کتاب برتری خفیف

کتاب برتری خفیف
جف اولسون
کتاب برتری خفیف

برتری خفیف

تنها کسی که سرنوشت شما را به آن تبدیل می کند،همانی است که خودتان تصمیم به بودنش می گیرید.

در ابتدای کتاب جف یک مقایسه بسیار زیبا انجام می دهد. او از دو دوست با شرایط یکسان نام می برد و می گوید یکی فردی بسیار موفق و صاحب کسب و کار های متفاوت است ولی دیگری یک ولگرد ساحلی است که زمین های گلف افراد پولدار را کوتاه می کند.

او بعد توضیح می دهد که در واقع این دو دوست یک نفر هستند و در واقع خود جف هستند. ولگرد ساحلی ابتدای داستان جف بوده که در یک روز آفتابی با دیدن اعضای ثروتمند زمین گلف به این نتیجه می رسد که آن ها هم مثل من هستند و من هم می توانم مثل آن ها تغییر کنم و داستان از همان روز شروع می شود.

از همان روز جرقه ای در ذهن جف زده می شود و تصمیم به تغییر می گیرد.

این خلاصه ای از داستان تغییر نویسنده کتاب جف اولسون است. اما من قصد ندارم فقط از خلاصه کتاب برای شما بگویم. من در این مقاله قصد دارم برداشت ها و نکاتی که به عنوان یک مدرس از این کتاب داشته ام را با شما همراهان عزیز به اشتراک بگذارم.

اول از همه این که اقدامات کوچک با گذشت زمان قدرت بسیار زیادی دارند و همین اقدامات کوچک هستند که مارا به نتایج بزرگ می رسانند. اما این اقدامات باید به صورت مداوم انجام شود. مثلاً اگر هدفتان درآمد ۵ میلیون در ماه است و به آن دست پیدا کردید باید درآمد ماهی ۱۰ میلیون را هدف قرار دهید و برایش تلاش کنید و هربار اهداف تان را بزرگتر کنید.

از نظر نوع نگاه به مسیر موفقیت این کتاب شباهت بسیار زیادی به کتاب اثر مرکب دارن هاردی دارد.

پس توصیه اول او این است که دائماً در حال رشد باشیم.

قسمت بعدی در مورد افرادی است که از شروع کار می ترسند. جمله جالبی در این کتاب وجود دارد که می گوید:

کارت را انجام بده، توانایی انجام آن به دنبالش می آید.

ما برای رسیدن به موفقیت با روش برتری خفیف باید اقدام کنیم و تمام اطلاعاتی که داریم در کار خود عملی کنیم. در واقع علمی که به آن عمل نکنیم ارزشی ندارد و به جایی نمی رسد.

اما چرا بسیاری از افراد موفق نمی شوند؟

جواب این سوال را جیم ران به ما داده است. کارهای ساده برای موفقیت، انجام دادنشان به اندازه انجام ندادنشان ساده است.

زیرا هم ناچیز به نظر می رسد و هم نتیجه اش را زود نمی‌بینیم.

برای موفقیت دنبال جهش کوانتمی نباش!

یعنی اینکه ما اقدامات مورد نظر را آهسته و پیوسته انجام دهیم و نگران نباشیم تا برتری خفیف رخ دهد. به موقع این اقدامات برای ما نتیجه می دهد و ما به موفقیت دست پیدا می‌کنیم. پس برای رسیدن به موفقیت عجول نباشیم. مثلاً فرض کنیم همین فردا مدریت یک شرکت بزرگ را به ما بسپارند. چون موفقیت ما طبق روند درستی نبوده است ما در مدریت شرکت شکست می خوریم و نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم.

در زندگی شاد باش

شاد باشید
شادی در زندگی

مارتین سلیگمن برای اولین بار روانشناسی مثبت گرا را معرفی کرد. او دریافت اگر جای نقاط منفی روی نقاط مثبت افراد توجه کنیم سریع تر و راحت تر می توان از نظر روحی آن‌ها را درمان کرد.

افزایش غم و اندوه خطر حمله قلبی را افزایش می‌دهد و باعث بیماری های زیادی می شود.

برای اینکه به انسان شاد تری تبدیل شوید این ۵ اصل را رعایت کنید.

۱-هر روز سه مورد که بابت آن شکرگزار هستید را بنویسید و هر روز موارد جدید را اضافه کنید.

۲-کارها و تجربیات مثبت روزانه خود را یادداشت کنید.

۳-هر روز ۲ دقیقه مراقبه کنید.

مقاله چگونه مراقبه کنیم؟

۴-هر روز یک کار خوب انجام دهید.

۵-هر روز ۱۵ دقیقه نرمش کنید.

اثر موجی

هر کدام از ما موجی در جهان ایجاد می کنیم. باید ببینیم این موج مثبت است یا منفی. این موضوع به ما می گوید هنگامی که به دنبال رشد و پیشرفت خودمان می رویم روی اطرافیان و اشخاصی که با ما در ارتباط هستند تاثیر می گذاریم.

دبیرستان رشته ریاضی فیزیک خوندم و دانشگاه رشته من آی تی بود.تو شغل پرورش اسب ، طراحی دکوراسیون و خدمات رایانه ای بودم ولی احساس می کردم حالم خوب نیست.چون خجالتی بودم و اعتماد به نفس نداشتم.کلی طول کشید تا اعتماد به نفسم رو به دست آوردم و فهمیدم شغل و رسالت من آموزش دادن به مردمه.

رضا محمدی
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *