۷ تمرین برای بودن در لحظه حال

تمرین بودن در لحظه حال

بودن در لحظه حال! یعنی واقعا مسئله این است؟

من از کودکیم آروم بودم. ولی نه هر جایی.

معمولاً تو محیط های آشنا خیلی شیطنت می‌کردم، اما تو محیط های غریبه خیلی خیلی آروم بودم.

یه نکته ای که وجود داشتم میزان شیطنت من در درون خودم خیلی خیلی خیلی زیاد بود. درونم همیشه پر از هیاهو بود و نمیشد خاموشش کرد. دلیلش این بود که من یه پسر رویاپرداز بودم.

ولی باورهای غالب جامعه اینطوری بود که به من می گفت نمی تونم به رویاهام برسم و این منو اذیت می کرد. چون نمی‌تونستم باهاشون رو به رو بشم و بقیه رو متقاعد کنم پس در سکوت با خودم می جنگیدم.

یه طرف روح الهی من که می گفت:« تو می‌تونی بهترین زندگی رو خلق کنی و به همه چیز برسی» یه طرف باورهای محدود کننده جامعه و خانواده که می‌گفت:«این کارها امکان پذیر نیست. بچه باید درس بخونه و بعد بره تو اداره سر کار.»

این دو تا صدا درون من با هم می جنگیدن. هر بار صدای الهی بیشتر بود من حس خوبی داشتم و در آرامش بودم. هر بار صدای باورهای اجتماع و نجواهای شیطان بیشتر بود من پر از حس ترس و نگرانی و خشم می‌شدم.

من در واقع یا داشتم در مورد آینده رویا پردازی می‌کردم و یا داشتم به گذشته فکر می‌کردم و حسرت چیزایی که نداشتم.

تو اون سن کم که هر بچه ای فکر بازی خودشه من داشتم به این چیزا فکر می‌کردم. دلم می‌خواست یه میراث بزرگ از خودم روی زمین باقی بذارم.

این مدل زندگی باعث شده بود اصلا در لحظه حال نباشم. یعنی حتی برای چند دقیقه هم لحظه حال رو درک نکرده بودم و این یه اتفاق بد بود. البته اون موقع نمی‌دونستم زندگی من فاجعه هست. ولی الان می‌فهمم چه رنجی رو به خاطر ناآگاهی متحمل می‌شدم.

شروع تمرین بودن در لحظه

سال ها گذشت تا من با آموزش و معجزه آگاهی در زندگیم آشنا بشم و بفهمم تمام مسائل من با کمک آموزش می‌تونه برطرف بشه.

وقتی اولین بار می شنیدم که بعضی ها در مورد لحظه حال صحبت می‌کردن خندم می گرفت. می گفتم :«آخه لحظه حال یعنی چی؟ به چه دردی میخوره؟‌ یعنی من به آینده یا گذشته فکر نکنم؟»

اصلا ذهن آگاهی و بودن در لحظه رو جزو چزای پیش پا افتاده می‌دونستم و روشون هیچ تمرکزی نداشتم.

خب آخه تلاش زیاد و طاقت فرسا همیشه جذاب تره. تو جامعه ای که میگن نابرده رنج گنج میسر نمیشود

قطعا تلاش زیاد برای مردم جذاب تره. وقتی بری روی سن و از سختی ها بگی و در آخر بگی بعدش موفق شدم قطعا همه بیشتر برات دست میزنن تا اینکه بگی من تو لحظه حال با آرامش به همه چیز رسیدم.

شاید دلیل مقاومت من با این طرز فکر همین دیدگاه های جامعه بود.

نظر مردم مهم یا راحتی خودت؟

هر چی بیشتر تحقیق می‌کنم بیشتر می فهمم که نمیشه نظر مردم رو جلب کرد. همیشه نظرشون عوض میشه. آخه تعدادشون زیاده و نظراتشون متفاوت.

ولی راحتی خودت همیشه بهتر و راحت تره.

چرا؟

چون تعیین می کنی چی میخوای و با رعایت قوانین و یه سری عرف های جامعه می تونی از تک تک لحظاتت لذت ببری.

کسی که طبق نظر مردم مبل میخره با نظر منفی اولین مهمان دیگه مبل گرون قیمت جدیدش رو دوست نداره و فکر یه مبل جدیده.

ولی کسی که با دلیل و با توجه به نیاز خودش مبل میخره هر بار که روی اون مبل میشینه تجربه لذت رو در وجودش احساس میکنه و هر کسی هم بهش بگه مبلت خوب نیست ناراحت نمیشه.

تمرین بودن در لحظه حال با من چیکار کرد؟

خب من شرایطم رو براتون توضیح دادم.

من که  زندگیم تا حدی بر اساس باورهای اشتباه و نظر مردم چیده شده بود داشتم تلاش خیلی زیادی میکردم، اما نتایج خیلی از تلاشم کمتر بود.

یعنی اصلا غیر قابل اتکا بود.

متوجه شدم که یه جای کار ایراد داره.

پس شروع کردم به مطالعه تا ریشه این مشکل رو پیدا کنم.

وقتی خوب تحقیق کردم متوجه شدم مشکل من به خاطر اینه که باورهای اشتباهی دارم و در لحظه زندگی نمی‌کنم.

همین باعث میشه اقداماتم بر اساس تجربیات گذشته و با باور اشتباه باشه و نتیجه مورد نظر من به دست نیاد.

پس مثل همیشه دریچه های قلبم رو به روی آموزش های جدید باز کردم و با تمام وجود تمرین کردم.

و این موضوع باعث شد نتایج من چندین برابر بشه و موقعیت های شغلی و کاری و ارتباطی بسیار زیاد جدیدی برای من ایجاد بشه و این مقدمه درک لحظه حال برای من بود.

در حال حاضر چندین ماه از شروع تمرینات من میگذره و من در تمام بخش های زندگی تا حد بسیار زیادی پیشرفت کردم و اینو مدیون همین تمرین ها هستم.

تجربیات و تحقیقاتم رو در قالب ۷ تمرین با شما به اشتراک میذارم.

۷ تمرین برای بودن در لحظه حال

در این بخش تمرین هایی رو میگم که خودم انجام دادم و نتیجه گرفتم.

من عادت ندارم مثل بعضی از همکاران چنتا کتاب بخونم و دوتا مدرک بگیرم و همون ها رو بگم. بلکه من بهترین ها رو مطالعه میکنم، خودم در زندگی اجرا می‌کنم و اونایی که واقعا نتیجه بخش باشه رو با شما به اشتراک میذارم.

۱

لمس درختان و درک بودن در لحظه حال

درختان یکی از مخلوقات جادویی خداوند هستن. یه درخت یک آرامی مراحال رشد خودش رو طی می‌کنه و از یه نهال کوچک به یک درخت پر از محصول تبدیل میشه.

شما می تونید با دست خودتون برگ یا تنه یک درخت رو لمس کنید و چشم خودتون رو برای چند لحظه ببندید.

بعد تصور کنید که چطور آب و غذا از ریشه به درخت میرسه و درخت بدون نگرانی به زندگی و رشد خودش ادامه میده.

منظورم نگرانی بابت اینکه آب و روزی این درخت چطوری تعمین میشه.

به نظرم با باید وظیفه خودمون رو انجام بدیم و پول و روزی رو به خدا بسپاریم. منظورم اینه که تمام تلاش خودمون رو در مسیر علاقه و یا کارمون انجام بدیم و با حس خوب منتظر رسیدن روزی از جانب خدا باشیم.

۲

قدم زدن و گوش دادن به پادکست خوب

یکی از تمرینات من برای رسیدن به لحظه حال قدم زدن و گوش داده به پادکست ها و دوره های صوتیه.

من با این روش غرق در لذت قدم زدن میشم و به قدری حس خوب پیدا می‌کنم که نه گذشته و نه آینده نمیتونه من رو از اون لحظه جدا کنه.

وقتی به مطلبی گوش می‌کنیم در هر صورت برنده میشیم.

اگه به صدا توجه کنیم این آموزش ها مستقیماً وارد خودآگاه ما میشه و در تصمیم گیری ها و سبک زندگی بهمون کمک میکنه.

اگه هم به صدا توجه نکنیم این صداها وارد ناخودآگاه ما میشه و باعث تغییرات بنیادی در ضمیر ناخودآگاه ما میشه.

۳

رفتن به طبیعت

طبیعت همیشه حس خوبی داره. چون مستقیماً مارو به منبع آفرینش وصل میکنه.

وقتی به طبیعت میرین پیشنهاد من  اینه که با آرامش به صدای طبیعت گوش بدین.

و ببینید که موجودات مختلف چطور بدون نگرانی زندگی می کنن. بدون فکر به گذشته آشنا و آینده قابل پیشبینی در لحظه حال بودن رو تمرین می‌کنن و در همون لحظه حس ناب زندگی رو آفرینش میکنن.

این بهترین مدل زندگیه…

۴

نوشیدن آب

شاید اکثر ما آب رو وقتی نوشیده باشیم که خیلی تشنه ایم و فقط با سرعت آب خوردیم تا این تشنگی برطرف بشه.

اما این بار حتی زمانی که تشنه هستین آب رو جرعه جرعه بنوشید.

با هر جرعه آب نفس بکشید و حس زندگی رو دریافت کنید. گذشته با تمام تلخی ها گذشته و آینده میتونه با اقدامات درست این لحظه ساخته بشه.

پس با آرامش آب بنوشید و خدا رو بابت این نعمت جذاب شکر کنید.

۵

محبت به دیگران

همیشه گفتم که منظور من از محبت اینه که اگه کار خوبی انجام میدیم هیچ توقعی از طرف مقابل نداشته باشیم.

یادمه خودم یک بار یه شاخه گل رز آبی رو به یکی از مامور های نصب آگهی تبلیغاتی در تهران دادم. انقدر خوشحال شده بود که نمی‌دونست چی بگه.

یا اینکه  یه بار به آرمین زارعی که برای خوردن شام به یکی از رستوران های خیابون فرشته اومده بود یه گل رز هدیه دادم. انقدر خوشحال شده بود که از ماشین پیاده شد و خودش گفت: «میخوای عکس بگیریم؟»

این لحظات انقدر واقعی بودن که با هر بار فکر کردن بهشون سخت ترین شرایط رو هم فراموش میکنم.

با محبت بی توقع همیشه در لحظه باشید.

۶

نوازش حیوانات

ما از بچگی تو حیاط خونه حیوانات مختلف رو نگهداری می‌کردیم.

آخه خونه ما ویلاییه و یه حیاط بزرگ ۲۰۰ متری داره. از خرگوش و عقاب و شاهین گرفته تا طوطی و مرغ عشق و اسب و گاو خلاصه همه مدل حیوونی نگه داشتیم.

چیزی که تو این سالها و به خصوص الان که  اسطبل اسب بزرگ خودمون رو داریم فهمیدم اینه که حیوانات هم عشق و محبت بی اندازه ای نسبت به کسی که ازشون مراقبت کنه دارن.

یادمه یه بار کره اسب مون وحشی شده بود و با سرعت داشت فرار میکرد.

من که طناب متصل به ابسار اون اسب دستم بود روی زمین کشیده می شدم و تمام بدنم داشت زخمی میشد.

از یه جایی به بعد شکار (اسم کره اسب) رو رها کردم و خودم خونین و مالین افتادم رو زمین.

بعد از چند دقیقه دیدم شکار که نزدیک ۱۰ متر از من فاصله پیدا کرده بود و داشت با سرعت میدوید یه دفعه ایستاد و به سمت من اومد.

خودش رو به من رسوند و با سرش من رو نوازش میکرد و فهمیده بود که من برای گرفتنش و آروم کردنش دچار حادثه شدم.

این همه رو گفتم که بدونید لحظاتی که با حیوانات هستیم و اونارو نوازش می‌کنیم حسی سرشار از عشق و سرزندگی در ما زنده میشه و این خود زندگیه

این پایین کلیپ قدیمی من و شکار رو میذارم تا شما هم لذت ببرین.

 ۷

مدیتیشن و آموزش

مدیتیشن و آموزش در مورد لحظه حال یکی از بهترین  تمرین های بودن در لحظه حال هست.

من خودم از ۷ ماه پیش به صورت جدی روزانه مدیتشن می کنم.

برای اینکه مهارت مدیتیشن و آموزش های لحظه حال رو به خوبی یاد بگیرین فیلم سمینار ثروت درون رو براتون قرار دادم. شما هم می‌تونید با تماشای این سمینار ثروت رو در خودتون پیدا کنید که تک تک لحظات زندگی تون پر از لذت و شادی بشه و خوشبختی واقعی رو تجربه کنید.

 

برای تهیه فیلم سمینار گنج درون و رهایی گذشته می‌تونید اینجا کلیک کنید.

 

کنترل ذهن و افکار با یک روش دائمی

لحظه هایی شده که موتور ذهن روشن میشه و به سرعت شروع به تولید افکار مختلف میکنه و کنترل ذهن در این مواقع لازم میشه.

گاهی حجم این افکار به حدی زیاد میشه که تاب و توان آدم رو از بین می‌بره. یه جورایی مارو خسته می‌کنه و حس می‌کنیم زندگی همین چیزاییه که ذهنمون به ما میگه.

وقتی موتور ذهن ما روشن میشه دیگه نمیشه جلوش رو گرفت. البته بدون اینکه روشش رو بلد باشیم نمی‌تونیم. مثل رانندگی میمونه ولی نه رانندگی تو یه جاده صاف و بدون ماشین مزاحم.

مثل رانندگی تو یه مسابقه حساس.

کنترل ذهن شاید یکی از مهم ترین چیزای زندگی ماست. افرادی که روی ذهن خودشون کنترل و تسلط ندارن، نمی‌تونن زندگی رو طوری که می‌خوان بسازن. در واقع افکارشون به زندگی شون جهت میده. ولی افراد موفق با جهت دادن به ذهنشون قدرت خودشون رو چند برابر می‌کنن

 

مثال شخصی از کنترل ذهن

همین دیشب که پیش نویس اولیه این مقاله رو نوشتم یادمه نتونستم تمومش کنم. خودم نمی‌دونستم مشکل کجاست. ولی ذهنم داشت می‌گفت:«حالا فرض کن نوشتی، که چی؟ قراره چی بشه؟ نمیخوای بیخیال نوشتن این متن های بیخود بشی؟ بس نیست؟»

من تعجب کردم. آخه من هر روز یه مقاله جدید روی سایتم می‌نوشتم و از این کار لذت می‌بردم.

باعث تعجب بود که امروز نمی‌تونستم این کار رو انجام بدم.

یه کم توجه کردم. هم به احساسم و هم به افکارم.

متوجه شدم در طول چند روز گذشته ورودی های خوبی به  ذهنم وارد نشده. به خاطر عید نوروز خونه خیلی از افراد رفته بودم و اونجا حرف های منفی زیادی به گوشم رسیده بود.

ورودی های منفی یکی از اصلی ترین عوامل منفی شدن ذهن هستن و به تنهایی ذهن ما رو به جهت اشتباه می‌برن.

کنترل ذهن خیلی مهمه، خیلی مهم.

به همین خاطر هست که اکثر افراد موفق اخبار رو دنبال نمی‌کنن، توی هر جمع و مجلسی حاضر نمیشن و روابط محدودی دارن. منظورم از روابط محدود اینه که فقط با افرادی معاشرت میکنن که در رسیدن به اهداف شون بهشون کمک می‌کنن.

معنی ذهن؟

ذهن مجموعه ای از قوا هستن که می‌تونی اونارو در وجود خودت حس کنی. قوایی مثل فکر، تخیل، حافظه، اراده و احساس و معمولاً ذهن رو با توانایی هوشیار بودن و اندیشه تعریف می‌کنن.

ذهن ما در نهایت منجر به بروز رفتار در ما میشه. یعنی کاری که ما انجام میدیم به ذهنیت ما بستگی داره.

من کاری به حواشی تعریف ذهن ندارم و اینکه بقیه در موردش چه نظراتی دارن. من میخوام از ذهن استفاده کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم.

معمولاً دوست دارم تو  زندگی همیشه اصل هر چیزی رو توضیح بدم. نمیخوام  با پرداختن به حواشی از اصل دور بشم.

ذهن و مغز

مغز ما مسئولیت فرماندهی بدن ما رو در اختیار داره. مغز ما خیلی پیچیده هست و می‌تونه کارهای زیادی رو انجام بده. 

معمولاً مغز فیزیکیه و خیلی منطقی  موضوعات رو برسی می‌کنه. در اصل هر چیزی که با حواس پنج گانه قابل برسی باشه توسط منطق مغز تایید میشه.

اما ذهن اینطوری نیست. ذهن خیلی فراتر از مغز رو هم میبینه.

مثل اینکه تو در کودکی هستی و خودت رو پشت یونیت دندان پزشکی در حالی که داری یه بیمار رو درمان می‌کنی تصور می‌کنی.

از نظر مغزت امکان نداره تو به اون جایگاه برسی. چون تو الان در یه خانواده هستی که پدرت سیکل داره و مادرت یه سال مونده به گرفتن دیپلم از درس خوندن انصراف داده.

تصمیم با توست. 

عین یه بچه آدم زندگی که الان داری رو بپذیری و همونطوری ادامه بدی. 

یا یه زندگی جدید رو با تصورات رویایی خودت بسازی.

تو همین الان می‌تونی با انگشت به مغزت اشاره کنی ولی آیا می‌تونی با انگشت ذهنت رو نشون بدی؟

چیزی که خودم تجربه کردم  اینه که ذهن بیشتر منفیه تا مثبت. بیشتر سعی می‌کنه تو رو متقاعد کنه که نمی‌تونی. اینم به خاطر مدل زندگی ما و اینه که بلد نیستیم ذهن خودمون رو کنترل کنیم.

به همین خاطر  ذهن ما مثل یه اسب سرکش دائم هر طور دلش میخواد عمل میکنه ولی ما باید کنترلش رو به دست بگیریم.

ما باید به ذهن و جسم خودمون بفهمونیم که یه آگاهی در وجود ماست که کنترلش دست ماست و ما به کمک همون ذهن و مغزمون رو تحت اختیار خودمون در میاریم.

در اصل ذهن نسبت به مغز در جایگاه بالاتری قرار میگیره و یه جورایی رئیس مغز ماست.

چگونه ذهن خود را کنترل کنیم؟

بعد از شناخت نسبی نسبت به ذهن وقتش رسیده که با کنترل ذهن و افکار زندگی مون رو در دست بگیریم.

در بخش قبلی گفتم که این ذهن ما ذاتاً دنبال نکات منفیه. یعنی انقدر ورودی های اشتباه مثل اخبار ، صحبت های منفی و غیره وارد ذهن ما شده که مثل یه بچه جیغ جیغو فقط بلده با صدای بلند همه رو کلافه کنه و تازه به خواسته هاش هم نرسه.

۱

افکار را مشاهده کنید

اولین گام تو مسیر خود آگاهی و کنترل ذهن اینه که افکار و احساسات خودمون رو مشاهده کنیم. این افکار از یه سری باورهای بنیادی شکل میگیره.

مثلا من سالها بود که همیشه با اینکه درآمد داشتم ولی حسابم خالی میشد. من هیچ مدلی نمیتونستم پول پس انداز کنم. 

تا اینکه وقتی خوب ذهنم و افکارم رو برسی کردم متوجه یه ترس شدم. در زمان کودکی من دوبار پول های عیدی خودم رو توی بانک پس انداز کردم. بعد از چند ماه متوجه شدم که پدرم این پول رو بدون اینکه بهم بگه برداشت کرده و باهاش یه چیزی خریده.

این باعث شده بود من همیشه از پس انداز بترسم.

چون فکر‌ می‌کردم ممکنه یکی دوباره تمام پس اندازم رو ببره و خرج کنه.

حالا این باور رو تعییر دادم و چند روز بعد از تغییر تونستم پول پس انداز کنم و الان از این کار لذت می‌برم و حتی قلک هم دارم. در کنار حساب پس انداز همیشه یه مقدار پول توی قلک و یه مقدار پول نقد توی کیف پولم دارم.

۲

باور ها را پیدا کنید

مثل مثالی که زدم وقتی بتونیم افکار رو درک کنیم می‌تونیم باورهای زیر بنایی اون فکر رو هم پیدا کنیم. 

و با تغییر اون باورها می‌تونیم زندگی مون رو تغییر بدیم.

باور دیگه ای که وجود داشت این بود که من طبق مثال های جامعه باور داشتم که نمیشه کاری رو از صفر شروع کرد و حتما باید یه نفر بهت سرمایه بده یا حداقل وام بگیری.

بعد از اینکه مدت ها رو خودم کار کردم و کلی آدم دیدم که بدون وام و سرمایه الان به یه میلیاردر خودساخته تبدیل شدن منم کم کم باور کردم که این کار امکان پذیره.

در حال حاضر بیزینس من برای بیش از ۱۰ نفر درآمد ایجاد میکنه و این فرصت در حالی ایجاد شده که من کار خودم رو از زیر صفر شروع کردم.

البته که هنوز خیلی راه برای رفتن دارم ولی در حال حاضر خیلی خوشحالم.

۳

کنترل ذهن و جسم رو به دست بگیر

الان که این مقاله رو می‌نویسم اولین روز ماه رمضان ۱۴۰۱ هست. من روزه می‌گیرم چون به مغز و ذهنم یادآوری می‌کنم که کنترل همه چیز دست منه.

منم که تصمیم می‌گیرم باید چه کاری انجام بشه.

منم که باید به فرمانم گوش کنی.

خودم  خیلی زیاد ریزه خوری می‌کنم. یعنی هر نیم ساعت یا هر یه ساعت باید یه چیزی بخورم.

ولی ماه رمضان جلوی خودم رو می‌گیرم. من آدم مذهبی نیستم. اما متوجه شدم که روزه برای کنترل ذهن من خیلی مفیده. همچنین کمک میکنه نعمت های خداوند رو بهتر درک کنم.

توصیه نمی کنم شما هم حتما روزه بگیرین ولی بعضی وقتا سعی کنید بر خلاف میل کاری رو انجام بدین. 

مثلا با اینکه خیلی گرسنه هستین ولی تا زمانی که همه اعضای خانواده سر سفره نیومدن غذا خوردن رو شروع نکنید.

یا اینکه مثلا یه مدت ساعت ۴ صبح از خواب بیدار بشین تا ذهن تون بفهمه حاضرین برای تغییر از خواب دل بکنید.

۴

مدیتیشن رو جدی بگیرین

یکی از بهترین روش ها برای رسیدن به ذهن آگاهی و کنترل ذهن مدیتشن هست.

من مقاله های زیادی در مورد مدیتیشن و ذهن آگاهی نوشتم ولی اگه بتونید روزانه ۵ تا ۲۰ دقیقه در شروع کار و بعدا زمان بیشتری رو به مدیتیشن اختصاص بدین کنترل ذهن رو به دست میگیرید.

شما باید عادت کنید هر روز مدیتیشن کنید و این عادت رو جزو برنامه های روزانه داشته باشین.

نتیجه کنترل ذهن و افکار چیه؟

۴ روش کاربردی رو تو این مقاله بهت معرفی کردم. کلی مقاله دیگه هم هست که می‌تونی در مورد ذهن و ذهن آگاهی مطالعه کنی.

با خوندن این مقاله و تغییر سطح آگاهی می‌تونی برای رقم زدن بهترین زندگی و رسیدن به موفقیت اقدام کنی.

فیلم بعدی که قراره براتون منتشر کنیم ویدیو هدف گذاری قسمت دوم هست که طی یکی دو روز آینده روی سایت قرار میگیره.

 

انواع تمرکز(۳مدل) و دلیل اهمیت تمرکز

انواع تمرکز چیه و چرا مهمه؟

چرا باید تمرکز داشته باشیم؟

چرا باید انواع تمرکز رو بشناسیم؟

چرا قرن جدید تمرکز ضرورت داره؟

چرا ما از انواع تمرکز غافل شدیم؟

من از وقتی به اهمیت تمرکز پی بردم که به زندگی خودم با عمق بیشتری نگاه کردم.

من با دقت به زندگیم متوجه شدم هر جا و در هر زمانی که تمرکز بالایی رو روی یک کار گذاشتم تونستم تو مدت زمان کمتر نتایج خیلی بزرگی بگیرم.

این واقعا جذابه که آدم بتونه به ظرفیت هایی در وجودش پی ببره که قبلاً نمی‌دونسته می‌تونه ازشون استفاده کنه.

به اعتقاد من اهمیت تمرکز انقدر بالا هست که بشه اون رو به عنوان یکی از موضوعات مهم قرن ۱۵ در ایران نامگزاری کرد. چون مردم ما به شدت تمرکز پایینی دارن. اینو میشه با برسی دقیق رفتارهای مردم به دست آورد.

سعی می‌کنم خودم هم یه تحقیق در این مورد داشته باشم ولی به طور کلی اگه یه نگاه سطهی به اطراف خودتون بندازین متوجه این حقیقت میشین.

انواع تمرکز کلا به سه نوع تقسیم میشه

بریم با هم انواع تمرکز رو برسی کنیم و ازشون استفاده کنیم.

راستی این مقاله رو کسی می‌نویسه که قبلا اصلا تمرکز درستی نداشت. یعنی یادمه وقتی میرفتم سر کار انقدر فکرم درگیر چیزای دیگه بود که اصلا نمی‌تونستم کارم رو به خوبی انجام بدم.

بعد از کار هم همیشه به این فکر می‌کردم که نکنه کارم خراب شده باشه. خلاصه تمرکز ما همش پخش شده بود این طرف و اون طرف.

خیلی تمرین کردم تا الان تونستم جمعش کنم یه جا.

۱

تمرکز درونی(انواع تمرکز)

بریم سراغ اولین مدل تمرکز که همون تمرکز دورنیه.

تمرکز درونی یعنی توانایی افراد در ارتباط با توانایی ها و مهارت های ذاتی و خودمدیریتی. این توانایی همون خودآگاهی و خودشناسی ما رو هم شامل میشه. یعنی ما چقدر از درون خودمون آگاهی داریم. چقدر نقاط قوت و ضعف خودمون رو میشناسیم.

وقتی ما تمرکز درونی داشته باشیم می‌تونیم خودمون رو بهتر و بیشتر کنترل کنیم. مثلا یه نفر که به خودشناسی رسیده و می‌دونه یه کم روحیات حساسی داره سعی می‌کنه خودش رو در موقعیت های احساسی قرار نده.

یا اگه در این موقعیت ها قرار گرفت از قبل خودش رو برای یه واکنش درست و منطقی آماده می‌کنه.

به نظر من افراد این تمرکز رو ندارن. به خاطر همینه که دائم دیگران رو قضاوت می‌کنن. بقیه رو نقد می‌کنن. در حالی که اگه به خودشون توجه کنن متوجه میشن که انقدر مشکل دارن که اصلا به خودشون اجازه نمیدن کسی رو نقد کنن.

من خودم رو این موضوع خیلی کار کردم. من هر روز که بیدار میشم نزدیک ۲ تا ۳ ساعت روی خودشناسی و روی ذهنیت های خودم کار می‌کنم. معمولا دوست دارم ساعت های اولیه روزم رو فقط با خودم  خلوت کنم.

چون میدونم اگه تمرکز درونی خوبی داشته باشم دنیای بیرون من خود به خود درست میشه.

باورسازی

به عنوان تمرین این قسمت چند سوالی که اینجا می‌نویسم رو جواب بدین. البته برای خودتون تو یه دفترچه تغییر. 

اگه نمی‌دونید دفترچه تغییر چیه فعلا تو یه دفتر معمولی این کار رو انجام  بدین.

سوال اول:

در حال حاضر درآمد شما چقدره؟

سوال دوم:

لیست ۱۱۴ هدف اصلی شما در زندگی چیه؟

سوال سوم:

هدف اصلی امسال شما چیه؟

سوال چهارم:

آیا هر روز اقداماتی در راستای رسیدن به اهدافتون انجام میدین؟

البته کلی سوال دیگه هم هست که انشالله در جلسه اول دوره بازاریابی معنوی بهتون یاد میدم. ولی اگه تونستید به این چنتا سوال جواب خوب و راضی کننده ای از نظر خودتون بدین یعنی در سطوح اولیه خودشناسی و خودآگاهی هستین و تا حد خوبی تمرکز شما روی خودتون هست.

۲

تمرکز بیرونی(انواع تمرکز)

به توانایی شما برای شناخت دنیای بیرون و همینطور مدل نگاه شما به جهان یا همون جهان بینی شما مربوط میشه.

وقتی درک خوبی از جهان داشته باشین و بتونید به خوبی تمرکز خودتون رو مدیریت کنید میتونید خیلی اتفاقات رو پیشبینی کنید.

مثلا خیلی از کارآفرین ها با کمک گرفتن از قانون تمرکز می‌تونن میزان رشد کمپانی ها رو در زمان آغاز به کار پیشبینی کنن و به این ترتیب با سرمایه گذاری روی کسب و کارهای کوچیکی که فکر می‌کنن در آینده به موفقیت میرسه سود خوبی به جیب میزنن.

مردم معمولی تمرکز خودشون رو روی هر چیزی میذارن و این باعث میشه هیچ رشدی توی زندگیشون حاصل نشه.

مثلا انقدری که از پشت صحنه بازیگران سریال محبوبشون اطلاعات دارن در مورد بیزینس خودشون اطلاعات ندارن. خب همین یعنی تمرکز اشتباه دیگه. یا اینکه من به عنوان یه کارآفرین به جای اینکه روی شخصیت خودم و بیزینس خودم کار کنم فقط بیام ویدیوی کارآفرین های دیگه رو ببینم و تشویقشون کنم.

دیدن ویدیو کارآفرین های بزرگ هم خوبه، ولی در صورتی که برای کسب و کار خودمم اقدامی انجام بدم.

باورسازی

سعی کنید با انسان های موفق در حوزه کسب و کار خودتون یا کسب و کارهای دیگه مصاحبه کنید. ازشون سوال بپرسین و ذهنیت های خوبشون رو متوجه بشین.

سعی کنید با افراد شکست خورده صحبت کنید و بگین اگه به گذشته بر میگشتن چه کارهایی رو انجام میدادن و چه کارهایی رو انجام نمیدادن.

۳

تمرکز روی دیگران(انواع تمرکز)

یعنی چقدر می‌تونید با دیگران همدلی کنید. چقدر میتونید متوجه احساسات بقیه بشین و بهشون کمک کنید.

این تمرکز همون مهارت گوش دادن فعال و همدلیه. مهارت برقرار کردن ارتباطات عمیق اجتماعیه. 

این سبک از تمرکز به شما کمک  می‌کنه ارتباطات قوی تری داشته باشید و به راحتی بتونید با دیگران ارتباط خوبی برقرار کنید. البته بعضی از افراد این تمرکز رو به اشتباه استفاده می‌کنن.

روی دیگران تمرکز می‌کنن، اما مدل نگاهشون مثل یه پلیسه که می‌خواد دزد بگیره. میخواد مچ طرف مقابل رو بگیره. تمرکز این افراد با ذهنیت مچ گیریه.

این مدل تمرکز نه تنها رابطه شما رو با دیگران خراب می‌کنه بلکه باعث میشه از خودتون دور بشین و روز به روز به سقوط کنید.

مزایای تمرکز

داشتن تمرکز بالا مزیت های خیلی زیادی داره که من چنتا از مهترین مزیت ها رو در این نوشته با شما به اشتراک می‌ذارم.

۱

بهبود خلاقیت

خلاقیت شما رو متمایز میکنه و باعث میشه افراد جذب شما بشن. تصور کنید،یه شب آسمون پر از ستاره باشه و همه ستاره ها بدرشخن ولی یه ستاره بین این ستاره ها باشه که رنگش آلبالوییه. ستاره ی آلبالویی توجه شما رو به خودش جلب می‌کنه درسته؟

خب این تفاوت که معمولا در کسب و کارها بوسیله خلاقیت بوجود میاد می‌تونه مزیت شما نسبت به بقیه باشه.

حالا شما وقتی رو یک موضوع خاص تمرکز کنید به مرور ایده های جذابی با محوریت همون موضوع به ذهنتون میاد. شما با اجرایی کردن این ایده هاست که می‌تونید یه کسب و کار خاص رو برای خودتون دست و پا کنید.

خلاصه که تمرکز آنچنان خلاقیتی برای شما ایجاد می‌کنه که شما رو در هر حوزه ای که فعالیت می‌کنید تبدیل به بهترین ها می‌کنه.

۲

ارتباطات بهتر

وقتی تمرکز دارین می‌تونید به جای صحبت و ارتباط بر اساس احساسات با منطق خودتون ارتباط برقرار کنید. وقتی یه  ارتباط منطقی شکل بگیره پایداری خیلی زیادتری داره.

تازه وقتی در روابط خودتون تمرکز بالایی دارین می‌تونید با دقت بیشتری با طرف مقابل صحبت کنید و در نتیجه ارتباط شما کیفیت بهتری پیدا می‌کنه.

۳

ثروتمند شدن

وقتی به زندگی افراد بسیار ثروتمند نگاه کنید می‌بینید هر چقدر تمرکز بیشتری داشتن به همون نسبت ثروت بیشتری هم برای خودشون به دست آوردن.

افرادی هستن که ۲۰ تا کار رو در حد متوسط یاد گرفتن. ولی افرادی که یک کار رو به صورت حرفه ای و پرفکت انجام میدن هیچ رغیبی ندارن. افرادی مثل ایلان ماسک، بیل گیتس، استیو جابز،‌ هانس زیمر، یانی، باخ، کریستیانو رونالدو، آنتونی رابینز، مل رابینز، لبرون جیمز در این دسته قرار میگیرن.

تمرین‌هایی برای تمرکز

 

۱

تمرین ذهن آگاهی

من یه نوشته بسیار کامل و پر پیمون در این مورد دارم.

ولی خلاصه رو اینجا میگم. باید به حدی برسید که متوجه افکار و احساسات خودتون باشید. اینکه بدونید در لحظه چه افکاری در ذهن شما هستن و چه احساساتی دارین. به همین روش می‌تونید باورهای خودتون رو شناسایی کنید و با تغییر این باورها نتایج زندگی خودتون رو تغییر بدین.

برای مطالعه کامل تر روی لینک پایین بزنید و نوشته من رو مطالعه کنید.

نوشته:ذهن آگاهی دقیقا چیه + تمرینات کاربردی

۲

حضور فعال در کنار دیگران

بعد از اینکه تمرکز روی خودتون رو تمرین کردین و به ذهن آگاهی رسیدین حالا می‌تونید تمرکز روی دیگران رو تمرین کنید. با افراد همفرکانس خودتون صحبت کنید. دقت کنید که در این مکالمه قرار نیست زیاد حرف بزنید. در این مکالمه ۸۰ درصد حرف ها مربوط به طرف مقابل شماست.

شما ۸۰ درصد شنونده هستید و ۲۰ درصد صحبت می‌کنید. این مکالمه کمک می‌کنه که شفقت و همدلی شما بیشتر بشه.

خطر:

دقت کنید که به هیچ عنوان با انسان های غر غرو و منفی زیاد صحبت نکنید. به خاطر باورهای مخرب این افراد ممکنه که به طور کل از مسیر موفقیت منحرف بشین.

به همین خاطر گفتم با افراد همفرکانس خودتون هم کلام بشین.

نوشته:این مقاله به شما یاد میده که شنوده خوبی باشین و به یه شخصیت کاریزماتیک تبدیل بشین.

۳

گاهی استراحت کنید

افرادی که دانشجوی من هستن معمولا به کارشون علاقه دارن و انقدر حس خوبی به کار دارن که شاید چندین ساعت کار کنن و متوجه گذر زمان نباشن.

این افراد معمولا انقدر به کار علاقه پیدا میکنن که معتاد کار میشن.

ولی من یه توصیه دارم. یه روزهایی رو بذارید و تو این روزها هیچ کاری انجام ندین. حتی اگه یه قرارداد میلیارد دلاری پیش پاتون گذاشتن امضا نکنید.

این روز فقط مخصوص شماست.

۴

چندکارگی رو کنار بذارین

اگه دارین این نوشته رو میخونید پس بقیه تب های گوگل کروم رو ببندید. یا همزمان با مطالعه این مقاله به پیام های واتس اپ نگاه نکنید. چندکارگی به شدت تمرکز شما رو پایین میاره و در بلند مدت روی تمام جنبه های زندگی شما تاثیر منفی میذاره.

پس از همین امروز چندکارگی رو کنار بذارین.

 

اهمیت زیستن در لحظه حال

زیستن در لحظه خیلی وقته سر زبون بعضی از ماست. من خودم اصلا تو لحظه زندگی نمی‌کردم.

همیشه درگیر بودم دیگه. یا داشتم بابت گذشته غصه می‌خوردم یا اینکه از آینده می‌ترسیدم. ولی واقعا مگه میشه آدم بدون فکر به گذشته یا آینده زندگی درستی داشته باشه.

ولی خب وقتی به یه سری از افراد نگاه می‌کردم می‌دیدم اصلا درگیر مسائل مختلف نیستن و دارن کار خودشون رو انجام میدن.

یه سری از افراد دیگه هم همیشه دارن از اتفاقات و اشتباهات گذشته خودشون صحبت می‌کنن و حسرت می‌خوردن چرا فلان کار رو انجام ندادن یا چرا فلان قرارداد رو قطعی نکردن.

اما بیاین ببینیم چه افرادی در لحظه زندگی می‌کنن و چه افرادی در گذشته و آینده.

زیستن در لحظه حال سبک زندگی افراد موفق

من گفتم که قبلا اصلا در لحظه زندگی نمی‌کردم و پیشبینی های من هم از آینده بر اساس اتفاقات گذشته بود.

بذارین از بیل گیتس شروع کنیم. بیل زمانی که با شرکت بزرگ کامپیوتری تماس گرفت و گفت ما یه نرم افزار برای شما طراحی کردیم هنوز هیچ برنامه ای طراحی نکرده بود.

این برنامه در گذشته هم طراحی نشده بود.

پس بیل در لحظه با امید به آینده مثبت زندگی کرد.

چون اگه می‌خواست بر اساس گذشته، آینده رو قضاوت کنه باید به خودش می‌گفت:«بیل آخه قبل تو کسی نتونسته این کارو انجام بده و بعد از این هم کسی نمی‌تونه. بیخیال. کاری نکن.»

من میگم ما باید با امید به آینده مثبت در لحظه زندگی کنیم.

بیل گیتس با امید به آینده مثبت و با تکیه بر ذهنیت بزرگ و مهارت هایی که داشت تمام تلاشش رو به کار گرفت و تونست در زمان مقرر برنامه مورد نظر رو بنویسه و شرکت خودش یعنی ماکروسافت رو تاسیس کنه.

ایلان ماسک کارآفرین مشهور این روزهای دنیای تکنولوژی که سقف‌های ذهنی دنیا رو بزرگتر کرده و تا کره مریخ برده هم به خاطر زندگی در لحظه حال تونسته خیلی از کارهارو پیش بگیره.

دلیل اینکه دارم در مورد لحظه حال با شما صحبت می‌کنم اینه که زیستن در لحظه حال می‌تونه ظرفیت و توانایی های ذهن و قلب ما رو برای خلق اهداف مون آزاد کنه.

ما چنان قدرتی داریم که اگه بتونیم بخشی از این قدرت رو به کار بگیریم خلق اهدافمون کمترین کاریه که می‌تونیم باهاش انجام بدیم.

خود من خیلی دارم روی ذهنم کار می‌کنم. نتایج بسیار زیادی از این خودآگاهی و تمرین ها به دست آوردم.

مثلا وقتی زیستن در لحظه حال رو با تمام وجود درک می‌کنم تمرکزم چندین برابر میشه و فرصت های درآمدی خیلی زیادی در مسیرم می‌بینم.

اما هیچ کسی نمی‌تونه دائما در لحظه باشه، اما با تمرین می‌تونه هر بار بیشتر در لحظه حال قرار بگیره و از قدرتش استفاده کنه.

نکته مهم در مورد بیل گیتس

بیل گیتس در یک خانواده بسیار ثروتمند متولد شده بود. اون به خاطر خانواده ثروتمند ذهن ثروتمندی داشت. به همین دلیل هم هست که تونست در مدت زمان کمتری نتیجه بگیره.

خانواده نقش خیلی مهمی در شکلگیری ذهنیت های ما داره.

اینکه به چه کاری علاقه پیدا می‌کنیم و اینکه در آینده چه کارهایی انجام میدیم به ذهنیت های قبلی ما برمیگرده.

مثلا یکی از دلایلی که من به سخنرانی و نشون دادن موفقیت خودم به دیگران علاقه دارم اینه که در کودکی توجه زیادی دریافت نکردم و عزت نفس کمتری نسبت به بقیه داشتم.

خب زیبایی دنیا همینه.

آدمها از بدو تولد تضادهایی رو در زندگی تجربه می‌کنن که باعث میشه به مسیر های جدید برای پیشرفت جهان هدایت بشن.

کلید‌هایی برای زیستن در لحظه حال

مثل هر کار دیگری زیستن در لحظه حال نیاز به تمرین داره.

مثل یه مهارت که باید یاد بگیریم و در زندگی ازش برای بهتر شدن شرایط استفاده کنیم.

توی نوشته قبلی خودم در قرآن اثراتی از لحظه حال بهتون نشون دادم.

رد پای لحظه حال در قرآن کریم رو اینجا مطالعه کنید

با هم دیدیم که خداوند چه تاکیدی بر زیستن در لحظه داره و حالا اگه ما بتونیم از کلید های مختلف برای رسیدن به لحظه استفاده کنیم می‌تونمی واقعیت جدیدی رو خلق کنیم.

خودآگاهی کلید بسیار مهمیه

یه چیز که خیلی به شما کمک میکنه رسیدن به جایگاهیه که بتونید در لحظه افکار خودتون رو مشاهده کنید.

احساس خودتون رو مشاهده کنید.

این یعنی شما در یک مرتبه بالاتر قرار گرفتین و به جای اینکه درگیر افکار و احساسات آشنای خودتون بشین دارین اون ها رو از مرتبه بالاتری می‌بینید.

رسیدن به این جایگاه یه کلید بسیار مهم برای شماست.

بعد از اینکه می‌تونید آگاهانه افکار و احساسات خودتون رو ببینید میشه کم کم اونا رو تغییر داد.

نقش مدیتیشن برای زیستن در لحظه

ما اسطبل داریم و اونجا اسب های خوشگلی نگهداری می‌کنیم.

اسب تو یه فضای ۹ تا ۱۲ متری تو یه اسطبل در بسته قرار گرفته و نمی‌تونه جایی بره. بعضی روزها که اسب ها رو بیرون میاریم و رهاشون می‌کنیم تا حرکت کنن اونا تو یه محوطه فرضی حرکت می‌کنن.

انقدر تو اسطبل بودن که، وقتی بیرون میان هم تو یه فضای ثابت حرکت می‌کنن.

این نشون میده ما به خاطر این که در یک فضای ثابت و با یک طرز فکر ثابت زندگی کردیم، وقتی می‌خوایم تغییری در خودمون ایجاد کنیم بدنمون و ذهنمون مقاومت میکنه.

این مقاومت به خاطر مکانیزمهای مغز و ذهن ماست.

ولی ما قرار نیست تا ابد همینطوری زندگی کنیم.

من که از یه جا به بعد تمام ذهنیت های خودم رو تغییر دادم. علیه سبک زندگی و ذهنیت های خودم قیام کردم.

من یه پسر خجالتی بودم که الان به راحتی یه فروش رو با یه جلسه قطعی میکنه.

یه پسر خجالتی که الان جلوی یه جمعیت بزرگ سخنرانی می‌کنه.

من کسی بودم که خیلی به خانواده وابسته بودم ولی الان با یه کیف و بدون هیچ وابستگی خاصی مهاجرت میکنه.

اینا با تغییر ذهنم اتفاق افتاد و با ایمان به خدایی که پادشاه کیهانه.

شمایی هم که این نوشته رو میخونی قبول نکن که با همون ذهنیت ها و همون سبک زندگی ادامه بدی. از همین لحظه تصمیم بگیر و تغییرش بده.

وقتی ما ارتباط خودمون رو با دنیای فعلی قطع می‌کنیم، و سعی می‌کنیم بدون فکر کردن به گذشته یا آینده در لحظه باشیم و هر فکری که میاد اون رو ببینیم و آگاهانه دوباره به لحظه برگردیم در واقع داریم مدارهای جدیدی رو در مغز خودمون نصب می‌کنیم.

وقتی مدیتیشن می‌کنیم داریم خودمون رو تربیت می‌کنیم. به خودمون می‌گیم که:«کنترل دست منه. هر زمان دوست نداشته باشم می‌تونم به هیچی فکر نکنیم.»

این توانایی خاص می‌تونه اعتماد به نفس زیادی رو در شما ایجاد کنه.

اگه به خوبی میدتیشن رو انجام بدین حتی می‌تونید اقدامات خودتون رو تغییر بدین. می‌تونید باور این رو در مغزتون ایجاد کنید که شما خاص هستین و شایستگی رسیدن به اهدافتون رو دارید.

برای خرید فیلم سمینار گنج درون و رهایی گذشته می‌تونید اینجا کلیک کنید.

چند توصیه برای زیستن در لحظه حال

  1. به یه موسیقی هانس زیمر گوش بدین
  2. برین و به غروب و طلوع خورشید نگاه کنید
  3. دست تون رو بذارین رو تنه درخت و با پوست تون لمسش کنید
  4. بشینید رو به روی پدر و مادر یا یکی از اقوام که خیلی دوسش دارین و بدون هیچ حرفی فقط بهش نگاه کنید
  5. فیلم شیر خوردن بچه های حیوانات مثل توله شیر های جنگل های آفریقا رو نگاه کنید
  6. برین تو فضای باز قدم بزنید
  7. یکی از اعضای خانواده رو با تمام وجود بغل کنید
  8. به یکی از عزیزانتون بگین چقدر دوسش دارین
  9. یه برگ درخت رو بگیرین و بو کنید، نوازش کنید، لمس کنید

شما چه توصیه ای می‌کنید؟

لحظه حال در قرآن و درک اهمیت آن

لحظه حال در قرآن و عدد  ۱۹ جادویی

رضا محمدی هستم و خیلی خوشحالم که دارم این مقاله رو برای شما می‌نویسم.

اینکه لحظه حال در قرآن وجود داشته باشه برای من سوال بود. ولی نمی‌دونستم کجای قرآن ذکر شده و چطور میشه پیداش کرد. چون قبلا من قرآن رو به درستی مطالعه نکرده بودم.

کل چیزی که از قرآن بلد بودم چیزی بود که از دیگران و رسانه ها شنیده بودم و قطعا اینطوری نمیشه هیچ کتابی رو به خوبی درک کرد. مثل اینکه شما خلاصه یه کتاب رو بخونی و توقع داشته باشی هر سوالی از اون کتاب بیاد رو بلد باشی.

قبل از شروع مقاله میخوام بگم که چرا قرآن یه کتاب مفیده و چه کمک هایی میتونه به زندگی ما بکنه.

اول از همه این کتاب یه جورایی مثل معجزه می‌مونه. این کتاب حدوداً ۱۴۰۰ سال پیش نازل شده ولی تمام مطالبش در گذر زمان هیچ تغییری نکرده. شکل کتاب طوری طراحی شده که نمیشه در هیچ قسمتی از کتاب تغییری ایجاد کرد.

خیلی از آیات این کتاب به صورت موضون و دارای آهنگ هستن. بعد این کتاب به صورت آیه آیه اومده. و کاملا بخش بندی شده.

بعضی جاها حتی حروف هر سوره از یه ریتم و یه تواضن خاص پیروی می‌کنن.

مثلا اینکه خیلی از سوره ها به عدد ۱۹ بخش پذیر هستن و این خودش یه معجزه هست. چون ۱۹ عددی هست که معمولا نمیشه به راحتی عددی پیدا کرد که بهش بخشپذیر باشه.

مثلا بسم الله الرحمن الرحیم دارای ۱۹ حرف عربی هست. یا اینکه عدد سوره های قرآن که ۱۱۴ سوره هست به ۱۹ بخشپذیره.

اولین سوره ای که به پیامبر نازل شده سوره علق هست که نوزدهمین سوره قرآن هست و ۱۹ آیه داره.

و دوباره سوره علق ۲۸۵ حرف داره که باز هم این عدد به ۱۹ بخشپذیره.

خب اینا جذاب نیست؟ کسی می‌تونه ادعا کنه این همه نشونه جذاب الکی بوجود اومده؟

زندگی در گذشته و آینده

زندگی در گذشته و آینده یه سبک زندگی خیالی هست که ۹۸ درصد مردم به همین سبک زندگی می‌کنن.

زندگی در گذشته ای که پر بوده از غم و شکست و ناراحتی یا زندگی در آینده ای که پر شده از ترس های ناشی از باور های اشتباه ذهنی.

بذارین چنتا مثال بزنم.

همین الان شما به چنتا چیز دیگه فکر می‌کنید؟

من مطعنم یه مسائلی در پس زمینه ذهن شما هستن که توجه شما رو به خودشون اختصاص دادن و باعث میشن شما با تمام وجود این لحظه رو درک نکنید.

زندگی در گذشته و آینده باعث میشه ما خیلی از کارهایی که برای رسیدن به اهدافمون لازم هست رو انجام ندیم و همین باعث میشه تو زندگی دائما احساس قربانی بودن داشته باشیم.

چون قربانی احیانا خودمون رو قربانی شرایط و اجتماع میدونیم و فکر می‌کنیم دلیل موفق نشدن ما اینه که جامعه نذاشته یا تو خانواده خوبی نبودیم.

چرا یکی این فکر رو می‌کنه؟

چون پیش خودش میگه اگه من در گذشته و بدو تولد به جای این خانواده و این کشور در فلان خانواده و فلان کشور خارجی بودم قطعا خیلی موفق تر میشدم.

باور کنید این شرایط چیزایی نیست که بتونه جلوی موفقیت شما رو بگیره. چون انسان چنان توانایی هایی داره که خودش هم خبر نداره.

اختراعات و اکتشافات قرن جدید نشون دهنده توانایی های بی اندازه ما انسانهاست که از خداوند بهمون رسیده.

حالا تصور کنید شما پیش خودتون گفتین خانواده و جامعه مقصر هستن و اصلا گیریم حرف شما هم درسته. آیا گفتن این حرفا کمکی به بهتر شدن زندگی شما می‌کنه؟ آیا این صحبت ها باعث موفقیت شما میشه؟

به خدا کمکی نمیکنه.

ولی یه چیز کمک میکنه و اون اینه که در لحظه حال از خودت بپرسی:

با تمام این شرایط، با وجود این محل زندگی، با وجود این خانواده، الان چه اقدامی می‌تونم برای رسیدن به اهدافم انجام بدم؟

در لحظه زندگی کردن از نظر اسلام

در قرآن دین خاصی تعریف نشده. قرآن یه سبک زندگی رو معرفی می‌کنه و اولین الگو برای این سبک زندگی هم در قرآن حضرت ابراهیمه.

حالا با این تفکر ما باید قرآن رو مطالعه کنیم. قطعا قرآن به عنوان تنها کتاب آسمانی که اثبات شده هیچ تغییری نکرده و کاملا قابل اعتماده این قانون مهم رو در خودش جای داده.

وقتی آیات مهم در مورد این موضوع که من پیدا کردم رو بهتون معرفی کنم خودتون متوجه میشین.

معنای اسلام در واقع تسلیم بودن در برابر خداست. و این تسلیم بودن هم یه شبه اتفاق نمی افته.

مثلا معمولا ما از بچگی عادت کردیم که دروغ بگیم و با دروغ کار خودمون رو پیش ببریم. من اوایل شروع تو مسیر تسلیم شدن شروع کردم و خواستم دروغ رو ترک کنم.

مثلا قبلا به مشتری ها میگفتم هزینه کار من فلان عدد هست و کمتر از این برام صرف نمیکنه و سرم شلوغه که اینا همش دروغ بود.

ولی الان قیمت کارم رو چندین برابر بالا بردم و بهشون میگم من یه استعداد یونیک در جهان هستم و قیمت خدمات من بالا هست و کارم رو با صداقت انجام میدم.

قبلا با این که قیمت های من کمتر بود، ولی سعی میکردم با هر روش و هر دورغی کار رو برای خودم بگیرم اون کار جور نمیشد. ولی الان در کوتاه ترین زمان ممکن قرارداد میبندم و کار رو پیش میبرم.

رضا همون رضاست. حتی مهارت های من هم زیاد فرقی نکرده. فقط بیشتر به خدا ایمان پیدا کردم و بیشتر تسلیم خدا هستم.

قبلا من پولی نمیبخشیدم و همیشه هم جیبم خالی بود. ولی الان اول ماه یه درصد خاصی از درآمد خودم رو میبخشم و درآمدم چندین برابر شده و همیشه هم حسابم پر پوله. خب اینم یکی دیگه از ثمرات ایمان و تسلیم بودن در برابر خداست.

پس شما هم از قدم های کوچیک  شروع کنید.

لحظه حال در قرآن

لحظه حال در قرآن رو با آوردن مستقیم معنی بعضی از آیات در قرآن به شما نشون میدم. ابتدا این آیات رو مطالعه کنید تا بعد بهتون بگم لحظه حال در قرآن چطوری پیدا میشه.

لحظه حال در قرآن به صورت نفی لحظات گذشته و آینده توضیح داده شده. یعنی قرآن گفته طبق یه شرایط خاصی شما در لحظه حال قرار میگیرین و وقتی در این لحظه باشین نه به خاطر گذشته غمگین میشین و نه به خاطر آینده از چیزی می‌ترسین.

راستی من برای جست و جو در قرآن از نرم افزار حبل المتین استفاده کردم که می‌تونید از اینجا دانلود کنید.

لحظه حال در قرآن – بقره

اول از همه می‌ریم سراغ سوره بقره که بزرگترین سوره قرآن هست و ببینیم لحظه حال در قرآن چطور تو این سوره نشون داده شده.

۱

فرمودیم جملگى از آن فرود آیید پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد (۳۸)

۲

در حقیقت کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى شده‏ اند و ترسایان و صابئان هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد (۶۲)

۳

آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد (۱۱۲)

۴

کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس در پى آنچه انفاق کرده‏ اند، منّت و آزارى روا نمى دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان است‏، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى ‏شوند. (۲۶۲)

۵

کسانى که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق مى کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى ‏شوند. (۲۷۴)

۶

کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده‏ اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى ‏شوند. (۲۷۷)

آل عمران

لحظه حال در قرآن و ترتیب اومدن هر آیه رو هم دقت کنید. خیلی باحال بود. چیزی که امروز کشف کردم اینه که آخرین باری که خداوند در قرآن از کلمه حزن استفاده کرده سوره مجادله بوده. اینجا گفته شیطان با نجواهاش میخواد مومنان رو غمگین کنه.

تو بقیه موارد خداوند توصیه کرده که ما غمگین نباشیم.

این یه مرتبه هم شیطان هست که با نجواها و گفت و گو های منفی با روح ما سعی داره ما رو غمگین کنه.

۱

این [قرآن] براى مردم بیانى و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است (۱۳۸)
و اگر مؤمنید سستى مکنید و غمگین مشوید که شما برترید (۱۳۹)
۲
هنگامى را که در حال گریز [از کوه] بالا مى ‏رفتید و به هیچ کس توجه نمیکردید و پیامبر شما را از پشت‏ سرتان فرا مى‏ خواند پس [خداوند] به سزاى [این بى‏ انضباطى] غمى بر غمتان [افزود] تا سرانجام بر آنچه از کف داده‏ اید و براى آنچه به شما رسیده است اندوهگین نشوید و خداوند از آنچه مى ‏کنید آگاه است (۱۵۳)
۳
به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است‏ شادمانند و براى کسانى که از پى ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‏ اند شادى مى کنند که نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین مى ‏شوند (۱۷۰)
۴
و کسانى که در کفر مى ‏کوشند تو را اندوهگین نسازند که آنان هرگز به خدا هیچ زیانى نمى ‏رسانند خداوند مى‏ خواهد در آخرت براى آنان بهره‏ اى قرار ندهد و براى ایشان عذابى بزرگ است (۱۷۶)

مائده

بعضی جاها مردم محمد رو تکذیب می‌کردن. ولی خداوند به پیامبرش گفته تو غمگین نشو. چون خدا می‌دونه قانون دنیا اینه که اگه ما غمگین باشیم اتفاقات بدی رو در زندگی تجربه می‌کنیم و به نسبتی که از لحظه حال دور میشیم حس و حال بدتری رو تجربه می‌کنیم.

لحظه حال در قرآن باعث آرامش پیامبران و فرستادگان خدا بوده.

۱

اى پیامبر کسانى که در کفر شتاب مى ‏ورزند تو را غمگین نسازند. از آنانکه با زبان خود گفتند ایمان آوردیم و حال آنکه دلهایشان ایمان نیاورده بود و از یهودیان که گوش مى‏ سپارند براى تکذیب و براى گروهى دیگر که نزد تو نیامده‏ اند خبرچینی مى کنند کلمات را از جاهاى خود دگرگون مى کنند [و] مى‏ گویند اگر این به شما داده شد آن را بپذیرید و اگر آن به شما داده نشد پس دورى کنید و هر که را خدا بخواهد به فتنه درافکند هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چیزى بر نمى ‏آید اینانند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک گرداند در دنیا براى آنان رسوایى و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود (۴۱)

۲

کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى و صابئى و مسیحى‏ اند هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد (۶۹)

انعام

۱

به یقین مى‏ دانیم که آنچه مى‏ گویند تو را سخت غمگین مى ‏کند در واقع آنان تو را تکذیب نمى کنند ولى ستمکاران آیات خدا را انکار مى کنند (۳۳)
و پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند ولى بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند شکیبایى کردند تا یارى ما به آنان رسید و براى کلمات خدا هیچ تغییردهنده‏ اى نیست و مسلما اخبار پیامبران به تو رسیده است (۳۴)
۲
و ما پیامبران را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى‏ فرستیم پس کسانى که ایمان آورند و نیکوکارى کنند بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد (۴۸)

الأعراف

۱

اى فرزندان آدم چون پیامبرانى از خودتان براى شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند پس هر کس به پرهیزگارى و صلاح گراید نه بیمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین مى شوند (۳۵)

۲

آیا اینان همان کسان نبودند که سوگند یاد میکردید که خدا آنان را به رحمتى نخواهد رسانید [اینک] به بهشت درآیید نه بیمى بر شماست و نه اندوهگین مى ‏شوید (۴۹)

توبه

۱

اگر او [پیامبر] را یارى نکنید قطعا خدا او را یارى کرد هنگامى که کسانى که کفر ورزیدند او را [از مکه] بیرون کردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه که در غار [ثور] بودند وقتى به همراه خود مى گفت اندوه مدار که خدا با ماست پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهیانى که آنها را نمى‏ دیدید تایید کرد و کلمه کسانى را که کفر ورزیدند پست‏ تر گردانید و کلمه خداست که برتر است و خدا شکست‏ ناپذیر حکیم است (۴۰)

۲

و گناهى نیست بر کسانى که چون پیش تو آمدند تا سوارشان کنى گفتى چیزى پیدا نمى ‏کنم تا بر آن سوارتان کنم برگشتند و در اثر اندوه از چشمانشان اشک فرو مى ‏ریخت که چیزى نمى‏ یابند تا خرج کنند (۹۲)

لحظه حال در قرآن – یونس

۱

آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى ‏شوند (۶۲)

۲

سخن آنان تو را غمگین نکند زیرا عزت همه از آن خداست او شنواى داناست (۶۵)

یوسف

۱

گفت اینکه او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى ‏کند و مى‏ ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد (۱۳)

۲

و از آنان روى گردانید و گفت اى دریغ بر یوسف و در حالى که اندوه خود را فرو مى ‏خورد چشمانش از اندوه سپید شد (۸۴)

گفتند به خدا سوگند که پیوسته یوسف را یاد مى ‏کنى تا بیمار شوى یا هلاک گردى (۸۵)

گفت من شکایت غم و اندوه خود را پیش خدا مى برم و از خدا چیزى مى‏ دانم که شما نمیدانید (۸۶)

حجر

و به آنچه ما دسته ‏هایى از آنان را بدان برخوردار ساخته‏ ایم چشم مدوز و بر ایشان اندوه مخور و بال خویش براى مؤمنان فرو گستر (۸۸)

نحل

و صبر کن و صبر تو جز به [توفیق] خدا نیست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ مى کنند دل تنگ مدار (۱۲۷)
در حقیقت ‏خدا با کسانى است که پروا داشته‏ اند و [با] کسانى [است] که آنها نیکوکارند (۱۲۸)

مریم

پس از زیر [پاى] او [فرشته] وى را ندا داد که غم مدار پروردگارت زیر [پاى] تو چشمه آبى پدید آورده است (۲۴)

طه

پس از زیر او  وى را ندا داد که غم مدار پروردگارت زیر تو چشمه آبى پدید آورده است (۲۴)

لحظه حال در قرآن – انبیا

دلهره بزرگ آنان را غمگین نمى ‏کند و فرشتگان از آنها استقبال مى کنند. این همان روزى است که به شما وعده مى‏ دادند (۱۰۳)

نمل

و بر آنان غم مخور و از آنچه مکر مى کنند تنگدل مباش (۷۰)

قصص

۱
و به مادر موسى وحى کردیم که او را شیر ده و چون بر او بیمناک شدى او را در نیل بینداز و مترس و اندوه مدار که ما او را به تو بازمى‏ گردانیم و از [زمره] پیمبرانش قرار مى‏ دهیم (۷)
۲
پس خاندان فرعون او را برگرفتند تا سرانجام دشمن آنان و مایه اندوهشان باشد آرى فرعون و هامان و لشکریان آنها خطاکار بودند (۸)
۳
پس او را به مادرش بازگردانیدیم تا چشمش روشن شود و غم نخورد و بداند که وعده خدا درست است ولى بیشترشان نمى‏ دانند (۱۳)

عنکبوت

و هنگامى که فرستادگان ما به سوى لوط آمدند به علت ایشان ناراحت‏ شد و دستش از آنها کوتاه گردید گفتند مترس و غم مدار که ما تو و خانواده‏ ات را جز زنت که از باقى‏ ماندگان است‏ حتما مى رهانیم (۳۳)

لقمان

و هر کس کفر ورزد نباید کفر او تو را غمگین گرداند بازگشتشان به سوى ماست و به [حقیقت] آنچه کرده‏ اند آگاهشان خواهیم کرد در حقیقت ‏خدا به راز دلها داناست (۲۳)

فاطر

و مى‏ گویند سپاس خدایى را که اندوه را از ما بزدود به راستى پروردگار ما آمرزنده [و] حق‏ شناس است (۳۴)

یس

پس گفتار آنان تو را غمگین نگرداند که ما آنچه را پنهان و آنچه را آشکار مى کنند مى‏ دانیم (۷۶)

زمر

و خدا کسانى را که تقوا پیشه کرده‏ اند به [پاس] کارهایى که مایه رستگاری‏شان بوده نجات مى‏ دهد عذاب به آنان نمى ‏رسد و غمگین نخواهند گردید (۶۱)

فصلت

در حقیقت کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ایستادگى کردند فرشتگان بر آنان فرود مى ‏آیند [و مى‏ گویند] هان بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید (۳۰)

زخرف

اى بندگان من امروز بر شما بیمى نیست و غمگین نخواهید شد (۶۸)
همان کسانى که به آیات ما ایمان آورده و تسلیم بودند (۶۹)
شما با همسرانتان شادمانه داخل بهشت‏ شوید (۷۰)

الأحقاف

محققا کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ایستادگى کردند بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد (۱۳)

لحظه حال در قرآن – مجادله

چنان نجوایى صرفا از [القاآت] شیطان است تا کسانى را که ایمان آورده‏ اند دلتنگ گرداند و[لى] جز به فرمان خدا هیچ آسیبى به آنها نمى ‏رساند و مؤمنان باید بر خدا اعتماد کنند (۱۰)

توضیح لحظه حال در قرآن

خب امیدوارم همه این آیات رو مطالعه کرده باشین. و متوجه لحظه حال در قرآن شده باشین.

اگه دقت کرده باشین جز در سوره مجادله که آخرین آیه ای هست که تو همین مقاله براتون قرار دادم در بقیه موارد خداوند حزن رو با لا آورده. یعنی نفی کرده.

همیشه گفته غمگین نباشین و خیلی جاها همراهش گفته نترسید.

این دوتا کلمه کلید معمای لحظه حال در قرآن هستن.

غم مربوط به گذشته هست. ما وقتی به گذشته فکر می‌کنیم غمیگین میشیم. فکر می‌کنیم شاید دوباره اون اتفاقات تکرار بشه یا حتی فکر می‌کنیم اگه برمیگشتیم شاید بهتر عمل می‌کردیم.

پس خداوند در قرآن با نفی کردن غم و غصه در قسمت های مختلف و آیات زیاد به این اصل اشاره می‌کنه که غم و غصه از طرف شیطانه تا احساس مارو بد کنه.

از طرفی ترس یعنی زندگی در کردن در آینده. اینکه ما می‌ترسیم شکست بخوریم. می‌ترسیم موفق نشیم. می‌ترسیم ایده ما جواب نده.

تمام این موارد مربوط به آینده هست.

اما قرآن اشاره می‌کنه مومنان افرادی هستن که اول ایمان دارن و بعد عمل صالح انجام میدن و اگه شما هم ایمان داشته باشین و کار درست رو انجام بدین نه ترسی دارین و نه غمگین میشین.

حالا ایمان چیه؟

ایمان یعنی من خودم به سخنرانی علاقه داشتم و کارم و همه چیزم رو رها کردم تا در این کار پیشرفت کنم. با اینکه هیچ پیشزمینه ای نداشتم در همون سال اول فعالیتم کتاب نوشتم، کلی کارگاه و کلاس برگزار کردم، بازی تندخوانی رو طراحی کردم و دو تا سمینار برگزار کردم.

خب من به خودم و ایده ای که خدا در ذهن من در قالب علاقه قرار داده بود ایمان داشتم و در مسیرش قدم برداشتم.

در حال حاضر هم کسب و کار من و زندگی من از طریق سخنرانی ها و آموزش هام تعمین میشه. البته اوایل نمی‌تونسم در لحظه حال باشم. به همین خاطر درآمد خاصی از مسیر آموزش نداشتم.

پس ایمان من هنوز قوی نشده بود.

تمام مطالب وبسایت من برای اینه که شما به خودتون و به اهدافتون ایمان کامل پیدا کنید. البته هیچوقت در این جهان به ایمان ۱۰۰ درصد نمی‌رسید ولی بهتون قول میدم یه ذره هم در این مسیر رشد کنید زندگی تون دگرگون میشه.

 

برای خرید فیلم سمینار گنج درون و رهایی گذشته می‌تونید اینجا کلیک کنید.

رها شدن و درس گرفتن از زندگی در گذشته

زندگی در گذشته اگر مهم ترین مشکل مردم ما نباشه، ولی یکی از مهم ترین مشکلاته.

نه تنها در کشور ایران بلکه در تمام نقاط جهان موضوع زندگی در گذشته و مشکلاتش مطرح میشه. و من در این مقاله می‌خوام بهتون کمک کنم از گذشته خودتون به بهترین شکل ممکن برای ساختن یه آینده باحال استفاده کنید.

گذشته من، مثل گذشته خیلی از شما اون طوری که دوست داشتم پیش نرفت.

در کودکی خانواده ما دچار بحران های زیادی شده بود و همین موضوع باعث شد شرایط طوری که می‌خواستیم پیش نره.

به عنوان مثال پدر و مادر من در زمان تولدم در یک اتاق ۱۲ متری در یک زیرزمین زندگی می‌کردن که متعلق به پدربزرگم بود. بعد از آن ما چند سالی در منزل یکی از فامیل ها اجاره نشین بودیم و بعد از آن به خانه خودمان رفتیم.

خانه خودمان هم سال ها طول کشید تا تکمیل شود. 

مثلا من تا مدت ها برای خودم اتاق شخصی نداشتم. 

یا اینکه اوایل اومدنم مون به منزل جدید ما نمی‌تونستیم برای در و پنجره های خونه شیشه نصب کنیم و یادمه حتی یه زمستون با سرما و سوز خونه جدیدمون سر کردیم.

پدرم اون موقع درآمد بالایی نداشت. هر چند تمام تلاشش رو می‌کرد ولی خیلی چیزا رو نمی‌تونستیم بخریم.

حالا با این مقدمه بریم که آموزش رو با هم شروع کنیم.

چرا زندگی در گذشته وجود داره؟

این مورد دلایل زیادی داره و من چون خیلی آموزش دیدم تا بتونم از گذشته رها بشم می‌خوام مهم ترین تجربیات خودم رو با شما به اشتراک بذارم و مطعنم اگه این مقاله رو به  خوبی مطالعه کنید و از نکاتش استفاده کنید زندگی تون تغییر می‌کنه.

۱

احساس عدم کنترل به زندگی

خیلی از ما به خاطر اینکه در کودکی یا نوجوانی و جوانی توسط خانواده و جامعه  با یه سری چهارجوب ها که یه سری شون غلط بوده محدود شدیم.

ذهن ما اون زمان چهارچوب ها رو پذیرفته.

اما وقتی ما مستقل شدیم هنوز ذهن خودمون رو به این چهارچوب ها محدود کردیم.

خب چرا باید محدود باشیم؟

مثلا چون تو کودکی بهمون گفتن پول خوب نیست و پول مارو از خدا دور میکنه که باورهای اشتباهی هم بوده، آیا باید تو بزرگ سالی هم از پول فراری باشیم و فقیر بمونیم؟

مثلا یه باوری تو خانواده ما وجود داشت که می‌گفت مرد باید طوری باشه که وقتی با دست به کمرش زدیم گرد و خاک به هوا بلند بشه.

خب این سبک کار و کارگری قبلا مرسوم بود ولی الان طوری شده که حتی افرادی که کار ساختمانی انجام میدن با استفاده از ابزار جدید خیلی تمیز کار می‌کنن و هیچ گردی و خاکی در کار نیست.

من خودم تمام بیزینسم رو با یه لپ تاپ و موبایل می‌گردونم.

پس چون در کودکی شرایط سختی داشتیم دلیل نمیشه الان هم شرایط همینطور بمونه.

من الان می‌دونم آزادم که هر طور میخوام فکر کنم، عمل کنم و زندگیم رو بسازم.

پس اگه گذشته بنا به هر دلیلی محدود شدین، الان دیگه مستقل هستین و با توکل و ایمان در کنار یادگیری می‌تونید زندگی خودتون رو به بهترین شکل ممکن خلق کنید.

۲

ناکامی و شکست

ما در گذشته در هر مسیری که حرکت کرده باشیم شکست رو تجربه کردیم. حالا هم که کلی سال گذشته فکر می‌کنیم اگه یه جور دیگه اقدام می‌کردیم همه چی بهتر میشد.

اما می‌خوام بگم شاید شما برای رسیدن به رسالت خودتون باید اون شکست ها رو تجربه می‌کردین.

مثلا یه نفر عاشق یه دختر خانم بوده و به هر دلیلی نتونسته بهش برسه. 

دوتا انتخاب وجود داره.

موندن در گذشته و حسرت خوردن یا پذیرش شرایط موجود و زندگی در لحظه.

خیلی ها رو دیدم که شکست عاطفی رو تجربه کردن. بعد این شکست باعث شده به خودشون بیان و زندگی شون تغییر کنه. بعد از موفقیت هایی که در زندگی جدید به دست میارن میگن دلیل موفقیت ما همون شکست عشقی بود.

خیلی های دیگه هم میگن دلیل بدبختی ما فلان شکست مالی یا عشقی بود که چند سال پیش خوردیم.

ببینید دو نفر که یه شکست ثابت رو تجربه کردن با دو تا دیدگاه متفاوت نتایج متفاوتی میگیرن.

خیلی از دوستای من وقتی دیدن اوایل کار کلاس هاشون پر نمیشه از کار سخنرانی انصراف دادن. ولی من هر بار شکست می خوردم یه تجربه جدید کسب می‌کردم و می‌گفتم:«رضا معنیش اینه باید بیشتر رو خودت کار کنی»

تو این سال ها حتی یه روز نشده که با خودم سخنرانی نکنم.

یه روز نشده که به دیگران امید ندم.

یه روز نشده که به اهدافم فکر نکنم.

پس ببینید. 

منم بعد از کلی شکست تصمیم گرفتم رو خودم کار کنم.

اصلا مسیر درآمدی و کسب و کار سخنرانی من به خاطر شکست هام شکل گرفت.

من وقتی دیدم به خاطر نداشتن توانایی و مهارت شکست های زیادی میخورم تصمیم گرفتم رو خودم کار کنم. بعدش انقدر به مسیر آموزش علاقه پیدا کردم که خودمم تصمیم گرفتم  سخنران بشم.

حالا هم که چند ساله می‌گذره زندگی آدم های زیادی رو بهتر کردم.

این اوجش بود.

پس شکست های گذشته میتونه برات سوخت موفقیت باشه.

تعیین کننده همه این اتفاقات خودت هستی.

تصمیم بگیر، از گذشته درس بگیری یا تو گذشته گیر کنی. جفتش امکان پذیره. ولی یکیش زندگیت رو تباه می‌کنه و یکی دیگه زندگیت رو میسازه.

۳

تصمیم اشتباه

تصمیم های اشتباه معمولاً به خاطر عدم آموزش یا احساسات گرفته میشن.

تصمیماتی دور از منطق و بر اساس یه هیجان لحظه ای.

خیلی از ازدواج ها همینطوری شکل میگیره. یه پسر و دختر یه لحظه از صورت همدیگه عاشق هم میشن و سریع مراحل عاشقی رو طی می‌کنن و یه زندگی عاشقانه شروع میشه.

اما بعدا کم کم منطق میاد وسط.

پسره به دختره میگه من نمیخوام تو بیرون از خونه کار کنی در حالی که رویای دختره اینه که بازاریاب یه شرکت بزرگ باشه یا اینکه دختر میخواد استاد دانشگاه بشه.

خب از همینجاها شروع میشه.

عشق آتشین به میدان جنگ دو طرفه تبدیل میشه.

از طرف دیگه دختر خانم با مهمونی های مجردی آخر هفته آقا پسر مشکل داره.

پسره هم هیچ رقمه حاضر نیست دوستاش رو رها کنه.

اینم یه داستان جدید دیگه.

منم گذشته تصمیمات اشتباه زیاد داشتم.

ولی می‌دونید چیکار کردم؟ به خودم گفتم رضا تو یه انسانی و حق داری اشتباه کنی. اما باید از این تصمیمات اشتباه درس بگیری.

و خدایی هم درس گرفتم و اجازه ندادم یه تصمیم اشتباه  بارها تکرار بشه.

بعضی وقتا هم از بقیه درس میگیرم.

یعنی مثلا میبینم کسایی که بدون مطالعه و بدون کار کردن رو خودشون ازدواج کردن به کلی مشکل برخوردن.

پس به خودم میگم تا خودت رو آماده نکردی اصلا ازدواج نکن.

میبینید؟ میشه حتی بدون شکست خوردن و تجربه کردن یه موضوع، با دیدن شکست های بقیه درس بگیرین.

مثل من…

مثلا من آدم های زیادی رو دیده بودم که به خاطر خوردن مشروب یا استفاده از سیگار و مواد مخدر در جوانی مرده بودن. پس من تو ذهنم انقدر این کارهارو بد می‌دونستم که اصلا سمت شون نرفتم.

نه به خاطر باور های مذهبی. بلکه به خاطر ضررهایی که میدونستم این چیزا برای بدن داره.

تعریف زندگی در گذشته

زندگی در گذشته یعنی فاتحه خوندن سر قبری که مرده توش نیست.

فرض کن یه شرکت بزرگ داری. و قراره یه سری کارمند استخدام کنی.

برای استخدام کارمندان میری سروقت قبرستون. مثلا برای مهندسی کامپیوتر میری سر قبر یه مهندس و وظایف رو توضیح میدی. و تصور کن این کار رو برای ۱۲۹ تا کارمند شرکت انجام میدی.

آیا این شرکت به سود دهی میرسه؟

صد در صد نه؟

چون کارمندهای شرکت تو وجود خارجی ندارن.

زندگی خیلی از افراد با زندگی در گذشته تباه میشه.

ولی ما باید به خودمون بیایم. 

باید یاد بگیریم گذشته فقط برای درس گرفتنه.

تو میتونی از شکست در ازدواج اول یاد بگیری دیگه بدون منطق و فقط از روی احساس تصمیم نگیری.

تو با شکست در شراکت اول یاد میگیری دیگه بدون قراداد محکم و بدون تعیین تمام وظایف با هیچ کس شراکت نکنی.

تو با از دست دادن خونه خودت به خاطر بدهکاری یاد میگیری بدون آمادگی و بدون آموزش وارد بورس نشی.

تمام اینا میتونه بدون تجربه  شکست هم اتفاق بیافته. زمانی که تو از شکست های بقیه افراد درس بگیری.

رهایی از زندگی در گذشته

زندگی در گذشته رو هم میشه با روش های خاص خودش رها کرد.

اینجا خیلی کوتاه چنتا راهکار خفن بهتون میگم ولی اگه دوست دارید کامل تر یاد بگیرید پیشنهاد من فیلم سمینار ثروت درونه.

راهکار اول اینه که به ذهنت یاد بدی تو فرمانده هستی. مثلا هر وقت اومد به ذهنت سریع گوشی رو برندار و برو تو اینستاگرام. بلکه یه کم فرصت بده.

به خودت بگو درست الان وسوسه شدم گوشی رو بردارم ولی ۲ دقیقه صبر میکنم تا این کار رو آگاهانه انجام بدم. و اگه دوست داری می‌تونی نوشته ذهن آگاهی رو بخونی و از مدیتیشن ذهن آگاهی استفاده کنی.

۱.آشنایی و مطالعه در مورد فواید ذهن آگاهی

۲.آشنایی با مفهوم و اهمیت ذهن آگاهی

راهکار دوم اینه که روزانه مدیتیشن کنی. از ۵ دقیقه شروع کن. من الان بعضی روزا حتی بیشتر از ۷۰ دقیقه مدیتیشن میکنم. فکر و حواس من هم از مدیتیشن پرت میشه ولی نکته اینجاست که دوباره از حواس پرتی خودم آگاه میشم و به لحظه حال برمی‌گردم.

۱.آشنایی با فواید مدیتیشن و مراقبه

۲.هفت روش عالی مدیتیشن و مراقبه برای اهل آگاهی

راهکار سوم اینه که درس های گذشته رو برای خودت بنویسی و به کار بگیری.

مثلا اگه تو گذشته در کسب و کارت شکست خوردی بنویس چه درس هایی گرفتی و این درسها رو در زندگی به کار بگیر تا دیگه در این مورد به خصوص شکست رو تجربه نکنی.

برای خرید فیلم سمینار گنج درون و رهایی گذشته می‌تونید اینجا کلیک کنید.