صعود به دنا(داستان یک چالش سخت اما لذت بخش)

صعود به دنا(داستان یک چالش سخت اما لذت بخش)

صعود به دنا(انفجار اعتماد به نفس)

در قسمت‌های بعدی این بلاگ در مورد مراحل صعود به صورت خلاصه صحبت کرده‌ام. اما بخش مهم که همان درس‌هایی است که از صعود به دنا گرفتم را ابتدای بلاگم می‌نویسم.

صعود به قله دنا

در تصویر بالا بعد از گشذتن از یک درّه با شیب بسیار تند و همینطور عبور از آبشار یخچال برفی در حال استراحت هستیم. اگر بخواهم مقایسه کنم پیاده‌روی این قسمت به اندازه چند ۱۰ کیلومتر دویدن انرژی طلب می‌کند.

۱

مسیر موفقیت با تصور شما متفاوت است

قبل از صعود به دنا من اصلا نمی‌دانستم قرار است بلندترین قله دنا را فتح کنیم. من تصورم یک کوهنوردی سبک و معمولی بود. چون دوستم دقیقاً چنین حرفی را پشت تلفن به من زد.

وقتی هدفی داریم و در مسیر رفتن به سمت هدفمان قرار می‌گیریم شاید ابتدا هدف کوچکی داشته باشیم، اما در کنار افرادی که یکبار در این مسیر به موفقیت رسیده‌اند ما هم موفق می‌شویم به اهداف بسیار بزرگتری دست پیدا کنیم.

دقیقا مثل من که هدف و تصور ذهنی‌ام کوهنوردی در یک دره معمولی بود، در حالی که بلندترین قله دنا را فتح کردیم.

شاید در کسب و کار هدف شما فقط این باشد که مخارج ماهیانه خودتان را تعمین کنید، اما در مسیر کسب و کار شما به قدری بزرگ شود که از شما را به یک میلیارد خودساخته تبدیل کند.

آبشار دنا

۲

هرگز تسلیم نشوید

قانونی در کوهنوردی وجود دارد تحت عنوان “هرگز تسلیم نشوید”. البته من خودم این اسم را برایش انتخاب کرده‌ام. وقتی شخصی در کوه به هر علت به راه رفتن ادامه ندهد بقیه تیم را از حرکت باز می‌دارد.

اگر تحت هر شرایطی در کوهستان تسلیم شویم علاوه بر این که نمی‌توانیم به هدفمان که فتح قله است دست پیدا کنیم، خطرات زیادی برایمان بوجود می‌آید.

و در آن شیب و ارتفاع تنها چیزی که می‌تواند شما را از حرکت دهد یک بالگرد است. هیچ وسیله یا انسان دیگری نمی‌تواند جور شما را بکشد.

پس نباید تسلیم شوید. در مسیر برگشتن چنان دردی را در عظلات پایم تجربه می‌کردم که پاهایم از شدت درد می‌لرزیدند. اما می‌دانستم اگر تسلیم شوم نمی‌توانم خودم را تا پای کوهستان بکشانم.

در مسیر موفقیت باید مثل حرکت در کوهستان استوار باشید. سختی‌ها را تحمل کنید. من در مسیر کوه بارها و بارها به سنگ‌ها برخورد کردم، زمین خوردم، درد کشیدم، اما تسلیم نشدم.

۳

همراه موفقیت

در مسیر صعود به دنا چیزی که باعث می‌شد خسته نشویم و پا پس نکشیم همراهی کردن با گروه بود. هر جا یکی از ما مشکلی داشت یا خسته می‌شد بقیه دوستان با انتقال انرژی مثبت باعث می‌شدند دوباره به مسیر برگردد.

در مسیر حرکت به سمت اهدافتان با اشخاص توانمند و مثبت همنشینی کنید تا به وقت خستگی‌ها و سختی‌ها با جملات و انگیزه‌های مثبتشان به حرکت دوباره شما کمک کنند.

صعود به دنا(انفجار اعتماد به نفس)

از کودکی در کتاب جغرافیا با نام دنا آشنا شده بودم. یکی از بلندترین قله‌های ایران که سالانه کوهنوردان زیادی برای فتح آن به کوهستان می‌رفتند.

هر وقت به پدرم در مورد رفتن به دنا می‌گفتم، پدرم در جوابم می‌گفت:”دنا رفتن کار هر کسی نیست، رفتن به دنا کار خطرناکی است و آمادگی بدنی بالا به همراه تجهیزات حرفه‌ای کوهنوردی نیاز دارد.”

و راستش را بخواهید از همان دوران کودکی فکر رفتن به دنا را از سرم بیرون انداختم، چرا که انگار هر وقت اسم قله دنا را می‌شنیدم، می‌ترسیدم. حتی افراد زیادی که با تیم‌های کوهنوردی شهر به سمت دنا می‌رفتند را درک نمی‌کردم.

صعود به دنا کاملاً اتفاقی بود

عصر روز سه‌شنبه یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت:قرار است یک پیمایش کوهنوردی در پیش داشته باشیم. رضا جان، مایل هستی شرکت کنی؟”

من از او پرسیدم: “این پیمایش در کدام منطقه است؟”

جواب داد:”قلات بزی، یک دره زیبا که از پیاده روی در آن لذت می‌بری”

من هم که چند وقتی می‌شد که دلم برای یک کوهنوردی دسته‌جمعی لک زده بود و دوست داشتم برای چند روز از هیاهوی شهر و کار نوشتن و تولید محتوا دور باشم تا دوباره ذهنم استراحتی کند و نفسی بکشد.

پس قبول کردم در این پیمایش شرکت کنم

لذت بردن، قبل از صعود به دنا

لذت‌بخش ترین قسمت قبل از کوهنوردی این بود که برای اولین بار بود که می‌توستنم هزینه‌های این کوهپیمایی رو خودم پرداخت کن. یادمه همه بهم می‌فگتن از این ور رفتن تو با فوتوشاپ و طراحی‌های که می‌زنی پولی در میاد.

منم چیزی نمی‌گفتم چون اوایل پولی هم در نمی‌اومد، ولی من ادامه دادم، و الآن خوشحالم که بگم هزینه‌های کوهپیمایی رو از پولی دادم که بابت طراحی گرفته بودم، و این بهترین لذت دنیاست که از علاقه و استعداد خودت کسب درآمد کنی.

چی فکر می‌کردم،چی شد؟

صبح زود با تلفن سرپرست تیم از خواب بیدار شدم و به سرعت به سمت محل حرکت رفتم. شک نداشتم که باز هم چیزی را فراموش می‌کنم و همین اتفاق هم افتاده بود. میوه‌هایم را فراموش کرده بودم.

از همان ابتدای حرکت مشخص بود که همه چیز با ذهنیت من متفاوت است.چرا که تعداد ما برای این کوهپیمایی فقط ۸ نفر بود. من معمولاً دوست دارم با جمعیت زیاد، حداقل ۲۰ نفره کوهنوردی کنم، اما اینبار همه چیز متقاوت بود.

اما اصل ذهنیت من این بود که قرار است در یک درّه معمولی پیاده روی کنیم. این را یادتان باشد.

شروع کار(صعود به دنا) اصلا سخت نبود

اول صبح بود و منظره زیبای کوه که نور خورشید از شرق به آن می‌تابید بسیار زیبا بود. هوای دل‌انگیز صبح خواب را از سر تمام اعضای تیم پرانده بود.

به سمت روستای زیبایی رفتیم که از اطراف آن با رشته‌های دنا پر شده بود.

وسایل خودمان را یکی یکی تحویل گرفتیم و سرپرست گروه که از دوستان من بود بخشی از تجهیزات باشگاه مثل کوله پشتی و عصای کوهنوردی تا بطری آب را به من قرض داد تا کوهنوردی حرفه‌ای تر و ساده‌تری داشته باشم.

مسیر صعود به دنا

وارد دره شدیم. ابدای مسیر را که دیدم اصلا نگران نبودم و تصورم این بود که اگر تمام مسیر با همین شیب ملایم سپری شود چقدر کارم راحت‌ است. به راحتی می‌توانیم بدون خستگی ادامه دهیم.

حرکت کردیم و ادامه دادیم تا به بخش‌هایی رسیدیم که باید از داخل آب عبور می‌کردیم.باید اعتراف کنم هنوز هم سختی مسیر به چشم نمی‌آمد و شیب ملایمی در پیش داشتیم. به جز بعضی قسمت‌ها که شیب تندی داشت بقیه قسمت‌ها معمولی بود.

اولین قسمت سختی که با آن روبه رو شدیم سخره‌ای بود که در دره وجود داشت و آب از کناره‌های آن پایین می‌آمد و برای بالا رفتن آن باید از یک حفره که از بالای آن آب سرد یخچال‌های برفی پایین می‌آمد عبور می‌کردیم.

بعد از این مرحله شیب حرکت تندتر و تندتر می‌شد.

مهم ترین قسمت صعود به دنا

اگر سختی‌های این مسیر را فاکتور بگیریم وقتی به قله رسیدیم لذت زیادی را تجربه کردیم. دقایقی که روی قله سپری شد هوای دل‌انگیز کوهستان و منظره خارق‌العاده‌ای که در پیش رویم بود تا حدی خستگی راه را از تنم بیرون کرد.

اما قسمت مهم کار درس‌هایی است که من از این صعود گرفتم، و قطعا شنیدن آن می‌تواند برای شما هم جذاب باشد.

دبیرستان رشته ریاضی فیزیک خوندم و دانشگاه رشته من آی تی بود.تو شغل پرورش اسب ، طراحی دکوراسیون و خدمات رایانه ای بودم ولی احساس می کردم حالم خوب نیست.چون خجالتی بودم و اعتماد به نفس نداشتم.کلی طول کشید تا اعتماد به نفسم رو به دست آوردم و فهمیدم شغل و رسالت من آموزش دادن به مردمه.

رضا محمدی

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *