جوانه زدن

جوانه‌ای از دل تاریکی(ارتباط بین گرافیک و اعتماد به نفس برای من)

پرده اول، من نفرت انگیز

همیشه برای خودم سوال بود که چطور شد که به فتوشاپ علاقه‌مند شدم و بدون هیچ دوره و کلاس خاصی روز به روز مهارتم در طراحی با فتوشاپ افزایش پیدا کرد. انگیزه درونی من برای علاقه‌مند شدن به فتوشاپ و کار کردن در این زمینه چه بود.

استارت علاقه شدید من به فتوشاپ در سال‌هایی خورد که به شدت از فقدان اعتماد به نفس و عزت نفس رنج می‌بردم. آن زمان با صورت خودم مشکل داشتم و از نگاه به آئینه متنفر بودم.

از یک طرف جوش‌های غرور جوانی که روی صورتم بود و از طرف دیگر تغییر اندامم که به شدت حالم را بد می‌کرد. آن روزها اصلا خودم را دوست نداشتم. یادم می‌آید در حدی از عدم عزت نفس رنج می‌بردم که بسیاری از دوستانم را از خودم رنجیده خاطر کرده بودم و تنها بودم.

تنها یک یا دو دوست داشتم که آنها را هم اذیت می‌کردم.

پرده دوم، شخصیت خیالی

من در آن روز‌ها به فتوشاپ علاقه پیدا کرده بودم. چون به کمک آن می‌توانستم عکس‌های خودم را تغییر دهم. از کوچک کردن دماغ تا شفاف کردن چهره و تغییره فرم لب و دهانم.

یعنی انگار جای در بدنم نبود که آنرا دوست داشته باشم و تقریبا با تمام اعضا و جوارح بدنم سر جنگ و ناسازگاری داشتم.

مولانا می‌گوید جای زخم همانجایی است که نور به درونت وارد می‌شود.

این زخم عمیق که تقریبا عفونی شده بود، سر باز کرد و بعد از تمام درد‌هایی که با خود به همراه داشت هدیه‌ای به من داد. خداوند به من هدیه عطا کرد که تسکین دهنده‌ی دردهایم باشد.

پرده سوم کشف راز زخم

الگوی من در کارم، ایمان سرورپور دوره‌ای دارد،تحت عنوان باشگاه صبح قهرمانان.

در به ما یاد داد که زخم‌های عمیق معمولا باعث رشد ما می‌شوند و باعث شد به این کشف برسم که درد نبود عزت نفس و اعتماد به نفس در گذشته به من کمک کرد تا استعداد خودم را در طراحی دیجیتال و طراحی کشف کنم.

شما هم در زندگی زخم‌هایی دارید. 
وقت آن نشده تا هدیه آن را دریافت کنید.

اینکه چگونه می‌شود هدیه را پیدا کرد یک نکته مبهم است که آن را کشف نکرده ام اما می‌دانم که می‌شود.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *