

لحظه حال چیه؟ ۵ راز برای حضور در لحظه حال!

لحظه حال چیه؟

 

لحظه حال(+) برای من غیر قابل درک بود.

شاید دیگران تصور می‌کردند که من انسان آرامی هستم اما در گذشته درون من طوفانی بر پا بود.

طوفانی که هر لحظه لذت و تجربه لجظه جال را از من می‌گرفت.

سال‌های سال تمرین کردم تا یاد گرفتم چطور ذهنم را آرام کنم و به ندای درون گوش دهم. حال می‌فهمم که خوردن یک لقمه غذا در زمانی که با تمام وجود لحظه حال را تجربه می‌کنم مانند یک معجزه است.

اما چه کسانی در لحظه حال زندگی می‌کنند؟

آیا گذشته و آینده‌ای وجود دارد؟

چرا افراد موفق همه از تجربه این لحظه صحبت می‌کنند؟

آیا می‌شود در لحظه زندگی کرد یا تمام این حرف‌ها یک افسانه است؟

با من(رضا محمدی) همراه باشید تا در این سفر زندگی در لحظه حال را تجربه کنیم.

آغاز مسیر

شما به طور معمول در یک چرخه تکراری زندگی می‌کنید و در اصل زندگی را تجربه نمی‌کنید. اجازه بدهید این حرف را به شما اثبات کنم. آیا همین لحظه که مقاله من را مطالعه می‌کنید فکر شما درگیر گذشته یا آینده شده است.

مثلا به این فکر می‌کنید که در روزهای گذشته در لحظه حال زندگی می‌کرده اید یا نه؟

یا به این فکر می‌کنید که بعد از مطالعه این مقاله قرار است چه کاری انجام دهید؟

لحظه حال در واقع زمانی است که بدون توجه به گذشته و اینکه دیروز و یا روزهای گذشته چه اتفاقی افتاده است و یا آینده قرار است چطور پیش برود در حال تجربه لحظه هستید. اگر کاری را انجام می‌دهید و به فکر انجام کار دیگری هستید این یعنی زندگی در گذشته آشنا و آینده قابل پیش‌بینی.

لحظه حال

زندگی در لحظه حال

نشانه‌های زندگی در لحظه حال

کسی که در لحظه حال زندگی می‌کند:

نگران نیست

از جیزی نمی‌ترسد

منتظر شکست نیست

منتظر موفقیت هم نیست

دنبال کنترل نتیجه نیست

کارش را با لذت و اشتیاق انجام می‌دهد

اگر در کاری شکست خورده دوباره آنرا انجام می‌دهد چرا که معتقد است این لحظه با گذشته متفاوت است

ار ارتباطات جدید استقبال می‌کند

به راحتی روابط اشتباه گذشته را ترک می‌کند

اعتیاد عاطفی ندارد

به اشتباهات گذشته فکر نمی‌کند

احساس گناه ندارد

احساس تنفر ندارد

خودش را دوست دارد

منتظر موفقیت‌های زیاد و غیر قابل پیش‌بینی است

کارش را بدون حرف و نگرانی انجام می‌دهد

و…

با این همه مزیت آیا شما هم نمی‌خواهید فقط و فقط در لحظه حال زندگی کنید؟

وقت آن نشده که از استرس و نگرانی‌های دنیا جدا شوید و غرق در لحظه حال شوید؟

این همه دلیل محکم برای شما کافی نیست که یکبار برای همیشه معجزه لحظه حال را تجربه کنید؟

لحظه‌ای جز اکنون وجود ندارد؟!

زندگی در لحظه حال

لحظه حال سخاوتمند

به طور کلی اگر خودمان را در واقعیت سه بعدی، یعنی همین دنیایی که در حال زندگی در آن هستیم تصور کنیم، سه بازه زمانی برای ما وجود دارد.

گذشته، حال و آینده

اما من به شما می‌گویم گذشته و آینده وجود ندارد؟!

خب بیایید تا برای‌ شما بیشتر توضیح دهم.

گذشته تشکیل شده است از مجموعه اتفاقاتی که حتی یک ثانیه قبل افتاده و هیچ راه علمی و منطقی برای اینکه بخواهید گذشته را تغییر دهید وجود ندارد.

حتی در قسمت دوم فیلم سینمایی آلیس در سرزمین عجایب مشاهده کردید که با جادو و کمک گرفتن از قدرت‌های افسانه‌ای هم نمی‌توان گذشته را تغییر داد.

در واقع گفته می‌شود که ما فقط قادریم از گذشته درس بگیریم و به هیچ عنوان توانایی تغییر گذشته را نداریم.

پس عملاً فکر کردن به گذشته هیچ سودی برای ما ندارد. تنها فایده اش این است که هورمون های استرس را در بندمان فعال می‌کنیم و روز به روز زندگی بدتری را تجربه خواهیم کرد.

و اما آینده؛

آینده چطور بوجود می‌آید؟

اگر فردی هر روز مقداری زیادی شیرینی و شکلات مصرف کند می‌توان پیش‌بینی کرد که درآینده به دیابت مبتلا می‌‌شود یا اگر هم به دیابت دچار نشود چربی اضافه بدن او را می‌گیرد و احتمالاً دندان های خراب تری خواهد داشت.

خب چطور شد؟

آینده این فرد چگونه بوجود آمد؟

آینده در واقع بوسیله خود ما خلق می‌شود و اگر ما بتوانیم آینده خودمان را بر اساس یک ویژن درست در لحظه حال زندگی کنیم نتایج حیرت آوری به دست خواهیم آورد.

آینده چیزی جز زندگی در لحظه حال نیست.

در واقع گذشته و آینده ‌ای وجود ندارد و تنها دارایی ما لحظه حال است.

گدشته همان لحظاتی است که در لحظه حال زندگی نکرده و فرصت‌هایمان را از دست داده‌ایم.

آینده همان لحظاتی است که در لحظه حال نبوده‌ایم و به درستی اقدام نکرده‌ایم.

خط بعدی را با دقت بخوانید تا یک بار برای همیشه به شما اثبات کنم که آینده و گذشته توهمی بیش نیست.

اگر در همین لحظه به بهترین شکل ممکن از تمام پتانسیل‌های خودتان استفاده کنید از لحظه حال لذت می‌برید و این لحظه را با تمام وجود تجربه می‌کنید و بعد هم که از لحظه حال عبور کردید از گذشته خودتان راض هستید و در آینده‌ای که بعد از لحظه حال بوقوع می‌پیوندد رضایت دارید.

امیدوارد توضیحاتم برای شما کافی بوده باشد.

چرا تجربه لحظه حال اهمیت دارد؟

در بخش قبلی در مورد این صحبت کردیم که لحظه حال تنها زمانی است که در اختیار ما قرار دارد و در واقع تنها زمانی است که به آن دسترسی داریم.

پس منطقی است که تمرکز ما روی لحظه حال باشد.

اما به دلیل شرایط و مدل زندگی ما در دنیای امروز تجربه لحظه حال تا حدی سخت شده است.

چرا که مردم دائما با بمباران اطلاعاتی مواجه هستند، مردم به نوعی به استرس و اضطراب معتاد شده اند.

می‌گویید نه؟

توضیح می‌دهم.

اجازه دهید برنامه یک روزه ۹۵ درصد از مردم را برای شما شرح دهم تا ببینید که حرف من درست است.

صبح از خواب بیدار می‌شوند و اولین کاری که انجام می‌دهند برداشتن گوشی و چک کردن واتساپ، اینستاگرام و اگر سرعت فیلترشکن خوبی داشته باشند تلگرام و توئیتر است.

بعد از چک کردن و تجربه کردن احساسات روزهای گذشته به سراغ روشویی می‌روند و زمانی که صورت خود را می‌شوند به فکر مسواک زدن هستند.

بعد از مسواک زدن به این فکر می‌کنند که چایی بنوشند یا قهوه و در زمان نوشیدن چای به صبحانه فکر می‌کنند.

هنگام خوردن صبحانه اینستاگرام را می‌بینند و هم‌زمان با افراد خانواده صحبت می‌کنند.

بعد به این فکر می‌کنند که چه لباسی بپوشند که مردم خوش‌شان بیاید و در زمان پوشیدن لباس به سوار شدن به ماشین فکر می‌کنند.

و این برنامه تا شب ادامه دارد، و دوباره یک روز دیگر به همین ترتیب شروع می‌شود.

و اما نکته مهم و حیاتی؛

اگر ما به همین شیوه زندگی کنیم در بلند مدت هیچ تغییر بزرگی در زندگی ما رخ نمی‌دهد. مثل این می‌ماند که با کاغذ کاربن زندگی گذشته خود را در آینده کپی کنید.

نه تنها تغییر در زندگی شما بوجود نمی‌آید بلکه لحظات زندگی که می‌توانستید با تلاش و حال خوب سپری کنید کاملا به باد رفته و همیشه در استرس زندگی کرده‌اید.

البته این نکته را هم باید بگویم که به دلیل زندگی در استرس سیستم ایمنی بدن شما ضعیف می‌شود و به بیماری های مختلف دچار می‌شود. البته اگر خیلی برای خدا عزیز باشید سرطان نمی‌گیرید!!

چطور در لحظه زندگی کنیم؟

روش‌های زندگی در لحظه زیاد نیست، و روش‌های ساده‌ای برای تجربه لحظه حال وجود دارد. ولی حتم دارم این را می‌دانید که هر کاری ساده است، آسان نیست.

ولی اگر رضا محمدی توانست ذهن افسارگسیخته‌اش را آرام کند بدون شک شما هم می‌توانید این کار را انجام دهید.

یکی از بخش‌های مهم در این کار ذهن آگاهی است. ذهن آگاهی یعنی در لحظه از افکار و پیام‌های ذهن آگاه باشیم. با این کار بخش زیادی از مسیر را طی کرده‌ایم.

اما برای رسیدن به ذهن آگاهی کارهایی انجام می‌دهیم که در ادامه شما هم یاد می‌گیرید.

با قدرت گرفتن در ذهن آگاهی شما به این توانایی دست پیدا می‌کنید که در لحظه توجه خودتان را از گذشته و آینده بردارید و روی لحظه حال متمرکز شوید. اما رسیدن به این جایگاه نیازمند انجام تمرینات مداوم و پیاپی ذهن است.

۱.مدیتیشن

مدیتیشن لحظه حال

مدیتیشن برای لحظه حال

اولین و مهم ترین تمرین برای تجربه لحظه حال مدیتیشن است. شما باید به بدن و ذهن خودتان آموزش دهید که پادشاه هستید. شما تصمیم می‌گیرید که چه زمانی به چه چیزی فکر کنید یا فکر نکنید.

می‌دانم اولیل این کار برای شما سخت است اما باید به مرور یاد بگرید و مدیتیشن کنید.

روش‌های زیادی برای مدیتیشن وجود دارد که در بلاگ‌های بعدی به آن‌ها می‌پردازم.

اما بیایید در این لحظه با هم به آرامش برسیم و لحظه از زمان و مکان جدا باشیم.

به همین منظور یک فایل کوتاه مدیتیشن برای شما قرار می‌دهم تا با من در این تجربه همراه باشید.

۲.مدیریت توجه

ما به حواس پرتی و مترکز نبودن عادت کرده‌ایم. به همین خاطر مدیریت توجه یکی از تمرینات سخت برای رسیدن به لحظه حال است. البته من کاری می‌کنم که شما به راحتی مدیتریت توجه را به دست بگیرید.

از کارهای ساده شروع کنید.

مثلا در روز‌های اول فقط سعی کنید موقع مسواک زدن تمام توجه را به کار بگیرید. اگر دقت کرده باشید موقع مسواک زدن به محض اینکه دهن ما از کف‌های خمیر دندان پر می‌شود ناخودآگاه می‌خواهیم آب دهانمان را بیرون بریزیم.

در این لحظات شما اجازه ندهید ناخودآگاه شما پادشاه باشد. تخت پادشاهی را به دست بگیرید و با تمرکز کامل تمام قسمت‌های دندان خود را مسواک بزنید و نخ دندان بکشید.

به مرور وقتی به این کار مسلط شده و بدون حواس پرتی توانستید انجامش دهید کارهای دیگری را هم اضافه کنید. کارهایی مثله نوشتن شکرگزاری با توجه کامل و یا ورزش کردن با توجه کامل.

این تمرین به شدت برای ذهن آگاهی و حضور در لحظه حال مناسب است.

۳.مدیتیشن هنگام قدم زدن

یکی از پیشرفته ترین مدل‌ها برای ذهن آگاهی و مدیتیشن همین روش است. پیاده روی یکی از مفید ترین کارهای دنیاست. اکثر افراد موفق پیاده روی را در برنامه روزانه خود دارند.

حال تصور کنید این کار مفید را با یک کار مفید و جذاب دیگر همراه کنیم.

من روزانه بین ۲ تا ۳ ساعت پیاده‌روی می‌کنم و از انجام اینک کار لذت می‌برم.

شما می‌توانید از موزیک‌های آرامش بخش استفاده کنید و در زمان پیاده روی نفس‌های آرام و عمیق بکشید و سعی کنید به هیچ چیز جز پیاده‌روی فکر نکنید.

در این شرایط باید تمام توجه و تمرکز شما روی خودتان و پیاده روی کردن باشد.

اگر در زمان پیاده‌روی به سمت نور خورشید هم حرکت کنید حس طراوت و شادی وجودی را تجربه می‌کنید که با هیچ لذتی در دنیا قابل مقایسه نیست و چنان غرق در لحظه حال خواهید شد که به هیچ عنوان در وجود خودتان احساس نیاز یا ضعف وجود ندارد و کمال از تک تک سلول‌های شما جاری است.

۴.نوشتن

نوشتن برای من یکی از بهترین مدل‌های وصل شدن به لحظه حال است.

زمانی که در مورد باور‌های خودم، نعمت‌های خداوند و یا دوره آموزشی جدیدی که شرکت کرده‌ام می‌نویسم لحظاتی از دنیا و واقعیت سه بعدی جدا می‌شوم و ذهنم در سیاهه جوهر موجود در کاغذ غرق می‌شود.

شما هم نوشتن را تجربه کنید.

زمانی که از خواب بیدار می‌شوید یک کاغذ و خودکار به دست بگیرید و لیست نعمت‌های بیشماری که خداوند به شما عطا کرده را بنویسید و عمیقا به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنید.

 

۵.رفتن به طبیعت

رفتن به طبیعت یکی از تمرینات جذاب برای حضور در لحظه حال است. اما این طبیعت گردی باید با آگاهی کامل همراه باشد.

حتی پیشنهاد من این است که تلفن همراه خود را خاموش کنید و بدون اینکه توجه شما به پیدا کردن مناظر خوب برای عکاسی باشد در لحظه غرق شوید و به طبیعت نگاه کنید.

به حرکت چمن‌زارها به وسیله باد نگاه کنید.

به شعله‌های آتش نگاه کنید.

به نور طلایی خورشید که روی دشت و صحرا می‌تابد نگاه کنید.

به گرمای نور خورشید که روی دست‌تان افتاده است دقت کنید.

همه این‌ها تمرینات فوق‌العاده برای تجربه لحظه حال است.

تولید محتوا چیست؟(هدیه مقاله شرکت در کمپین پادشاه محتوا)

تولید محتوا چیست و چه کاربردی دارد؟

تولید محتوا یعنی ما بتوانیم موضوعی را در قالب متن ، صوت یا تصاویر به مخاطب خود انتقال دهیم. افرادی که می‌دانند تولید محتوا چیست و خوب روی تولید محتوای کسب و کار خودشان تمرکز می‌کنند می‌توانند درآمد بسیار بالایی را با استفاده از بازاریابی محتوایی به کسب و کارشان وارد کنند.

داستان تولید متحوا از خودم

سال‌ها پیش همیشه دوست داشتم کاری داشته باشم که تمام جنبه‌های وجودی را در بر بگیرد و حالم را به لحاظ روحی و روانی خوب نگه دارد. آن زمان نمی‌دانستم تولید محتوا چه معنی دارد. ولی همیشه در حال تولید محتوا بودم.

من عادت داشتم همیشه با خودم حرف بزنم و خیال‌پردازی کنم. در حالی که ۵۰ تومن (۵۰ هزار و ۵۰ میلیون نه ها، پنجاه تا تک تومنی)  در دست داشتم و می‌رفتم تا بستنی که برای به دست آوردنش کلی از مادرم درخواست کرده بودم با خودم از رویاهای آینده می‌گفتم. 

در ذهنم چند شخصیت خیالی داشتم. دوستی در ذهنم داشتم که نامش محمد بود. محمد از یک خانواده پولدار و با فرهنگ بود که من هم بیشتر مواقع در خانه آن‌ها بودم. پدرش و مادرش محمد را خیلی دوست داشتند و هر چیزی که می‌خواست برایش می‌خریدند. این محمد داستان من در واقع زندگی آرمانی بود که دوست داشتم خودم داشته باشم.

فکرش را بکنید من در سخت ترین شرایط مالی بودم و در ذهنم خیال داشتم در مقابل تعداد زیادی از افراد سخنرانی می‌کردم و از دلایل موفقیت خودم برایشان می‌گفتم و این‌ها محتواهایی بود که هر روز با خودم تکرارشان می‌کردم تا سختی شرایطی که داشتم را حس نکنم.

تولید محتوا یعنی همین گفت و گو های ذهنی روزانه ما،

یعنی همین حرف‌هایی که می‌شنویم،

یعنی همین کتاب هایی که میخوانیم،

یعنی همین متن‌هایی که در وبسایت من می‌بینی.

یعنی همین ویدیویی که چند دقیقه پیش در اینستاگرام دیدی.

تمام این ها محتوا هستند، تویی که آن ها را ساخته ای تولید کننده محتوا و کسی آن‌ها را می‌خواند مصرف کننده محتواست.

اما نکته اینجاست که بعضی از افراد محتوای مسموم تولید می‌کنند. محتوایی که نه تنها حال خودشان و مردم دیگر را خوب نمی‌کند، بلکه حالگیری می‌کند.

تمام حرف من این است که به جای گرفتن حال دیگران، به جای اینکه هر مطلبی ، از هر منبعی که به دست ‌مان رسید به گوش دیگران برسانیم، بیاییم با محتوای خوب زندگی خودمان را بهتر کنیم و سپس این محتوای خوب را به دیگران ارائه کنیم.

چرا تولید محتوا

تولید محتوا زندگی من را تغییر داد

چند سال قبل بود که من عاشق شده بودم. از همان عشق‌هایی که در ابتدای جوانی برای خیلی از ما بوجود می‌آید. جالب اینجاست که هیچ رابطه‌ای با طرق مقابلم نداشتم و فقط در ذهنم روز‌های خوش آینده را تصویر سازی می‌کردم. من آنقدر وابسته آن تصویرسازی ذهنی شده بودم که هر روز چند ده کیلومتر پیاده روی می‌کردم و آهنگ‌های عاشقانه گوش می‌دادم.

در همان ایام شراکتی را با دو تن از دوستانم شروع کردم که یکی از کارهای رویایی زندگی ام بود. ولی خب آن زمان من ابتدای کار بودم و تجربه زیادی نداشتم.

روز‌ها می‌گذشت و من هر روز به فانتزی ذهنم وابسته تر می‌شدم و به گوش دادن آهنگ‌های عاشقانه اعتیاد پیدا کرده بودم.

این روند ادامه داشت تا اینکه روز به روز شرایط برای من سخت تر میشد. از طرفی درآمد قابل قبولی از کارم نداشتم و از طرفی وابستگی من شدید تر شده بود و هنوز هم شخصی که به او علاقه داشتم هیچ اطلاعی از رابطه‌ی یک طرفه من نداشت.

سیلی سختی بود…

در نهایت عشق من به جایی نرسید و شراکت من و دوستانم هم سمره‌ای نداشت و من با شکست‌های پی در پی احاطه شدم.

از آن لحظه به بعد حال بدی را تجربه کردم و چند ماه با کسی صحبت نمی‌کردم و هر روزی که می‌گذشت بیشتر غمگین می‌شدم.

این سختی ها در هر مسیری با ما چند کار می‌کند.

یا ما را به سمت افسردگی دائمی و اعتیاد می‌برد.

یا ما را به خودمان می‌آورد و در مسیر درست قرار می‌دهد.

من چون اعتیاد به هر چیزی، حتی سیگار و قلیان خط قرمزم بود تصمیم نداشتم به مسیر منفی بروم. پس در گوگل که از قدیم دوست من بوده است به دنبال راهی برای رهایی از این بحران بگردم.

من با دوره‌ها و کلاس‌های آنلاین آموزشی و همینطور محتواهایی آشنا شدم که روزی شخصی مثل خودم آن‌ها را نوشته بود.

با گوش دادن به این فایل‌ها کم کم حال من بهتر شد و شرایط بهتری را تجربه می‌کردم. توانستم با افسردگی که بعد از شکست‌های قبلی ام داشتم خداحافظی کنم و کم کم  رضای جدیدی وارد دنیا می‌شد.

بعد از این بیشتر و بیشتر آموزش می‌دیدم.

تغییرات آنچنان برایم لذت‌بخش بود که تصمیم گرفتم خودم هم مسیر آموزش و تولید محتوا را در پیش بگیرم. می‌خواستم همینطور که خودم از شخصیت وابسته و ضعیف گذشته‌ام رها شدم به دیگران هم کمک کنم از گذشته و اشتباهات و ضعف‌هایشان رها شوند و زندگی بهتری را در پیش بگیرند.

در ابتدا من در زمینه رفع خجالت آموزش‌های خودم را ارائه می‌کردم. چون خودم توانسته بودم تا حدی رفتار‌های خجولی گرایانه خودم را کنار بگذارم دوست داشتم این را به دیگران هم یاد بدهم. حتی کتاب فرصت طلب را در همان ایام در زمینه رهایی از خجالت منتشر کردم.

بعد از این اوضاع برای من بهتر و بهتر شد و انگار تولید محتوا به من هدف و رسالتی داده بود تا بهتر روی خودم کار کنم.

من بعد از کار کردن روی خجالت ، در حوزه توسعه فردی وارد شدم. مدتی تندخوانی،هدف‌گذاری و حیطه‌های مختلف توسعه فردی را تدریس می‌کردم و بهترین محتوا را در این حوزه‌ها تولید کردم. هنوز مقالاتی که در گذشته نوشته ام در سایتم موجود است و خودتان می‌توانید کیفیت محتوای من را ببینید.

من سابق انسان بی نظمی بودم، اصلا کتاب نمی‌خواندم و حتی معمولی ترین کارها مثل مرتب کردن تخت خوابم را انجام نمی دادم. اما وقتی تولید محتوا در حیطه توسعه فردی را آغاز کردم منظم و منظم تر شدم. اعتیاد‌های عاطفی من جای خودشان را با اعتیاد به کتاب و دوره آموزشی عوض کردند.

حالا من از خواندن کتاب ها لذت می‌بردم وخودم روش مطالعاتی داشتم که نه تنها تدریس میشد، بلکه مطالعه خودم را متحول کرده بود.

من آن زمان درآمد چشم گیری از تولید محتوا به دست نیاورده بودم و تحت فشار بودم. بعد از آن زمان من متوجه شدم که اعتماد به نفس خوبی ندارم و تصمیم گرفتم روی اعتماد به نفس خودم کار کنم و اعتماد به نفس را به دیگران هم آموزش دهم.

به خاطر اینکه درآمدی نداشتم تولید محتوا برای وبسایت‌ها و افراد مشهور در در زمینه آموزش را شروع کردم. من برای هر کدام از افرادی که با آنها همکاری کردم خاطرات خوبی به جا گذاشتم.

در زمانی که با آن‌ها کار می‌کردم بهترین محتوای ممکن را به دستشان می‌رساندم.

خلاصه کنم…

بعدا این موضوع را به صورت کامل در یک ویدیو ارائه می‌کنم.

اما به اندازه‌ای روی قسمت‌های مختلف تولید محتوا کار کرده بودم و به اندازه‌ای برای دیگران تولید محتوا کرده بودم که تصمیم گرفتم خودم تولید محتوا را آموزش بدهم.

تصمیم سختی بود.

ولی گرفته شد.

میخواهم به شما بگویم که تولید محتوا در کنار شهرت و درآمد ، من را به خودشناسی واقعی رساند و باعث شد نیاز‌ها و خواسته ها و رسالت خودم را در زندگی بدانم.

پس از شما می‌خواهم آنرا جدی بگیرید.

تولید محتوا بهترین روش رایگان اعتماد سازی است

هر کسب و کاری که دارید می‌تواند با تولید محتوا چندصد برابر رشد کند.

چند صد برابر؟!

بله

این داستان را به دقت بخوانید…

فلیکس باوم‌گارتنر چتر باز اتریشی در سال ۱۴ اکتر (۲۲ مهر سالروز تولد من) رکورد سقوط آزاد را شکست. او در پروژه‌ای تحت عنوان دربول استراتوس در یک کپسول هلیومیبر فراز شهر رازول ایالت نیومکزیکو در ایالات متّحدهٔ آمریکا بالا رفت و از ارتفاع ۳۹٬۰۴۵ متری زمین و در دمای ۵۶- درجه به سوی زمین پرید.

این یکی از رکورد های عجیب و جذاب جهان است ولی من نمی‌خواهم به همزمان بودن آن با تاریخ تولد من توجه کنید یا حتی ارتفاع این پرش یا حتی اسم فلیکس.

شرکت ردبول سرمایه گذار این رکورد شکنی تاریخی بود.

ردبول یک شرکت تولید نوشابه‌های رژیمی است ولی ما ‌آن‌ها را بیشتر در مسبقات اتومبیل رانی یا حتی برنامه‌هایی مثل پرش فلیکس دیده‌ایم.

ولی آیا می‌دانید درآمد اصلی ردبول از تولید محتواس؟!

ردبول با تولید محتوا در عرصه‌های ورزشی هم اسم خودش را همیشه در یادها زنده نگه می‌دارد و هم درآمد خوبی کسب می‌کند.

پس تولید محتوا علاوه بر درآمد مستقیم برای ردبول برندسازی خوبی انجام داده است و باعث شده برند ردبول سر زبان‌ها بیافتد.

تولید محتوا، یا سوپر مارکت

اکنون که این قسمت از مقاله را می‌نویسم در تاریخ ۱۷ دی ماه ۱۴۰۰ هستیم. تصور کنید در این تاریخ شما قصد دارید یک مغازه سوپر مارک کوچک افتتاح کنید.

با قیمت‌هایی حال حاضر اگر شما بخواهید یک سوپرمارکت کوچک و معمولی را راهندازی کنید باید چیزی بین ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد سرمایه گذاری کنید.

اما اگر بخواهید وارد تولید محتوا شوید می‌توانید این مسیر را با یک بودجه بین ۱۰ تا ۱۰۰ میلیونی شروع کنید و اگر مهارت و ذهنیت درستی داشته باشید بعد از ۱ تا ۳ ماه کار مستمر درآمد خوبی خواهید داشت.

یکی دیگر از دلایلی که تولید محتوا به صرفه است هزینه‌های اولیه کم برای شروع تولید محتواست.

همچنین تولید محتوا اگر با ذهنیت و مهارت درست انجام شود درآمد خوبی دارد و در ادامه درآمد تولید محتوا بی انتهاست و هر روز می‌توانید به روش‌های مختلف آنرا بهتر کنید.

البته نمی‌خواهم کاری را زیر سوال ببرم. اگر به فروشندگی علاقه دارید خب سراغ فروشندگی بروید.

در کل همیشه توصیه می‌کنم افراد کاری را انجام دهند که به آن علاقه دارند.

بازی تولید محتوا عوض شده!

قبلا تولید محتوا به وسیله مجلات، برنامه ‌های تلویزیونی و شبکه‌های رادیویی به مصرف کننده ها یا مردم ارائه میشد. اما اکنون تولید محتوا به یک فرایند دو طرفه تبدیل شده است. هر محتوا به محض انتشار در دسترس تعداد زیادی از مردم قرار می‌گیرد و آن‌ها می‌توانند در مورد محتوای تولید شده نظر بدهند.

مخاطبان اکنون نسبت به قبل آگاهی و اطلاعات بیشتری دارند و حواسشان را بیشتر جمع می‌کنند.

در دنیای امروز شما می‌توانید بلافاصله بعد از انتشار محتوا بازخورد بگیرید. مثلا وقتی پستی را در اینستاگرام منتشر می‌کنید تعدادی از فالوورهای شما پست مورد نظر را می‌بینند و می‌توانند محتوای شما را لایک کنند.

پس در دنیای امروز فعالیت در اینترنت و تولید محتوا در فضا آنلاین یکی از مهم ترین بخش‌های کار است.

 

مزیت‌های تولید محتوا

تولید محتوا یکی از بهترین روش‌های برای جذب مشتری وفادار به کسب و کار شماست. در گذشته هم تولید محتوا به کسب و کار‌های مختلف کمک می‌کرد. مثلاً بقالی که فن بیان بهتری داشت و ارتباط بهتری با مشتری برقرار می‌کرد(با کلامش محتوای بهتری انتقال می‌داد) از نظر مردم معتمد تر بود و فروش بیشتری داشت.

دنیای امروز به جای تمرکز به فروش حضوری به فروش آنلاین تمرکز کرده است.

انواع تولید محتوا

تولید محتوا اقسام مختلفی دارد که هر کسی بنا به مخاطب خود و علاقه اش می‌تواند از مدل های مختلف آن استفاده کند.

انواع محتوا:

  • محتوای متنی
  • محتوای صوتی
  • محتوای تصویری

 محل ارائه محتوا متنی کجاست؟

مادر تولید محتوا، محتوای متنی است. رضا محمدی

شما حتی برای تولید ویدیو و پادکست هم متنی را استفاده میکنید. حالا یا این متن رو روی کاغذ مینویسید یا اینکه توی ذهن شماست.

قبلا که پول سایت نداشتیم می‌توانستیم در بلاگفا بنویسیم. امروزه محیط‌هایی مثل ویرگول هم وجود دارد ولی ترجیح من داشتن وبسایت شخصی است. در ویرگول و یا بلاگفا هم فعالیت کنید ولی سایت شخصی هم نیاز است.

همچنین نوشتم کتاب و ایبوک هم جزو تولید محتوای متنی است.

ارسال مطالب متنی در کانال‌های تلگرامی هم جزو همین موارد است.

حتی در متد ساده تر نوشتن یک کپشن خوب هم جزو تولید محتوای متنی است.

محتوای صوتی چی؟

یکی بهترین و مناسب‌ترین فضاها برای انتشار پادکست یا محتوای صوتی اپلیکیشن کست باکس است. شما می‌توانید مثل رادیو یک برنامه هفتگی داشته باشید و هر هفته در مورد مطالب مختلف حوزه کاری خودتان صحبت کنید.

اما یک نکته

شما می‌توانید پادکست‌ها را فقط روی سایت خودتان هم منتشر کنید.

سایت شما امکان این را دارد که هر مدل محتوایی را به مخاطبان ارائه کند.

پس نگران فضا نباشید.

البته وبسایت‌های ایرانی هم هستند که می‌توانید برای انتشار محتوای صوتی و تولید محتوای صوتی از آن‌ها استفاده کنید. وبسایت‌هایی مثل شنوتو و غیره.

محتوای تصویری رو بگو پس

فضایی که امروز مردم بیشترین استفاده را از آن می‌کنند اینستاگرام است. این محیط شلوغ ترین محل ارائه محتوای تصویری است.

اما اگر واقعا قصد تمرکز روی این حوزه را دارید می‌توانید در یوتیوب هم فعالیت کنید. یوتیوب هم فضای بسیار مناسبی برای تولید محتوای تصویری است.

البته ورژن ایرانی و ضعیف تر یوتیوب یعنی آپارت هم شرایط خوبی دارد.

در این قسمت هم یک نکته وجود دارد.

اگر سایت شما فضای زیادی داشته باشد و از سرور پر سرعتی استفاده کند می‌توانید محتوای ویدیویی را مستقیما در هاست خود بارگزاری کنید. مثل سایت استاد عباسمنش.

ولی اگر ابتدای کار هستید و پول زیادی برای اجاره هاست ندارید می‌توانید از همان فضای اینستاگرام، یوتیوب و آپارات استفاده کنید.

البته وبسایت‌های دیگری هم برای ارائه محتوا وجود دارند ولی من مهم ترین و پر طرفدار ترین شان را برایتان مثال زدم.

برای تولید محتوا سایت را جدی بگیرید

دوستان عزیزم در نهایت برای اینکه تولید محتوا برای شما نتیجه مطلوبی داشته باشد وجود یک سایت یک امر ضروری است. چون سایت متعلق به خودتان است و می‌توانید با سلیقه خودتان هر طور که راحت هستید آنرا طراحی کنید و بهترین نتایج را کسب کنید.

تا کی باید تولید محتوا کنیم

منابع تولید محتوا

دکتر احمد روستا-تئوری چهار «ع» موفقیت

دکتر احمد روستا-تئوری چهار «ع» موفقیت

دکتر احمد روستا ۱۷ فردودین ۱۳۲۷ در شهر زیبای یزد متولد شد و همیشه گفته است به یزدی بودن خودش افتخار می‌کند.

تا ششم دبستان یعنی ۱۳ سالگی در مدرسه انوشیروان عادل در یزد تحصیل کرد و بعد به خاطر کسب و کار پدرش با خانواده به تهران مهاجرت کرد.

از سال ۱۳۳۸ تا به حال در تهران زندگی کرده است.(البته به غیر از سال‌هایی که در خارج از کشور مشغول ادامه تحصیل بود.)

خلاصه خاطرات کودکی دکتر احمد روستا

آنچه دکتر روستا در زندگی به عنوان خاطره دارد دوران کودکی که است که در یزد گذشت و بقیه دوران هم که در تهران سپری شده است.

چیزی که همیشه برای دکتر روستا خاطره بود دو درس بزرگ است.

دکتر علم و دانش را از مادر خود به یادگار دارند و چون مادر ایشان آموزگار بود از الفبای فارسی سعی می‌کرد دکتر روستا خوش خط باشد و خط خوش را با توجه و دقت از مادر خود یادگرفته‌اند. و نه تنها خط بلکه آنچه در علم دکتر روستا دارد بدون شک پایه و اساس آن را از  مادرش و تلاش‌های او به دست آورده است.

در کنار مادر ایشان می‌گوید:«درس کسب  و کار، بازار و بازاریابی را از پدر یاد گرفتم، چون ایشون یک بازرگان بود.»

در سن ۱۱ یا دروازده سالگی دکتر روستا به فروشگاه پدر می‌رفت و اولین درس‌های بازار کسب و کار را در همان سنین در کنار برادرشان دکتر علی روستا یاد گرفت.

دکتر روستا در همان سنین کودکی ایشان حس کرده بود که حس خوب مشتری یعنی چه و می‌دانست زمانی که مشتری با لبخند و حس خوب فروشگاه را ترک می‌کند این یعنی موفقیت.

دکتر روستا به این فکر می‌کرد که چه کاری می‌شود انجام داد زمانی که مشتری از فروشگاه خارج می‌شود حس خوب داشته باشد و پایه یادگیری بازاریابی در مغازه پدر بود.

ایشان در دبیرستان هدف بودند و معلم‌های بسیار خوبی داشتند و همواره از خوبی این افراد یاد می‌کنند. دکتر روستا دیپلم خودشان را از دارالفنون گرفتند.

اولین انتخاب دکتر روستا رشته مدیریت بود و مهم ترین مرکز مدیریت ایران در زمان کنکور دکتر روستا مدرسه عالی بازرگانی بود که ایشان الفبای مدیریت را در همان مرکز یاد گرفتند.

در دانشگاه فقط درس و تا انتهای لیسانس دکتر روستا با تمام توان فقط مشغول درس و یادگیری بودند.

اگرچه در خانواده دکتر روستا رسم بود که در ایام تابستان هر سال پدر دکتر روستا او به یادگیری یک حرفه در بازار تشویق می‌کرد و دکتر روستا به درخواست پدر مشاغل مختلفی را در ایام تابستان تجربه کرد و همین تجربیات باعث شد دکتر روستا درس‌های فراوانی یاد بگیرد و خاطرات خوشی را برای خودش ثبت کند.

دکتر روستا توصیه می‌کند این کار را بقیه افراد هم انجام دهند.

کارهایی که دکتر تجربه کردند:

خیاطی

آمپول زنی

کارخانه ها

 

نظر دکتر روستا در مورد مدیریت

هر کسی که بخواهد کسب و کاری را شروع کند نیاز دارد تا کار مدیریت را بیاموزد. آقای روستا برای یادگیری مدیریت وارد دانشگاه شد و در رشته مدیریت تحصیل کرد.

سربازی

دکتر روستا در دوران سربازی فرصتی داشت تا زبان انگیلیسی را مطالعه کند و با مردم ارتباط برقرار کند و هدفش این بود که ادامه تحصیل را در خارج از کشور بگذارند.

ازدواج

دکتر روستا سه روز قبل از مهاجرت به انگلیس ازدواج کرد و در انگلستان به همراه همسرش به معنای واقعی کلمه درس خواندند و به بهترین شکل ممکن تحصیلات خود را دنبال کردند.

رساله ایشان

بیش از ۲۰۰۰ شرکت را برسی کردند و علل ورشکستگی سازمان ها را مورد برسی قرار دادند و تجربیات بسیار زیادی را از شرکت های مختلف از جمله رولزرویس برسی کردند.

از همان موقع دکت روستا یادداشت برداری می‌کردند و هر نکته ای را می‌نوشتند.

جمله

موفقیت و شکست و حتی خشوبختی و بدبختی حاصل توجه به نکات ساده و بدیهی و پیش پا افتاده زندگیست.

 

دکتری

همزمان با انقلاب اسلامی دکتر رو در دانشگاه برادفورد انگلستان گرفتند و بلافاصله به تهران برگشتند.

تمام لحظات تحصیل در لندن برای دکتر تجربه و خاطره کار تحصیل و زندگی بود.

مدرسه عالی بازرگانی اولین دوران تحصیل و اولین دوران تدریس بود.

دکتر روستا اولین کسی که برای تدریس بازاریابی داوطلب شد.

هیچ کسی برای تدریس بازاریابی آماده نبود چون همه فکر میکردند بازاریابی یعنی همان تبلیغات قبل از انقلاب بود که بازیگران و بیشتر هم بازیگران زن در رسانه حاضر می‌شدند و برای برندهای مختلف تبلیغ می‌کردند و ذهنیت خوبی نسبت به بازاریابی در بین مسئولان کشور و دانشگاه وجود نداشت.

به دلیل همین دیدگاه منفی دانشجویان با دکتر روستا ارتباط نزدیکی نداشتند و در کلاس درس دکتر روستا علی‌رقم مطالب فوق‌العاده ای که ارائه می‌شد دانشجویان توجه کافی نداشتند. به خاطر اینکه آن زمان تمام دانشجویان شور و نشاط انقلابی داشتند و در انواع احزاب و گروه های سیاسی عضو بودند و انتظار موضوعی را داشتند که برای آن‌ها جذاب باشد. تا اینکه…

تا اینکه یک شب

دکتر روستا که دوست داشت دانش‌جویان از کلاس او نهایت استفاده را ببرند در حال پیاده روی بود و ناگهان ندایی به ذهش رسید.

جوان نگران نباش، تو که انقدر به کارت علاقه داری، در بازاریابی محصول یعنی چی؟

کلمه محصول در ذهن دکتر روستا تداعی شد و ایده‌ای ناب به ذهنش رسید.

ابتدا بیایید محصول را تعریف کنیم

ما در بازاریابی از بازار و محصول تعریف داریم.

محصول عبارت است از هر چیزی که به نوعی یا نحوی بتواند نیاز یا خواسته‌ای را برطرف کند و این نیاز هر چیزی می‌تواند باشد.

ادامه داستان

دکتر روستا سریعا خودش را به خانه رساند و از ساعت ۹ شب تا ۳ صبح بدون توقف روی ایده جذابش که از کلمه محصول سرچشمه گرفته بود کار کرد و جزوه ای را نوشت که به گفته خودش اگر روزی آنرا منتشر کند یکی از جذاب ترین کتاب های بازاریابی خواهد بود.

محصول:انقلاب اسلامی

قیمت گذاری:از الله اکبر تا خدمات تا شهارت

توضیع:از روستایهای سیستان وبلوچستان تا نقاط مختلف جهان

تبلیغ:از منبر تا دوربین ها تا رسانه ها تا کلاس درس

بازاریاب اصلی:خمینی

بخش بندی بازار:انواع گروه ها،انواع مردم،مردم خارجی

تحقیقات:از سال ۱۳۴۲ تا سال ۱۳۵۷

دکتر روستا با این ایده جذاب از مثال و مقایسه بازاریابی با انقلاب توانست نظر تمام دانشجویان را به کلاس خود جلب کند.

نکته برای جوانان

دکتر روستا می‌گورد:«مسائل زیادی در کار ما وجود داره و باید روش کار کنیم تا بتونیم به موفقیت در زندگی برسیم.»

تئوری چهار «ع» موفقیت از دکتر احمد روستا

۱.عقیده

عقیده به خواست خداوند، عقیده با موفقیت خودم و در کل عقیده داشته باشیم که می‌توانیم به موفقیت برسیم. اگر باور و عقیده درستی به موفقیت و زندگی و کار نداشته باشیم نمی‌توانیم به خواسته‌های خودمان برسیم.

۲.عشق

آیا واقعا به کاری که می‌خواهیم انجام دهیم علاقه داریم؟

آیا حاضرم شکست‌ها و ناکامی ها را تحمل کنم؟

آیا حاضرم برای رسیدن به هدفم تداوم داشته باشم و روز به روز یاد بگیرم؟

پس عشق و علاقه نقش کلیدی در رسیدن به موفقیت ما دارد. به قول استیو جابز ما برای رسیدن به موفقیت در هر کاری باید تلاش زیادی داشته باشیم. پس چه بهتر کاری را انتخاب کنیم که به آن علاقه داریم. پس مدت زمانی که من در مسیر حرکت به سمت هدفم هستم اگر به هدفم علاقه‌مند باشم پس وقتی تلاش می‌کنم لذت می‌برم.

۳.عرضه

عرضه یعنی من واقعا لیاقت و عرضه رسیدن به موفقیت را دارم. آیا برای رسیدن به موفقیت استمرار به خرج می‌دهم؟

همیشه در مسیر موفقیت برای هر انسانی فرصت‌هایی پیش می‌آید.

حال افراد با عرضه می‌توانند موفقیت خود را خلق کنند.

چطور عرضه موفقیت را به دست بیاوریم؟

مهارت

بالا بردن توانایی

۴.عمل صالح

حرف نزن

عمل درست و صالح

از خودت بپرس چطور می‌تونی از راه درست و حلال به موفقیت برسی.

این مقاله باشه به یادگار از دکتر روستا. خدا رو شکر می‌کنم که تونستم این مقاله رو بنویسم و بخش کوچکی از زندگی نامه موفقیت آمیز دکتر روستا رو با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

دکتر روستا در آذرماه ۱۴۰۰ از دنیا رفتند.

چرا اقدام نمی‌کنیم؟چطور عملگرا شویم؟

چرا اقدام نمی‌کنیم؟چطور عملگرا شویم؟

اولین دلیل برای اینکه متقاعد شوید مقاله عملگرا شدن را بخوانید، پیدا شدن نقطه گمشده شماست.

از آنجا که من خودم سال‌هاست با این مسئله دست و پنجه نرم کرده ام و روش های مختلفی را برای جلوگیری از اقدام نکردن و عملگرا شدن را خودم تست کرده‌ام.

این مقاله قرار است از تجربه صحبت کند. تجربه‌ای که در اثر اقدامات خودم و مطالعاتی که داشته ام با شما به اشتراک بگذارم.

چرا اقدام نمی‌کنیم؟

شناخت روان انسان همواره چالش بزرگی بوده است. حتی برای بزرگترین روانشناسان جهان هم گاهی علت بعضی از رفتار‌های انسان مشخص نیست.

ولی اصلا نگران نباشید.

من برای اقدام کردن و عملگرا شدن شما راهکارهای فوق‌العاده‌ای دارم.

بگذارید به سراغ ریشه ماجرا برویم.

چرا باید اقدام کنیم؟

ذهن ما طوری طراحی شده است که برای انجام هر کاری باید دلیلی محکم داشته باشیم. دلیلی که همزمان احساس و منطق ما را درگیر کند. پس وقتی دلیلی برای انجام کاری نباشد، چرا باید آن کار را انجام دهیم.

به نظر من باید برای انجام هر کاری چرایی مشخص داشته باشیم.

گاهی فراموش می‌کنیم که چه تب و تابی برای رسیدن به موفقیت و رشد در زندگی داشته‌ایم. وقتی فراموش کرده‌ایم چرا پس چگونگی معنا ندارد.

تصور کنید برای بزرگترین رویای زندگی خود باید سفر کنید. در این سفر موقعیتی برای شما پیش آمده که یک شخص مهم که رویاهای شما را زندگی می‌کند قرار است به شما کمک کند تا مسیر را سریع تر طی کنید و شما هم رویاهای خود را زندگی کنید.

یک ماشین پورشه ماکان ۲۰۲۰ برای شما می‌فرستد تا در این سفر خودتان هیجان رانندگی با ماشین مورد علاقه‌تان را تجربه کنید.

اما در مسیر وقتی با سرعت ۱۷۰ کیلومتر بر ساعت در حال سبقت گرفتن از یک پژو پارس سفید بودید با پراید نوک مدادی که از روبه رو به شما نزدیک میشد برخورد می‌کردید. 

جز یک صدای مهیب و ترسناک و چشمان شما سیاه میشود و مدتی بعد خودتان را در بیمارستان می‌بینید.

سالم هستید ولی هیچ چیزی به یاد نمی‌آورید. اینکه اصلا هدف بزرگی داشته‌اید یا در مسیر رسیدن به رویای زندگی‌تان بوده اید. حتی اسم خودتان را هم فراموش کرده‌اید.

پس وقتی دوست شما تماس می‌گیرد و می‌گوید منتظر شماست، شما می‌گویید که من تو را نمی‌شناسم و نمی‌خواهم به جایی که تو می‌گویی بیایم.

این سناریو را گفتم  تا به اینجا برسم…

وقتی چرایی کارتان را یادتان برود یا چرایی کار آنقدرها برایتان جدی نباشد، پس اقدام هم یادتان می‌رود.

اولین قدم این است که چرایی کار را به یاد داشته باشید، و هر روز به یادش بیافتید.
راستی باید به این نکته هم اشاره کنم.
اگر شخص فرضی که داستانش را گفتم، همچنان حافظه اش را به دست نیاورد و اقدام نکند، نتیجه‌ای هم به دست نمی‌آورد.

 

چگونه عملگرا باشیم؟

من این نکات رو به صورت خلاصه و تکنیکی برای شما می‌نویسم. شما با تسلط به این ابزارها می‌تونید هر زمان نیاز داشتید از یکی استفاده کنید و به کمکش در مسیر هدفتون حرکت کنید.

فکر نکنیم؟

فکر کردن اصلا جوابگوی ما در رسیدن به اهداف نیست. به جای فکر کردن می‌توانیم از نوشتن استفاده کنیم.

ایلان ماسک هم در یکی از مصاحله های خود می‌گوید یکی از اشتباهات مردم این است که وقتی میخواهند کاری را انجام دهند در مورد آن زیاد فکر می‌کنند و همین فکر باعث می‌شود اقدام نکنند و نتیجه ای هم نداشته باشند.

زیر یک ثانیه انجامش دهیم…(عملگرا شدن در لحظه)

به جای اینکه منتظر بمانیم تا اقدام درستی در ذهنمان آمد سریع اقدام کنیم. مل رابینز قانون ۵ ثانیه را عنوان می‌کند و می‌گوید تا پنج بشمارید و اقدام کنید ولی من می‌گویم همان ۵ ثانیه را هم تعلل نکنید و سریع و سریع و سریع تر اقدام کنید.

کمال گرایی داریم

من عاشق استاندارد های بالا هستم. ولی بعضی وقت ها این استاندارد ها به حدی زیاد است که به جای کمک کردن به ما جلو ما را می‌گیرد. همیشه انجام کار درست ملاک است. نه انجام کار بی نقص. در جهان هستی بی نقص فقط خداست.

پس با همین امکانات و پتانسیلی که دارید دست به اقدام بزنید. مطعنم که نتایج خوبی به دست می‌آورید.

 

مقایسه

مقایسه یکی از دشمن های اصلی عملگرایی است. زمانی که خودمان را با بالا دستی و یا پایین دستی خودمان مقایسه می‌کنیم دو حالت پیش می‌آید. مقایسه با پایین دستی ما را دچار غرور و اعتماد به نفس کاذب می‌کند و مقایسه با بالا دستی ما را از تلاش ناامید می‌کند.

به جای مقایسه راه خودتان را بروید و سعی کنید هر روز یک قدم موثر در مسیر خود بردارید.

من زمانی که به تازگی وارد حیطه سخنرانی و تولید محتوا شده بودم همیشه خودم را با اساتید دیگر مقایسه می‌کردم و این باعث می‌شد از لحاظ روحی اذیت شوم و حال و روز خوبی رو تجربه نکنم.

پس تاکید می‌کنم اجازه ندهید مقایسه دریچه الهام را به زندگی شما ببندد.

 

اهداف خود را مرور کنید

این قسمت به همان قسمت چرایی بر می‌گردد. یکی از دلایل ما برای حرکت کردن رسیدن به اهدافمان است. پس مرور اهداف می‌تواند انرژی دوباره‌‌ای به وجود ما وارد کند و مارا به سمت خلق اهداف و آینده رویایی خودمان سوق دهد.

اگر هنوز هدف مشخصی در زندگی ندارید این ویدیو رو ببینید.

 

نظر خودتو باهام در مورد عملگرایی به اشتراک بذار…

میکروفون و رینگ لایت تولید محتوا با قیمت زیر ۱ میلیون

میکروفون و رینگ لایت تولید محتوا با قیمت زیر ۱ میلیون

خیلی از مخاطبان و شاگردانم از من سوال می‌کنند که اگر بخواهیم میکفروفون و رینگ لایت مناسب و با کمترین قیمت برای تولید محتوا تهیه کنیم، شما کدام برند ها را پیشنهاد می‌دهید.

میکروفون‌های مناسب بین ۳۰۰ تا ۷۰۰

میکروفون خوب

میکروفون ارزان برای تولید محتوا

برند بویا امروزه میکروفون‌های زیادی برای تولید کنندگان محتوا تدارک دیده است اما به نظر من این برند به حد کافی با کیفیت عمل نکرده است. خیلی از اساتید و مدرسان boya-M1 رو برای تولید محتوا توصیه می‌کنند اما من با احترام به این اساتید این میکروفون را توصیه نمی‌کنم. چون که در فیلم برداری بعد از مدتی این میکروفون نویز زیادی روی صدای شما ایجاد می‌کند.

برای همین من گزینه‌های دیگری را به شما توصیه می‌کنم.

میکفروفونی که خودم دارم مارک Green Audio است و قیمتی معادل ۲۷۰ تا ۳۱۰ هزار تومان دارد و کمی از بویا ام وان گران تر است. اما در فیلم‌برداری نویز خاصی ندارد. نقطه ضعف این میکروفون کوتاه بودن طول سیم آن است. شما می‌توانید با خرید یک سیم اضافه همراه این میکروفون به راحتی و با کیفیت بالا فیلم خودتان را ضبط کنید.

مدل دقیق میکروفون من Green Audio GA141 است. برای خرید مستقیم از دی جی کالا از اینجا اقدام کنید.

در برند بویا هم من ام وان را توصیه نمی‌کنم، ولی می‌توانید از مدل‌های بهتر و قوی تر همین برند استفاده کنید که قیمت آن‌ها از ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان متغیر است.

رینگ لایت چطور

رینگ لایت

رینگ لایت مناسب برای تولید محتوا

وقتی قرار است کمتر از ۵۰۰ هزار تومان برای رینگ لایت هزینه کنیم زیاد منتظر کیفیت خاص نباشید.

یا باید خودتان یک رینگ لایت ساده دست و پا کنید و یا از برند‌های ارزان قیمت موجود در بازار استفاده کنید.

من در این رده قیمت برند خاصی را توصیه نمی‌کنم. فقط به شما می‌گویم که به این چند نکته دقت کنید.

نور رینگ لایت حالت آفتابی و مهتابی داشته باشد.

سبک و قابل حمل باشد.

جای قرارگیری موبایل در بین رینگ لایت تعبیه شده باشد.

جنس پایه رینگ لایت خوب باشد.

موقع خرید گوشی خود را روی رینگ لایت بگذارید و قدرت نگه داری آن را تست کنید.

نور رینگ لایت قابلیت کم و زیاد شدن داشته باشد.