ریشه عدم اعتماد به نفس و درمان آن

ریشه عدم اعتماد به نفس و درمان آن

عدم اعتماد به نفس

عدم اعتماد به نفس برای برخی مانند عادتی است که ترک کردن آن بسیار مشکل است.

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که با اعتماد به نفس ضعیف و خودباوری پایین چه مزایایی به دست می آورید؟

آیا تا کنون به این امکان فکر کرده اید که ممکن است به طرزی ناخودآگاه باور داشته باشید عدم اعتماد به نفس بیشتر به نفعتان است تا اعتماد به نفس؟

آیا تا به حالا اندیشیده اید چنانچه ناگهان از اعتماد به نفس بدرخشید و با خودباوری بالا ظاهر شوید چه چیز هایی را از دست خواهید داد؟

قبل از آن که فکر کنید عقلم را از دست داده ام به این حقیقت بیاندیشید که ترک عدم اعتماد به نفس،عادت های بد و کارهای ناسالم برای ما انسان ها بسیار مشکل است.زیرا منافع زیادی را از طریق همین عادت ها و رفتار های بد و ناسالم کسب می کنیم.

البته این منافعی که از عدم اعتماد به نفس به دست می آوریم منافعی نیستند که ما به شیوه ای خودآگاه به آنها آگاهی داشته باشیم اما باور کنید که وجود دارند.

یک داستان

عدم اعتماد به نفس در کودک
ریشه اعتماد به نفس

یادم می آید در گذشته از نداشتن اعتماد به نفس کافی منافع بسیاری دریافت می کردم.مثلاً وقتی در جمعی از من نظری خواسته می شد و من بیشتر سکوت می کردم تا حرف بزنم همه می گفتند:”چه جوان با حیا و باوقار و کم صحبتی است.” و از من تعریف می کردند.

یا اینکه بزرگان فامیل به فرزندان خود می گفتند:”باید مثل این بچه ساکت و کم حرف باشید،ببینید چقدر مادب و آرام است.”

خب بریم سر وقت بقیه توضیحات

داستان عدم اعتماد به نفس

فرض کنید یک خانم با یک مرد رابطه ای بسیار ناسالم و مخرب دارد و می داند که باید هر چه زودتر این رابطه را تمام کند و او را ترک کند اما این کار را نمی کند.

روزها و ماه ها می گذرد و خانم به رقم تمامی ناراحتی ها و مشکلاتی که دارد باز هم قادر نیست او را ترک کند و نمی داند که این کار ناشی از عدم اعتماد به نفس و پاداش های آن است.

آنچه برای خودش هم روشن نیست سرمایه گذاری احساسی وعاطفی است که در ادامه رابطه با آن مرد کرده است.به عبارت دیگر از رابطه با آن مرد ناخودآگاه مزایایی به دست می آورد که بر خودش هم پوشیده است.

برای مثال برخی از مزایای عدم اعتماد به نفس در رابطه از قرار زیر است:

مدام دوستان و آشنایان به او محبت و توجه می کنند و برایش دلسوزی می کنند.

یک غر و بهانه ای محکم و قوی دارد که چرا نمی تواند در جنبه های مختلف زندگی(شغل ، کار و درس)پیشرفت کند

برای پرخوری و انواع اعتیاد های ناسالم دیگر از قبیل اعتیاد به الکل ،سیگار ،روابط مخرب و غیره یک مجوز خوب و محکمه پسند دارد.

می تواند از روبه رو شدن با ضعف ها مشکلات ، مسائل و موضوعات حل نشده زندگی اش دوری کند.چون تمام وقتش را صرف سرزنش نامزد ، پدر و مادر و اطرافیان می کند هر جای یک شخص دیگر را مقصر می داند.

گرچه در اولین نگاه احمقانه به نظر می رسد که به عمد بخواهد خودش را در چنین موقعیت ناسالمی قرار دهد اما همانطور که دیدید از این راه مزایایی روانی و اجتماعی زیادی نصیبش می شود.

عدم اعتماد به نفس در مورد بسیاری صادق است

نظیر همین واقعیت در مورد بسیاری از ما که عدم اعتماد به نفس داریم و به ظاهر مدام از آن گله و شکایت داریم صدق می کند.

برخی مزایای پنهانی عدم اعتماد به نفس

۱-کاری می کنیم مردم دلشان برای ما بسوزد

طفلی،چقدر بدبخت ،بیچاره و بد شانس است.

۲-کاری می کنیم دیگران دائم در نقش تسلی بخش ، مشوق و انگیزه بخش ظاهر شوند و بخواهند ما را جمع و جود کنند، یا زندگی ما را سر و سامان دهند.

۳-کاری می کنیم که هیچکس نتواند از ما بدش بیاید و همه ما را دوست داشته باشند.چون که با ملاحظه کاری و قورت دادن هایمان هیچوقت تحدیدی برای کسی محسوب نمی شویم و با هیچکس رقابت نمی کنیم.

۴-از ترس شکست خوردن رها می شویم، زیرا معمولاً به هیچ کاری دست نمی زنیم که مبادا در آن احتمال شکست وجود داشته باشد.

۵-برای بد رفتاری و کج خلقی هایمان و عادت های ناسالم خود یک عذر و بهانه همیشگی داریم، چون بقیه می دانند که چقدر حال ما بد است و چقدر گرفتاری داریم.

۶-توجه ،تحسین و محبت خیلی ها را به سمت خودمان جذب می کنیم،چون آن ها مدام احساس می کنند باید به نحوی حال ما را خوب و کاری کنند ما خوشحال شویم و این فرایند همچنان ادامه دارد.

آیا شما متخصص این هستید که احساس ناامنی ، بی لیاقتی و بی کفایتی کنید؟

در آخرین سمینارم در زمان پرسش و پاسخ خانمی دست گرفت و گفت:”من که دیگر با این شرایطی که دارم نمی توانم به اهدافم دست پیدا کنم.چون دیگر از جوانی من گذشته و کاری از پیش نمی برم.”تعداد زیادی از خانم های جمع که در سن وسال او بودند با او هم نظر بودند و او هم خوشحال بود.

این یکی از مزیت های جامعه ماست که وقتی شخصی از ناتوانی می گوید بقیه با او همدردی می کنند و می گویند:”طفلک راست می گه.تو این سن و سال دیگه کاری هم نمیتونه بکنه.باید همینجوری بمونه.”

خودتان قضاوت کنید که این تعریف و تمجید از کار شخص چه کمکی به او می کند جز اینکه سرپوشی برای بهانه ها و تلاش نکردن شخص است.

او وقتی می گوید در این سن توانایی ندارم (سن او حدود ۳۰ سال بود)که سن زیادی نیست در واقع دارد یک برچست به خودش می زند تا تلاش نکردن خودش را توجیه کند.

متخصص های عدم اعتماد به نفس

به عبارت دیگر عدم اعتماد به نفس و ناتوانی و بد حالی به نحوی احساس بسیار خوبی است.

حقیقت این است بسیاری از ما متخصص های درد و رنج کشیدن هستیم،منظورم را میفهمید،اینطور نیست.

زمان هایی را به یاد بیاورید که به افسردگی،غم یا به بدحالی دامن زدیم،تا اینکه موفق شدیم حالمان را بد کنیم.

بسیاری از اوقات این تنها کاری بوده که بلد بودیم انجام دهیم.پس چرا آن را انجام ندهیم؟این طبیعت انسان است که از انجام دادن کاری که در آن مهارت دارد لذت ببرد.

در واقع اگر قرار بود به ما حقوق بدهند می توانستیم حقوق بسیار زیادی از آن به دست آوریم.بسیاری از مردم عملاً شغلشان همین است،منظورم نویسندگان فیلم های غمناک درام و خوانندگان آهنگ های منفی است.

سرپوشی برای تنبلی

عدم اعتماد به نفس در زنان

یکی دیگراز مزایای زندگی با عدم اعتماد به نفس این است که برای تنبلی و بیکاری خودمان عذر و بهانه و مجوز خوب و محکم دست و پا می کنیم،هنگامی که مدام زار می زنیم: “دچار بحران اعتماد به نفس و خود باوری هستم” کسی از ما انتظار خلق شاهکار ندارد.

زمانی که افسرده ، بی حال و دلشکسته هستیم و کشتی هایمان غرق شده است کسی از ما انتظار دیگری هم ندارد.

البته هر یک از ما این حال را با واژه های مختلفی توصیف می کنیم،عذر و بهانه شما برای کم کاری و بی فعالیت بودنمان وضعیتی است که در آن به سر می بریم.

مجبور نیستیم اقدامی انجام دهیم،مجبور نیستیم ریسک کنیم، چون این احتمال که خود یادیگران را نا امید و سرخورده کنیم نیز خود به خود از بین می رود و چون کسی توقعی از ما ندارد هر بار هم که کاری صورت دهیم صد برابر از ما تقدیر و تشکر می کنند.

از طرف دیگر چنانچه ریسک کنیم ممکن است خود و دیگران را ناامید کنیم ، اما اگر از اول بگوییم من اعتماد به نفس انجام آن کار را ندارم،کسی از ما ناراحت نمی شود،چون اساساً ما کاری نکرده ایم و تنها نتیجه کار این است که زندگی برایمان مایوس کننده می شود.

افسوس خوردن به حال کسی که در زندگی خود به دست و پا زدن و تقلا افتاده است طبیعت ما انسان هاست و ما می خواهیم در حق او ترحم کنیم.

در نهایت سعی می کنیم به او فشار نیاوریم و در تنگنا قرارش ندهیم،توقعی هم از او نداریم.

مثال از مدل فکری مردم

اگر شما یک ورزشکار قدرتمند باشید و در یک روز بارانی با تلاش و قدرت اقدام به دویدن کنید اگر کسی شما را ببیند که زمین بخورید با یک حالت تمسخر آمیز به شما می خندد.

شاید به شما کمک کند و دستتان را بگیرد اما باز هم در دلش به شما می خندد.

اما اگرهمان شخص یک مرد را ببیند که پایش آسیب دیده و در همان حوالی در حال حرکت است، اگر مرد زمین بخورد می گوید:”آخ آخ،دید طفلی چی شد بدو بریم کمک”

خیلی از افراد نسبت به انسان هایی که اعتماد به نفس ندارند دیدگاه بالا را دارد و شخصی که اعتماد به نفس ندارد برایشان مثل مرد دوم است.

خلاصه اینکه انتقاد و مسخره نصیب دونده و ترحم و دلسوزی نصیب دیگری می شود.

اصلی ترین دلیل اینکه مردم دوست دارند خودشان را به عدم اعتماد به نفس بزنند است.

بیشتر ما در تنهایی خودمان دوست داریم دونده باشیم،دوست داریم پر قدرت باشیم،دوست داریم با اعتماد به نفس بالا به اهدافمان برسیم،دوست داریم پیروز میدان باشیم اما می ترسیم در مسیر پایمان بلغزد و دیگران ببینند و به ما بخندند.

پس ترجیح می دهیم لنگان لنگان با عدم اعتماد به نفس به مسیر خود ادامه دهیم.

عدم اعتماد به نفس به خاطر مهر طلبی

وقتی اعتماد به نفس پایینی داریم تضمین می کند که دیگران از اطراف ما پراکنده نشوند و ما را تنها نگذارند و همیشه سعی کنند حالمان را خوب نمایند، به خصوص منجی ها و شخصیت های والد از نوع حمایت گر.

منجی ها چه نقشی دارند

این افراد پیوسته به دنبال قربانی ها می گردند که بتوانند نقش منجی و نجات دهنده را برای آن ها بازی کنند و به این وسیله احساس مهم بودن و برتری کنند و بگویند که:”ببینید دیگران چقدر به من نیاز دارند.”

باید گفت که اینگونه افراد بدین شیوه از روبه رو شدن با مشکلات و مسائل خودشان سر باز می زنند،اگرچه بعد ها هنگامی که نصایح آن ها پذیرفته نشد ممکن است عصبانی شوند وبه نقش زجر دهنده تغییر نقش دهند.

اعتیاد به عدم اعتماد به نفس

به رقم اینکه از اعتماد به نفس پایین خود رنج می بریم و از آن شکایت می کنیم و به ظاهر بسیار مشتاق هستیم تا اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم اما ناخودآگاه و بی آنکه بدانیم به برخی مزایای روانی و اجتماعی آن معتاد هستیم.

و نمی توانیم از این منش و رفتار خود دست برداریم،از این رو مدام نقش کسی را بازی می کنیم که اعتماد به نفس چندانی ندارد.

هر چه ما در بازی کردن نقش قربانی ماهر تر باشیم عشق و محبت بیشتری دریافت خواهیم کرد،مشکل اینجاست که هرگز نمی توانیم به این نوع عشق و محبت اعتماد کنیم،زیرا برخواسته از قربانی بودن ماست.

ریشه عدم اعتماد به نفس
دلایل اعتماد به نفس پایین

این عادت یکی از مشکل ترین عادت های روانی است و ترک کردن آن ممکن است ساده نباشد،چون هرچه احساس بدتری داشته باشید یا به عبارتی بد بخت تر باشیم توجه و محبت بیشتری دریافت می کنیم و به عشق و محبتی که از این راه (عدم اعتماد به نفس) به دست می آوریم اعتیاد پیدا می کنیم.

ضمیر ناخودآگاه نتیجه می گیرد که اگر بدبخت نباشیم کسی مجبور نخواهد بود مرا دوست داشته باشد.این مزد بدبختی من است.

آیا در این شرایط انگیزه ای برای اینکه انسانی لایق و توانا باشیم و احساس اعتماد به نفس کنیم باقی می ماند؟!

راه اشتباه کسب محبت

عدم اعتماد به نفس در فیلم
سریال دلدادگان

این عکس صحنه ای از فیلم دلدادگان است که این خانم با سو استفاده از عدم اعتماد به نفس رفتاری و احساس تنهایی این پسر به او نزدیک شد و او را تا نزدیکی مرگ رساند.

در صحنه های فیلم کارگردان نشان می دهد که پسر حتی از لحاظ عاطفی به این خانم وابستگی پیدا کرده است.

شاید با خود بگویید این فقط یک فیلم است اما من پسران و دختران زیادی را دیده ام که قربانی همین وضعیت شده اند.

این راه که از هم فرو بپاشیم تا کسی بیاید و ما را نجات دهد و به ما محبت کند و بابت محبت خود هر کاری که صلاح دید با ما انجام دهد.

مانند یک منجی خانم که به پسر های فاقد اعتماد به نفس و قربانی نزدیک می شد و سعی می کرد با محبت کردن به آن ها از ایشان به روش های مختلف سو استفاده کند.

حرف من این نیست که خانمی که این کار را می کند یک انسان بد است، حرف من این است که اگر قربانی باشیم حتما گیر همچین موقعیت هایی خواهیم افتاد.

دلیل عدم اعتماد به نفس و اعتیاد به محبت قربانی بودن چیست؟

۱-رفتار اشباه والدین

اگر شما هم والدینی داشته اید که یکی از آن ها قربانی بوده و دیگری نقش منجی والد را ایفا می کرده است شما هم به این نتیجه رسیده اید که شما هم باید اینگونه محبت دیگران را جلب کنید.

۲-با شما اینگونه رفتار کرده اند

برخی از والدین به دستاورد های فرزندشان توجه نمی کنند.هر زمان او یک نقاشی زیبا می کشید یا یک کار جدید و خلاقانه انجام می داد والدین به او توجه نمی کردند اما تا صدای گریه او بلند می شد همه به سمت او می دویدند.

یا اگر در خیابان خوراکی می خواست برایش نمی خریدند،اما اگر همان خوراکی را با گریه و جیغ و داد طلب می کرد حتماً برایش خوراکی تهییه می کردند.

این می شود که افراد از کودکی به جلب محبت از طریق قربانی بودن عادت می کنند.

چگونه عدم اعتماد به نفس را به اعتماد به نفس تغییر دهیم؟

از خود سوال کنید

از خود بپرسید وقتی دچار عدم اعتماد به نفس هستم چه مزایایی کسب می کنم؟

یک لیست از مزایای روانی که به دست می آورید تهیه کنید و صادقانه به آن نگاهی بیاندازید و ببینید از ناحیه قوی نبودن و عدم اعتماد به نفس چه حقوق و مزایایی به دست می آورید.

شاید اینگونه نقش را فقط در یک ناحیه از زندگی ، مثلاً در روابط صمیمی خودمان بازی می کنیم و در بقیه نواحی مثل شغل و حرفه اعتماد به نفس زیادی دارید.

یادآوری موفقیت ها

سعی کنید با یادآوری توانایی ها و موفقیت های خود در زمینه های دیگر با نقاط ضعف و مشکلات خود رو به رو شوید.شناسایی و پذیرش انگیزه های روانی ناخودآگاهی که به آن ها پرداختیم ممکن است ناراحت کننده باشد.

گاهی با چنان مهارتی خودمان را به عدم اعتماد به نفس می زنیم که متوجه نیستیم چه عواقب دردناکی در دراز مدت به دست می آوریم.

اگر دوست دارید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید می توانید فیلم سمینار گنج درون را تهیه کنید.

سمینار اعتماد به نفس
“””””برای تهیه فیلم اینجا کلیک کنید”””””

دبیرستان رشته ریاضی فیزیک خوندم و دانشگاه رشته من آی تی بود.تو شغل پرورش اسب ، طراحی دکوراسیون و خدمات رایانه ای بودم ولی احساس می کردم حالم خوب نیست.چون خجالتی بودم و اعتماد به نفس نداشتم.کلی طول کشید تا اعتماد به نفسم رو به دست آوردم و فهمیدم شغل و رسالت من آموزش دادن به مردمه.

رضا محمدی

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *