خجالت در مدرسه

خجالت در مدرسه

ریشه خجالت در مدرسه چیست؟

همانطور که در مقالات دیگر راه ارتباط گفتیم خجالت برای همه یکسان نیست و هر کسی سطح خاصی از خجالت را دارد.

فیلیپ زیمباردو در کتاب ها خود  با تحقیقاتی که انجام داده به این نتیجه می رسد ۷۰ درصد از خانواده هایی که پدرشان خجالتی بوده است حداقل یک فرزند خجالتی دارند.

او نتیجه گیری می کند که احتماد اینکه فرزند اول خانواده خجالتی باشد بیشتر است، زیرا خانواده سخت گیری های بیشتری روی فرزند اول خود دارند.

پس بخش مهمی از فراید خجالت کشیدن در خانواده شکل می گیرید.

بخش بعدی به دلیل برخورد هایی است که در مدرسه با دانش آموزان صورت می گیرد. مثلاً اگر دانش آموزی تن صدای بلندی داشته باشد به او می گویند:”ساکت باش و صدایت را بلند نکن.” یا وقتی در جمع برای پاسخ گویی به سوالات اقدام می کند اگر پاسخ اشتباه بدهد همه او را مسخره می کنند.

دلیل خجالت در مدرسه:

در اینجا سعی دارم دلایل اصلی خجالت در مدرسه را توضیح دهم.

خجالت در مدرسه
نقش خانواده در خجالت

خانواده

بخش مهمی از خجالتی بودن فرزندان به خانواده مربوط می شود.هنگامی که در خانه وقتی کودک می خواهد نظر خود را بیان کند پدر به او می گوید که:”ساکت شو بچه.”

کودکان معمولا بسیار شیرین زبان و با نمک هستند.بنابر این حرف های جدی آن ها هم خنده دار است.وقتی کودکی حرف می زند و حتی قصد شوخی ندارد بقیه به خاطر اینکه با نمک و زیبا حرف می زند به او می خندند.کودک در این سن تصور می کند بقیه او را به تمسخر گرفته اند.این امر باعث می شود در آینده این کودک خجالتی بار بیاید.

استیو هاروی در مدرسه
استیو هاروی

مدرسه

استیو هاروی مجری مشهور تلوزیون آمریکا یک داستان از کودکی خود در برنامه اش تعریف می کرد.او کودک کم حرف و خجالتی بوده است.وقتی مدرسه می رفت لکنت زبان شدیدی داشت.

یکبار معلم از دانش آموزان می خواهد که هر کدام شغل آینده خود را روی یک برگه کاغد بنویسند و به معلم تحویل دهند تا آن ها را ببیند.استیو بلند پرواز روی برگه نوشته بود که دوست دارد مجری تلویزیون شود.

معلم او را فرا میخواند و استیو در ذهن خود تصور می کند که شاید معلم به خاطر هدف متفاوت و بلند پروازی او قصد دارد استیو را تشویق کند. اما معلم شروع می کند به پرسیدن سوال و استیو به خاطر لکنت زبان خود نمی تواند به سوالات پاسخ دهد.

بعد معلم هم او را تحقیر می کند و به او می گوید:”تو که توان گفتن چند جمله را نداری، چگونه می خواهی یک مجری تلویزیون شوی؟”

اکنون که استیو هاروی یکی از برترین مجری های تلویزیون است هر سال برای معلم خود یک تلویزیون می فرستد تا برنامه اش را تماشا کند.

همه ما چنین رفتار هایی را در دوران مدرسه تجربه کرده ایم.هرکدام از ما به خاطر برخورد های خانواده و مدرسه خجالتی شده ایم و این بیماری در وجودمان ریشه دوانده است.

آمیگدال
آمیگدال و خجالت

واکنش مغز

در مغز ما قسمتی به نام آمیگدال وجود دارد.آمیگدال بین اتفاق ها ارتباط برقرار می کند.مثلاً اگر برای پاسخ دادن در کلاس کنار معلم بروید و دانش آموزان موقع حرف زدن شما را مسخره کنند آمیگدال ارتباطی بین صحبت در جمع و مسخره شدن ایجاد می کند.

از آن به بعد شما از صحبت کردن در جمع خجالت می  کشید.

آمیگدال رابطه مسقتیم با ترس دارد.به طور کلی مسئول ترسیدن ما ناحیه آمیگدال است.در یک تحقیق افرادی را برای یک بازی ویدیویی ترسناک آماده کردن و اسکن های مغزی را روی سر آن ها قرار دادند.

در این بازی آن ها باید از یک شخصیت ترسناک فرار می کردند و هر بار شخصیت به آن ها نزدیک می شد یک شک به مغزشان وارد می کردند. اسکن ها نشان دادند زمانی که به آن ها شک وارد می شود و ترس به آن ها غلبه می کند فعالیت ناحیه آمیگدال بیشتر و بیشتر می شود.

پس زمانی که یک فرد خجالتی می خواهد کاری مثل صحبت کردن در جمع انجام دهد به خاطر تجربه قبلی که در آن مسخره شده است ترس دارد در جمع صحبت کند و خجالت می کشد.

برای از بین رفتن خجالت باید یک احساس خوب را به جای احساس بد قبلی در حافظه آمیگدال جایگذاری کرد.

مثلاً پس از پایان صحبت در جمع تشویق کردن حضار را جایگذاری کنیم.

برای اینکه بتوانیم ارتباط درستی را مجدداً در آمیگدال فعال کنیم نیاز داریم تا تمرین هایی انجام دهیم که در ادامه مقاله آن ها را با شما به اشتراک خواهم گذاشت.پس همراه باشید.

چرا خجالت در مدرسه بد است؟

از معلم سوالی داریم و خجالت می کشیم بپرسیم؟!

دوست داریم با افراد جدید در ارتباط باشیم اما؟!

می خواهیم در مراسم صبحگاه برنامه اجرا کنیم اما نمی توانیم؟!

مدیر مدرسه به اشتباه ما را تنبیه می کند و ما اعتراضی نمی کنیم؟!

دوستانمان ما را قضاوت می کنند و نمی توانیم آن ها را از این کار باز داریم؟!

به جای درک شرایط ما، قضاوتمان می کنند و می گویند که او ارتباط بلد نیست؟!

همیشه تنها هستیم و یا دوستان بسیار کمی داریم؟!

این تنها چند دلیل از مجموعه دلایلی است که نشان می دهد خجالت در مدرسه چقدر می تواند بد باشد.

اپیزود اول

من در دوران ابتدایی بودم و همانطور که گذشته من را می دانید بسیار خجالتی بودم.

معاون مدرسه برای هر قسمت از مدرسه یک مسئول مشخص کرده بود و من هم بسیار خوشحال بودم که مسئولیت کمیته بهداشت مدرسه را به من داده بود. تصور می کردم مسئولیت کمیته بهداشت این است که ناخن های بچه ها را نگاه کند و بگوید چرا کوتاه نیستند.

زنگ آخر مدرسه من و بچه هایی که در کنار خودم بودند را جمع کرد و گفت شما به عنوان کمیته بهداشت باید زباله های کل مدرسه را جمع کنید!!!!!!!!!!

من که اصلا دوست نداشتم به خاطر سهل انگاری و بی فرهنگی دیگران وقتم تلف شود ، اما چیزی نگفتم(کاری که اکثر انسان های خجالتی در چنین موقعیت هایی انجام می دهند)و تمام زباله ها را جمع کردم.

اپیزود دوم

راهنمایی بودم.

یکبار در کلاس تعلیمات اجتماعی نشسته بودیم. من به خاطر قد بلندم صندلی آخر می نشستم.صندلی های آخر همیشه جایگاه دو گروه است.یکی بچه های قد بلند و گروه دوم آتیش پاره های کلاس که همیشه دنبال فرصتی برای اذیت کردن معلم هستند.

من دانش آموز آرامی بودم و هیچ وقت دنبال دردسر نمی گشتم، اما ایمان نفر بغل دستی من اینگونه نبود.

به روش های مختلف سعی داشت فضای کلاس را به هم بزند و توجه بقیه را به خودش جلب کند.

اینبار او صدای مسخره و خاصی را با دهان خود در می آورد و کلاس به خاطر اینکه بچه ها دور میز معلم جمع شده بودند پر از شلوغی و همهمه بود. ایمان دوباره صدای خاصی درآورد و من بیچاره آن لحظه دستم جلوی صورتم بود.

معلم لحظه ای نگاه کرد و چون دست من جلوی صورتم بود تصور کرد من این صداها را در می آوردم.

خلاصه انواع اقسام فحش هایی که بلد بود را به من داد و من را به بدترین شکل ممکن کتک زد.

سوالتان این است که من چه کاری کردم؟

بدون اینکه از خودم دفاع کنم یا به کسی شکایتی کنم کتک ها و حرف های زشت معلم را تحمل کردم، ولی تا به امروز از خاطره تلخ آن ماجرا از ذهنم پاک نشده است.

اگر خجالتی بوده اید به طور قطع برای شما هم ماجراهایی از این دست پیش آمده است و یا در آینده پیش می آید.

چگونه خجالت در مدرسه را از بین ببریم؟

قرار است برای از بین بردن خجالت در مدرسه مسیر هاعصبی جدیدی بسازیم و ترس را در امیگدال جایگزین کنیم.

من برای هر مقاله سایت تمرین هایی متناسب با موضوع مقاله طراحی می کنم.

خجالت در مدرسه با معلم

اگه در برابر معلم ها خجالت می کشید باید با این تمرین به مرور این خجالت را از بین ببرید.

برای اینکار وقتی معلم شما وارد کلاس می شود سعی کنید با او ارتباط برقرار کنید.مثلاً قبل از شروع درس اجازه بگیرید و به صورت خصوصی به از معلم خود به خاطر زحماتش تشکر کنید.

اینکار هم خجالت شما را کم می کند و هم باعث می شود ارتباط خوبی با معلم خود ایجاد کنید.

ممکن است بعد از مدتی که اینکار را انجام دادید همکلاسی ها شما را چاپلوس خطاب کنند، اما شما کار درست را انجام می دهید.وقتی مردم کار شما را تایید نمی کنند بهترین روش ممکن بی تفاوتی به آن هاست.

اگر ارتباط کلامی با معلم بسیار برای شما سخت بود می توانید از طریق نامه با او ارتباط برقرار کنید.

خجالت در مدرسه با مسئولین

اگر از مسئولین مدرسه مثل مدیر و معاون خجالت می کشید یک راهکار بسیار خوب وجود دارد.صندوق ارتباط با مدیر

شما می توانید حرف های خودتان را به صورت کاملاً منظقی و محترمانه از طریق صندوق انتقادات و پیشنهادات که در هر مدرسه ای وجود دارد به گوش مسئولین مدرسه برسانید.

بعد از چند نامه به مرور ارتباط خوبی بین شما و مسئول مربوطه شکل می گیرد و می توانید روز به روز این ارتباط را توسعه دهید.

خجالت در مدرسه با دوستان

اگر در برقراری ارتباط با دوستان خودتان خجالتی هستید این روش را امتحان کنید.

برای خودتان یک چالش طراحی کنید. به این صورت که هر روز با یک فرد جدید در مدرسه صحبت کنید و از او در مورد درس و علایقی که دارد سوال کنید.بعد هم بپرسید دوست دارد در آینده چه کاره شود.

بعد از چندین ارتباط خواهید دید که خجالت شما تا حد زیادی برطرف شده است و تازه می توانید به عنوان یک انسان خوش مشرب شناخته شوید.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *