اهداف سه مرحله ای

اهداف سه مرحله ای

اهداف در زندگی ما نقش بسیار مهمی دارند و برای همین است که ما باید هدفمند زندگی کنیم.

سخنان زیادی از بزرگان و مشاهیر و افراد موفق جهان موجود است که به اتفاق از ضرورت هدف گذاری و داشتن اهداف بزرگ در زندگی سخن می گویند

موفق بودن
مقاله چگونه موفق شویم؟

اما حقیقت این است که برای رسیدن به اهداف باید مراحلی را طی کنیم

قطعا همه انسان ها اهدافی دارند که دوست دارند به آن ها برسند

خیلی از ما به طور کل نمی دانیم چگونه باید هدف گذاری کنیم و به همین خاطر شاید هیچ وقت اقدام به هدف گذاری نکنیم و از پیشرفت ها باز بمانیم

یک داستان

جان گولدن یک هنرمند است که پس از اتمام تحصیل از دانشگاه به هنر روی آورد و در سن ۲۰ سالگی به بیماری سل مبتلا شد

پزشکان به او گفتند که مدت زیادی زنده نمی ماند

این باعث شد که جان دیدگاه جدیدی نسبت به زندگی پیدا کند

وقتی علائم حاد بیماری در او بهبود یافت متوجه شد که بیشتر از آنچه پزشکان گفته بودند زنده می ماند اما این زنده ماندن با تحمل یک درد مزمن همراه است

از این رو جان به زادگاهش فلادلفیا برگشت تا در مسیر اهداف جدیدش قدم بردارد

برنامه ضد دیوار نویسی را در دفتر شهر آغاز کرد و بعد از ۳۰ سال آنرا به یکی از بزرگ ترین برنامه های هنری دنیا تبدیل کرد

جان آن روز های هر روز هفته را از صبح تا شب کار می کرد و یکی از همراهانش کار کردن با او را مانند کارکردن در یکی از دفاتر تبلیغات انتخابات می داند با این تفاوت که هیچ وقت انتخابات فرا نمی رسد و این روند تلاش برای اهداف همواره ادامه دارد

وقتی درباره بیماری جان می پرسند او می گوید که همواره درد همراه اوست و لحظاتی می شود که گریه می کند و می گوید دیگر نمی توانم،اما متوجه می شود که تاسف خوردن بی فایده است و راهی برای تجدید انگیزه پیدا می کند

چه می شود که یک شخص با این درد زیاد جسمی که تحمل می کند می تواند آنچنان موثر جلوه کند

وقتی علت این سخت کوشی و تلاش و پشتکار را از او می پرسند می گوید:”هر کاری که انجام می دهم،به نیست خدمت رسانی است و احساس می کنم از آن انگیزه می گیرم.این نوعی اخلاق گرایی است.کوتاه تر بگویم هنر زندگی ات را نجات می دهد”

ضرورت داشتن اهداف دست بالا

ملاحظه کردید؟

جان گولدن با وجود درد زیادی که تحمل می کرد آنچنان پشتکار داشت که در سطح جهان شهرت دارد

اگر کسی دلیلش را از من بپرسد می گویم:”او واقعا عاشق کارش بود و همچنین اهداف الهی داشت.”

وقتی جان می گوید:”هر کاری که می کنم به نیت خدمت رسانی است.” این یعنی انتخاب هدف دست بالا

هدفی که الهی است و صرفا مادی یا دنیایی نیست

ابتدا خودمان را بشناسیم

برای اینکه بتوانیم اهداف خوبی انتخاب کنیم و در مسیر آن ها به خوبی تلاش کنیم ابتدا باید خودمان را بشناسیم

یکی از راه های شناخت خودمان این است که شخصیت خودمان را به صورت کامل بشناسیم

پیشنهاد می کنم برای شناخت بیشتر شخصیت خودمان مقاله “شخصیت ۱۶ تیپ شخصیتی” را مطالعه کنید

اما چه اهدافی مناسب ماست

برای شروع باید با یک روش فوق العاده علایق خودمان را پیدا کنیم.این کار را باید در تنهایی خودمان انجام دهیم و هیچ عامل مزاحمی که حواسمان را پرت کند نباید وجود داشته باشد

و اما این تکنیک فوق العاده چیست؟

اهداف جادویی
رسیدن به اهداف با غول

غول چراغ جادو

فرض کنید غول چراغ جادو در برابر شما ایستاده است و می خواهد آرزو های شما را برآورده کند

شما چه آرزوهایی دارید؟

در سکوت و با تمرکز کامل لیستی از آرزوهای خود را بنویسید

برای نوشتن خودتان و فکرتان را آزاد بگذارید تا بدون مانع افکار و آرزوهایتان روی کاعذ بیاید

خب شاید پیش خودتان بگویید بسیاری از آرزو هایی که نوشتم قابل برآورده شدن نیست و آن را باور نکنید اما اشکالی ندارد،به من اعتماد کنید و بنویسید

کدوم به کدوم

این قسمت به این معناست که این آرزو ها را دسته بندی کنید و برای مثال اهدافی که به هم مربوط می شوند را در یک دسته بنویسید

بعضی از اهداف این لیست شاید امکان پذیر نباشد،مثل اینکه می خواهم اولین کسی باشم که به ماه سفر می کند،حال آن که افرادی قبل از شما به ماه سفر کرده اند

پس در بخش دوم اهدافی که امکان پذیر نیستند را خط می زنیم

حال که اهداف را دسته بندی کردیم و اهداف خیالی را هم خط زدیم به سراغ مرحله بعدی می رویم

ویژگی بارز اهدافی که نوشتیم

مهم ترین ویژگی که اهداف ما دارد این است که عاشقشان هستیم و همیشه دوست داشتیم به آن ها برسیم،از نظر من مهم ترین ویژگی آن ها همین است

انتخاب

حال ۵ هدف را انتخاب کنید که حس می کنید بیشتر از همه آن ها را دوست دارید و آن ها را به ترتیب اولیّت بنویسید

به طوری که حاضر باشید برای رسیدن به هدف اول ، هدف دوم خود را رها کنید و از آن دست بکشید

اهداف سه مرحله ای
انتخاب اهداف

مرحله اول از سه مرحله

تبریک می گویم…

تمام اقداماتی که در قسمت های قبلی انجام دادید در جهات مرحله اول اهداف سه مرحله ای بود

مرحله اول یعنی اهدافی را پیدا کنیم که واقعاً عاشق آن ها هستیم و آن ها را اولیّت بندی کنیم

اصل ماجرا تازه شروع می شود و اینجاست که داستان جالب می شود

تهیه دو لیست

حال باید برای هر کدام از این ۵ هدف دو لیست بنویسیم

لیست اول لیستی از مجوعه امکانات و توانایی های ما برای رسیدن به هدف ماست

مثلاً اگر علی هدفش داشتن یک باشگاه سوارکاری است و در اقوامشان کسی را می شناسد که درباره اسب اطلاعات خوبی دارد شخص مورد نظر یکی از امکانات علی برای رسیدن به هدفش است

می بینید که قرار نیست امکانات خفنی داشته باشیم، همین افراد و ارتباطات و هر چیزی که به نوعی به هدف ما ربط دارد جزو امکانات ما برای دستیابی به آن هدف است

لیست دوم لیستی از که شامل تمام موانع می شود که ما برای رسیدن به هدفمان با آن ها مواجه می شویم

مثلاً شاید پدر علی با اینکه علی وارد کار اسب و سوارکاری شود مخالف باشد پس یک مانع محسوب می شود

حال باید در لیست بنویسیم برای مانع موجود چه تدبیری اندیشیده ایم

مثلاً علی برای جلب رضایت پدر قصد دارد مهارت متقاعد سازی را یاد بگیرد تا بتواند پدرش را متقاعد کند که در انجام این کار همراهش باشد یا حداقل مقابلش ناایستد

مرحله دوم

خب حالا که علاقه های اصلی خودمان را شناختیم و آنها را به عنوان اهداف خود انتخاب کردیم نوبت این است که به آن ها برسیم

در رسیدن به خواسته ها و اهداف دو مورد بسیار مهم است

مورد اول اینکه باید باور داشته باشیم به آن ها می رسیم و تمرکز خودمان را روی آن ها بگذاریم

مورد دوم اینکه با تمام توان برای رسیدن به آن ها تلاش کنیم

مثلاً من هدفم برگذاری سمینار در یک سالن خاص بود که مسئول آن کمی با برگزاری سمینار گارد داشت

من هم برای اینکه رضایت او را جلب کنم چندین برنامه فرهنگی را برایش یکتنه اجرا کردم و او هم با برگزاری سمینار ها موافقت کرد

حال تصور کنید در خانه می نشستم و کاری نمی کردم، قطعا به این اهداف نمی رسیدم

پس اصل مرحله دوم این است

با تمام توان برای اهداف خود تلاش کنید و باور داشته باشید به آنها خواهید رسید

برای مواقعی که انگیزه خود را از دست می دهیم

یک لیست از تمام کار های و برنامه هایی که دوست دارید و به شما انگیزه و انرژی می دهد بنویسید

این لیست لیست “باحالی” نام دارد که تمام کارهایی که شما دوست دارید را در بر میگیرد

مثل: صحبت با یک دوست،خودن ناهار در یک رستوران، خوردن بستنی،تماشای یک فیلم انگیزشی

مرحله سوم

در این مرحله ما مدتی برای هدفمان تلاش کرده ایم و دستاورد های خوبی هم در مسیر هدفمان به دست آورده ایم

قبلاً هم در مورد این مرحله توضیح دادم ولی اکنون بیشتر این موضوع را باز می کنم

در این مرحله باید اهداف خود را به یک انگیزاننده غیر مادی یا الهی متصل کنید

مثلاً کسی که می خواهد پزشک شود می گوید هدف من این است که با پزشکی حال بیماران را خوب کنم تا لبخند خانواده آن ها را ببینم

یا راننده ای که می گوید هدف من این است تا در کمال آرامش و راحتی مسافر خود را به مقصد برسانم

هدف خودتان را یک هدف سطح بالا انتخاب کنید

هدفی که هیچ مانع دنیایی نتواند شما را برای مدت طولانی از رسیدن به آن دلسرد کند

مثلاً بیل گیتس ابتدا فهمید که علاقه زیادی به دنیای کامپیوتر و برنامه نویسی دارد و سپس برای هدفش با تمام وجود تلاش کرد

و بعد کم کم هدف الهی را یافت

هدف الهی اش این بود که در تمام منازل کامپیوتر ارزان و در دسترس وجود داشته باشد

در مسیر این هدف به پول ، شهرت و هر آن چه تصور کنید رسیده است

نکته مهم این است که بعد از رسیدن به خواسته های مادی افراد به سمت اهداف الهی قدم برمیدارند

مثلاً همین بیل گیتس اکنون در کشور های آفریقایی مدارسی با هزینه شخصی خودش افتتاح کرده که به دانش آموزان آفریقایی کارآفرینی آموزش می دهد

اینستاگرام من

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *