فرمول رسیدن به آرزوها(در کوتاه ترین زمان ممکن به همراه فیلم)

فرمول رسیدن به آرزوها(در کوتاه ترین زمان ممکن به همراه فیلم)

رسیدن به آرزوها با تک شاخ جادویی

رسیدن به آرزوها با فرمول تک شاخ روش خیلی جالب و خلاقانه‌ای است که من از یک فیلم خارق‌العاده به آن رسیدم.

قبل از هر چیز یک داستان کوتاه از من بخوانید.

من یک دوست خیالی داشتم که اسمش محمد بود

محمد یکی از دوستان بی باک شجاع و مهربان من بود و البته بسیار بامرام که رسیدن به آرزوها برایش امری ساده بود

محمد 

رتبه اول کلاس بود محبوب همه بچه ها بود در فوتبال خوب بود پدرش او را دوست داشت و به آرزوها و رویاهای احترام می گذاشت و همیشه او را تشویق می کرد

می‌دانید الان که فکر می‌کنم می‌بینم محمد همان رویای من بود.

رویایی که دوست داشتم برآورده شود.

من رویاهایم را به محمد میگفتم

گلاب به رویتان هرموقع در دستشویی بودم احساس می کردم در خیال فرو رفتم و دارم در دنیایی زندگی می کنم که محمد هم وجود دارد.

حتی هر وقت در کوچه تنها میشدم یا هر وقت در اتاقم تنها بودم با او صحبت می‌کردم

ماجرای این که چطور با محمد توانست قهرمان فوتبال استان شوم…

اما ماجرای این که چطور یک درس حسابی به بچه‌هایی که در خیابان جلوی ما را گرفته بودند دادیم….

خلاصه محمد یک ابر قهرمان بود

مادرم هر وقت من تنها بودم صدای من را می شنید که دارم با این شخصیت خیالی و این دوست عزیز صحبت می کنم

محمد در واقع اسب تک شاخ خیالی من بود که شخصیت زن داستان آرزوهایش را به او می گفت.

۱

کودکی و رسیدن به آرزوها

همه ما در کودکی رویاهایی داشتیم و بدون شک دوست داشتیم به این رویاها دست پیدا کنیم

هیچ کس نمی تواند بگوید که من رویایی نداشته یا ندارم اما اینکه چرا به رویاهایمان نمی‌رسیم و یا آنها را به دست فراموشی سپرده ایم مسئله دیگری است

اما همه ما رویا داشتیم

۲

شخصیت خیالی کودکی

بعضی از ما که کمی شخصیت متفاوتی نسبت به دیگران داشتیم شاید همیشه حرفهایمان را برای یکی از عروسک های مان یا یک دوست خیالی می زدیم

دقیقاً مثل داستانی که در بند اول مقاله از خودم گفتم.

داستان از جایی شروع می شود که کودکی در حال بازی کردن است و در تمام نقاشی ها و کاردستی هایش فقط یک چیز به چشم می خورد

تک شاخ

رسیدن به آرزوها

۳

شخصیت زن داستان از کجا آمد؟

فروشگاه تک شاخ(+) عنوان فیلمی بود که در سال ۲۰۱۷ تولید و عرضه شد.

به نظر من این فیلم زیبا آنطور که شایسته بود دیده نشده است، چرا که به تمام سؤالات من و شما را در مورد رویاها و رویاپردازی پاسخ می دهد.

ابتدا تریلر فیلم را ببینید تا ماجرا برایتان روشن شود.

دختری که عنوان کردم بازیگر محبوب من است. قبلا یکی از فیلم های او را به صورت کامل برسی کردم.

لینک فیلم را قرار می دهم ولی تا این مقاله را تمام نکرده اید لطفاً مقاله دیگری را مطالعه نکنید.

لینک مقاله کاپتان مارول

کاپیتان مارول
لینک مقاله کاپتان مارول

۴

وقتی بقیه به رویای من اعتقادی ندارند

اولین صحنه فیلم در یک مکان که به ظاهر گالری نقاشی است اتفاق می افتد.

شخصیت اصلی فیلم(+) با لباس های خاص و سر و صورت رنگی رنگی در حال کشیدن این نقاشی است.

این نقاشی به طرز شگفت انگیزی زیبا و چشم نواز است.

افراد حاضر با تعجب و لب و لوچه کج به تصویر نگاه می کنند، طوری که انگار هیچ درکی از آن ندارند.

سه نفر که رو به روی نقاشی هستند هر سه با ناراحتی و تعجب به نقاشی نگاه می کنند تا تمام شود.

سپس کمترین امتیاز ممکن را به کیت(شخصیت اصلی داستان) می دهند.

نقاشی چیست؟

نقاشی یک تک شاخ زیباست که در میان رنگ های زیبا و هیجان انگیز کشیده شده است.

این صحنه به وضوح نشان می‌دهد که دیگران به زیبایی اعمال و رویاهای شما کاری ندارند،

اگر رویای شما را درک نکنند، شما را به مسخره می‌گیرند و تاییدتان نمی‌کنند.

تلاش برای رسیدن به آرزوها
رسیدن به آرزوهای محال

۵

حق انتخاب با شماست، شکست خورده باشید یا رسیدن به آرزوها را انتخاب کنید

وقتی افرادی که به آن‌ها امید داریم رویای ما را باور ندارند و آن‌را درک نمی‌کنند احساس ناامیدی وحشتناکی ما را فرا می‌گیرد.

مثل وقتی که یک ایده خلاقانه را برای محبوب‌ترین استادم بردم.

او ایده من را دید و حتی خوشش آمد، امّا فقط در همین حد

حمایتی در کار نبود

کیت(شخصیت اصلی داستان) سرخورده و ناامید به خانه آمد و وقتی پدر و مادر پیرش از او در مورد روزش پرسیدند حرفی نزد و فقط روی مبل دراز کشیده بود

مثل خیلی از افراد غمگین و ناراحت کانال‌های تلوزیون را بالا و پایین می‌کرد.

ناگهان یک آگهی تبلیغاتی توجه او را جلب کرد.

یک آژانس کاریابی که می‌گفت ما موفقیت شما را تضمین می‌کنیم.

کدام انتخاب بهتر است؟ ادامه دادن ناامیدی و شکست یا حرکت دوباره؟

۶

هیچکسی مقایسه را دوست ندارد

پدر و مادر کیت به خانه باز می‌گردند و به کیت می‌گویند همبازی کودکی‌ات آمده،

او به تازگی در شرکت مشاوره استخدام شده

کیت با ناراحتی تمام رویش را برمی‌گرداند

چون پدر و مادرش غیر مستقیم به او اعلام می‌کنند که رسیدن به آرزوها را رها کن و دنبال یک شغل کارمندی باش.

این دیالوگ در بین پدر و مادرهای ایرانی خیلی مرسوم است

و معمولا فرزند خود را با دختر خاله یا پسر خاله یا فززند دوست خانوادگی‌شان مقایسه می‌کنند.

کیت همانجا تصمیم می‌گیرد شغلی که در تبلیغات تلوزیونی دیده بود را انتخاب کند تا از قافله مقایسه عقب نماند و دیگر پدر و مادرش نتوانند از شکست‌های او موفقیت‌های ظاهری دوستش سخن بگویند.

قدرت ذهن در رسیدن به آرزوها

این صحنه‌ای هست، که کیت برای اولین بار می‌خواهد به محل کارش برود.

وقتی پدر و مادرش می‌پرسند:”تو که قهوه نمی‌خوردی، چی شده قهوه میخوری؟”

کیت جواب میده اون مربوط به کیت قبلی بود

اون زمان کیت به اندازه کافی تلاش نمی‌کرد تا از چیزای حال بهم زن خوشش بیاد

مقایسه برای خود من

پدر و مادرم بعضی اوقات من را با یکی از فرزندان دوست پدرم مقایسه می‌کردند.

که چرا او حرف زدنش بهتر از توست، چرا نمرات او بهتر از توست

این کارها هیچ وقت باعث تغییر رفتار من نشد، چرا که مقایسه فقط شرایط را بدتر می‌کند.

البته که من معدلم بیست نشد، البته که من در کودکی خجالتی بودم، ولی اکنون مطمعنم که از کسی که من را با او مقایسه می‌کردند بسیار موفق‌تر هستم.

۷

کیت وارد می‌شود(رسیدن به آرزوها کنسل، بریم سر وقت معمولی بودن)

کیت با شرکت کاریابی تماس می‌گیرد و برای مصاحبه می‌رود.

پدر و مادر از این ماجرا بسیار خوشحال هستند.

بالاخره فرزندشان از رسیدن به آرزوها دست کشیده است و می‌خواهد معمولی زندگی کند.

کار کیت در شرکت بسیار ساده است و دستمزد خوبی دارد.

فتوکپی گرفتن از یک سری مجله… همین

۸

همیشه راهی برای رسیدن به آرزوها برای اهلش پیدا می‌شود

در روز اول کار رئیس شرکت به صورت اتفاقی با کیت دیدار می‌کند و از او خوشش می‌آید.

و کیت را بعد از چند روز برای کار در یکی از بخش‌های مهم شرکت دعوت می‌کند.

در همین حال یک نامه اسرار آمیز به دست کیت می‌رسد که روی آن اسمش نوشته شده و از او خواسته شده تا خودش را به محلی مرموز برساند.

۹

اولین نشانه ملموس از آرزو

وقتی به محل می‌رسد بالای درب ورودی عبارت فروشگاه تک شاخ نوشته شده است.

کیت وارد می‌شود و از آسانسور بالا می‌رود و خودش را به فروشگاه می‌رساند.

آنجا تمام امکاناتی که برای یک تک شاخ نیاز است وجود دارد.

مردی با ظاهر عجیب و متقاوت خودش را فروشنده می‌نامد. کیت که ترسیده با دیدن فضای فروشگاه به مرد اعتماد می‌کند.

فروشنده به او می‌گوید تو تک شاخ می‌خواهی و ما آن‌را به تو می‌فروشیم

فقط بهای سنگینی دارد که بهای تک شاخ همان فرمول جادویی دست‌یابی به اهداف است که در ادامه با این فرمول آشنا خواهید شد.

همه ما با دیدن نشانه‌هایی از رویاهایمان خوشحال می‌شویم.

البته خیلی وقت‌ها در ابتدا کمی تعجب می‌کنیم و با خودمان می‌گوییم چطور ممکن است.

۱۰

اگر تک شاخ(رسیدن به آرزوها) را می‌خواهید باید این سه مرحله را طی کنید

وقتی کیت حرف فروشنده را باور می‌کند از او می‌خواهد تا هر چه سریع‌تر تک شاخ را به دست بیاورد.

فروشنده می‌گوید هزینه رسیدن به تک شاخ(رسیدن به آرزوها) با کارهایی که انجام می‌دهی پرداخت می‌شود.

قدم اول

فروشنده می‌گوید باید خانه‌ی درخور یک تک شاخ را بنا کنی.

در فیلم این دیالوگ در واقع یک استعاره است. همانطور که تک شاخ استعاره‌ای از آرزوها و رویاهای ماست.

شاید بگویید تک شاخ وجود ندارد

دقیقاً فیلم هم به همین دلیل از تک شاخ استفاده کرده است.

مگر نه اینکه تمام اختراعاتی که امروزه زندگی ما را راحت تر و بهتر کرده است روزی وجود نداشت و دست نیافتنی بود.

توضیح قدم اول برای شما

برای رسیدن به هر رویا و آرزویی به صورت حقیقی ابتدا باید آماده سازی ابتدایی انجام شود.

مثلاً اگر قصد دارید نویسنده‌ای موفق باشید ابتدا باید مهارت‌های نوشتن را بیاموزید.

باید یاد بگیرید که این کار را به خوبی انجام دهید.

برای یادگیری این مهارت هم همیشه محل‌های مناسبی وجود دارد. مثلاً فروشگاه تک شاخ برای رسیدن به اسب تک‌شاخ در نویسندگی سایت استاد عشق یعنی شاهین کلانتری می‌باشد.

حال برای رسیدن به اسب تک شاخ خودتان(رسیدن به آرزوهای خودتان) یک فروشگاه تک شاخ(محل برای یادگیری) وجود دارد.

تمرین عملی

لیستی از رویاها و آرزوهایی که قصد دارید به آن‌ها برسید بنویسید.

بعد ببینید چه امکاناتی دارید و چگونه می‌توانید با این امکانات شرایطی برای رسیدن به آرزوها را فراهم کنید.

سپس با تمام وجود و حداکثر تلاشتان شرایط رسیدن به رویا را مهیا کنید.

مثلا اگر رویای شما نویسندگی بود و حتی یک کامیپوتر نداشتید تا با آن تایپ کنید می‌توانید از کامپیوتر محیط کار، کامپیوتر دانشگاه یا حتی سیستم دوستتان استفاده کنید.

بهانه‌ای نیاورید ، فقط امکاناتی که دارید را ببینید و به بهترین شکل ممکن از آن‌ها استفاده کنید.

قدم دوم

به کیت گفته می‌شود که باید برای تغذیه جسم و روح تک شاخ باید فکری بکنی.

در فیلم طوری نشان داده می‌شود که اگر کیت بخواهد تک شاخ را تغذیه کند باید اهداف و رویاهایش را دنبال کند.

در شرکتی که کار پیدا کرده بود یک معرفی محصول را به کیت می‌سپارند.

او باید یک جارو برقی را طوری معرفی کند که دیگران ترغیب شوند و آن‌را بخرند.

او به جای استفاده از روش معمول معرفی روش خودش را به کار می‌گیرد.

او جارو برقی را طوری نشان می‌دهد که انگار جارو برقی آمده تا مشکلات زندگی مردم را جارو کند.

کائنات چیست

ارائه کیت با این که از نظر خیلی از ما خارق‌ العاده است اما رد می‌شود و او را اخراج می‌کنند.

او بعد از این صحنه به فروشگاه تک شاخ می‌رود تا….

تمرین عملی

برای رسیدن به آرزو‌ها خودتان باشید.

دست از تقلید کردن رفتار دیگران بردارید.

به جای انجام دادن کارهایی که دیگران می‌پسندند کارهایی را انجام دهید که برای خودتان مورد تایید است.

با افرادی معاشرت کنید که شما را تایید می‌کنند، نه کسانی که شما را به مسخره می‌گیرند.

پس برای تغذیه آرزوهای خودش لطفاً به خودتان و علایقتان احترام بگذارید و اجازه ندهید که دیگران باعث شوند از دنبال کردن آرزوها و رویاهایتان دست بکشید.

قدم سوم

به تک شاخ عشق بدهید.

قدم سوم و آخرین قدمی که کیت باید بردارد این است که عشق را به زندگی اش وارد کند.

از او خواسته می‌شود تا خانه‌ای شاد برای خودش و تک شاخ بسازد.

همانطور که گفتم کیت ارتباط خوبی با پدر مادر نداشت. نه اینکه از آنها تنفر داشته باشد ولی چون آنها شخصیت کیت و اهدافش را درک نمی‌کردند کیت از دستشان عصبانی بود.

بعد کیت تصمیم می‌گیرد ارتباطش را با ‌خانواده از نو بسازد.

برای همین با آنها به یک برنامه تفریحی می‌رود.

او در سفر کوتاهی که با پدر و مادرش دارد با صحبت‌های منطقی آن‌ها را متقاعد می‌کند که رویاهایش واقعی هستند.

این قسمت از فیلم به ما نشان می‌دهد که حتی اگر رویای شما تک شاخ باشد با گفت و گوی درست می‌توانید خانواده را با خود هم نظر کنید.

تمرین عملی

تمرین عملی این است که یک گام محکم و استوار در مسیر اهدافتان بردارید و سپس با یک صحبت متقاعد کننده خانواده را با خودتان همراه کنید.

اکنون که به انتهای مقاله رسیده‌اید از شما می‌خواهم با خودتان شفاف باشید.

اگر می‌خواهید دیگران رویاها و آرزوهای شما را باور کنند باید به خودتان باور داشته باشید.

مثلاً اگر رویای شما این است که بهترین فوتبالیست جهان شوید ابتدا باید در تیم مدرسه بهترین فوتبالیست باشید.

در غیر این صورت به بقیه حق بدهید که شما را باور نکنند.

بعد از اینکه توانستید در حد منطقه خودتان بهترین باشید به مرور می‌توانید خانواده را با خودتان همراه کنید.

مثل استاد شجریان که چندین سال به صورت مخفیانه آواز می‌خواند و پس از بوجود آمدن موفقیت‌هایش خانواده هم او را باور کردند.

پس هیچ زمان فکر نکنید که تنها هستید. حتی اگر فرزند خودتان هم خودش را باور نداشته باشد شما نیز او را باور نمی‌کنید.

 

دبیرستان رشته ریاضی فیزیک خوندم و دانشگاه رشته من آی تی بود.تو شغل پرورش اسب ، طراحی دکوراسیون و خدمات رایانه ای بودم ولی احساس می کردم حالم خوب نیست.چون خجالتی بودم و اعتماد به نفس نداشتم.کلی طول کشید تا اعتماد به نفسم رو به دست آوردم و فهمیدم شغل و رسالت من آموزش دادن به مردمه.

رضا محمدی

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *