احساس گناه و نقش آن در گاهش اعتماد به نفس+روش رهایی از حس گناه

احساس گناه و نقش آن در گاهش اعتماد به نفس+روش رهایی از حس گناه

اگر با مشکلات زیر دست و پنجه نرم می‌کنید این مقاله دقیقاً مناسب شماست

  • احساس گناه دارید؟
  • حس می‌‌کنید در درون شما نقاط ضعف زیادی وجود دارد.
  • اشتباهاتی در گذشته مرتکب شده‌اید.
  • به دیگران احساس گناه می‌دهید.
  • کارهایی انجام داده‌اید که به خاطر آن خودتان را نبخشیده‌اید.

احساس گناه احساسی است که اگر مراقب نباشیم می‌تواند به تنهایی زندگی ما را نابود کند و یکی از عوامل اصلی کاهش اعتماد به نفس است.احساس گناه به حدی روی وجود ما اثر منفی می‌گذارد که باعث افسردگی شدید
می شود.

یادم می‌آید یکبار همراه شخصی به یک مغازه سوپر مارکت رفتیم. او می‌خواست خوراکی بگیرد و من را هم مهمان کند. در کمال تعجب دیدم که دو تا از نوشیدنی‌ها را در گوشه‌ای مخفی کرد و پولش را حساب نکرد. او به من گفت با صاحب مغازه خرده حسابی داشتم. خودش در جریان است. اما نوشیدنی‌ها را نشانش نداد.

سوار ماشین که شدیم به خاطر اینکه مطلع نشود من از جریان باخبر هستم، نوشیدنی را خوردم و احساس بدی داشتم. انگار وقتی از گلویم پایین می‌رفتم احساس سوزش گلو می‌کردم. از آن شب به بعد حس بدی داشتم و تصمیم گرفتم خودم به بهانه‌ای به آن مغازه بروم و پول آبمیوه را بدهم.

و هر بار کاری پیش می‌آمد که نمی‌توانستم این کار را به سرانجام برسانم. و چندین ماه این جریان ادامه داشت و تمام این مدت ذهنم مشغول بود. هر بار نوشیدنی از آن شرکت می‌‌خوردم یادم می‌افتاد که من اینکار را انجام داده‌ام.

شما اگر در چنین شرایطی قرار بگیرید چه می‌کنید؟ 

تذکر بدهم یا نه؟ این عین احساس گناه است

آن شب بهترین کاری که می‌توانستم را انجام دادم،ولی بهترین کار ممکن همان کار بود. چراکه اگر من به شخص مورد نظر می‌گفتم و بابت این کار او را سرزنش می‌کردم وضع بدتر می‌شد.من همین چند وقت پیش به من مغازه رفتم و دو برابر پول آن نوشیدنی را پرداخت کردم و خیالم راحت شد.

کار غلط، ناشی از داده‌های غلط

اگر کار اشتباهی انجام می‌دهیم، به این معنی نیست که ما انسان به درد نخور و بدجنسی هستیم. اطلاعات غلطی که در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت شده است باعث می‌شود ما کار اشتباهی انجام دهیم. پس قرار نیست خودمان را مورد نقد و قضاوت قرار دهیم.

شخصیت ما نباید با آخرین کار بدمان سنجیده شود.

مثلاً یکبار من موقع حرکت با دوچرخه به آیینه یک ماشین برخورد کردم و آنرا شکستم. ولی به کسی چیزی نگفتم. می‌ترسیدم اگر به پدر و مادرم بگویم من را سرزش کنند. در ضمن خودم هم جرئت رو به رو شدن با صاحب ماشین را نداشتم. حال اگر در خانواده به من آموخته بودند که فرزند عزیزم، این اتفاقات ممکن است برای هر کسی بیافتد، اگر برای تو پیش آمد با صاحب ماشین صحبت کن و هزینه آنرا به کمک ما پرداخت کن.

اما خانواده هر بار اتفاقاتی حتی کوچک‌تر از این می‌افتاد فقط من را سرزنش می‌کردند. مثلاً بارها پیش آمد که لیوان یا نمکدان از دست من می‌افتاد و می‌شکست. پدر و مادرم با عصبانیت به من می‌گفتند چقدر دست و پا چلفتی هستی. یعنی یک لیوان هم نمی‌توانی حمل کنی.

به همین دلیل آن‌روز هم نتوانستم از صاحب ماشین عذر خواهی کنم.

پس عملاً من قصد بدی نداشتم. این اطلاعات غلطی که در درون من وجود داتشت باعث رخ دادن این اشتباه شد. حال پدر و مادر من هم تقصیری ندارند. آن‌ها هم اطلاعات غلطی از والدین خود به ارث برده‌اند.

چه کسی مقصر است؟ آیا نمی‌شود انقلاب کرد؟

شناختن مقصر به حل مشکل کمکی نمی‌کند. 

ولی قبل از هر چیز باید احساس گناه را متوقف کنیم. چرا که با احساس گناه اشتیاقی هم برای تغییر وجود ندارد. اگر به یکی زندانی بگویند بدون شک فردا تو را اعدام می‌کنیم او هیچ تغییری نخواهد کرد،ولی اگر به او مژده آزادی در صورت بهتر شدن را بدهیم آنوقت است که امید تغییر شکل می گیرد و احتمال تغییر وجود دارد.

تئوری انتخاب یک تئوری انقلابی در روانشناسی بود که بیان می‌کند ما مسئول تمام اعمالمان هستیم و می‌توانیم انتخاب کنیم که رفتار دیگری داشته باشیم.

به عنوان مثال من انتخاب می‌کنم که نسبت به ماجرایی که برایتان تعریف کردم احساس گناه داشته باشم یا نه.

حالا با کمک گرفتن از این تئوری می‌خواهم با هم کاری انجام دهیم.

اگر خودمان احساس گناه داریم…

یاد بگیریم که خودمان را ببخشیم. همه ما انسان‌ها مرتکب اشتباهاتی در طول زندگی می‌شویم و همین انسانیت ما را نشان می‌دهد. اینکه بسیاری از مواقع اشتباه کنیم و به مرور به تکامل روحی برسیم. 

اگر کسی به شما گفت که نه اشتباه است. ما نباید هیچگاه کار اشتباهی انجام دهیم به او بگویید آیا خودت تا به حال اشتباهی نکرده‌ای؟

اشتباه کردن موردی ندارد، این تکرار یک اشتباه است که مشکل ساز می‌شود.

پس از این لحظه به بعد هر اشتباهی که کرده‌‌اید ببخشید.

  • دروغ
  • تهمت
  • غیبت 
  • ارتباط غلط
  • دوستی ناسالم

همه این اشتباهات بخشیده می‌شود.

کسی احساس گناه می‌کند. من چه کنم؟

این قسمت را در یک ویدیو با شما به اشتراک می‌گذارم.

نقش احساس گناه در کاهش اعتماد به نفس

اول لازم است که تعریف کوتاهی از اعتماد به نفس ارائه کنم. 

اعتماد به نفس یعنی برای انجام یک کار خاص به خودتان باور داشته باشید.

  • حال اگر حس کنید که انسان بی ارزشی هستید؟
  • دائم به اشتباهات خودتان فکر کنید؟
  • خوبی‌های خودتان را نبینید؟
  • خودتان را بابت اشتباهاتی که مرتکب شده‌اید نبخشید؟

آیا می‌توانید به خودتان باور داشته باشید؟

برای رسیدن به به اعتماد به نفس و باور داشتن به خودتان باید رها کنید و ببخشید. هر آنچیزی که به شما حس بدی القا می‌کند و حالتان را خراب می‌کند ببخشید.

به من اعتماد کنید…

ببخشید ببخشید و ببخشید

کسی که این جملات را می‌گوید سالها با حس گناه زندگی کرده و با اطمینان می‌گوید تا زمان که با احساس گناه زندگی می‌کنید در زندگی بویی از آرامش نمی‌برید.

به نظر شما چه راهکار دیگری برای مقابله با احساس گناه وجود دارد؟

دبیرستان رشته ریاضی فیزیک خوندم و دانشگاه رشته من آی تی بود.تو شغل پرورش اسب ، طراحی دکوراسیون و خدمات رایانه ای بودم ولی احساس می کردم حالم خوب نیست.چون خجالتی بودم و اعتماد به نفس نداشتم.کلی طول کشید تا اعتماد به نفسم رو به دست آوردم و فهمیدم شغل و رسالت من آموزش دادن به مردمه.

رضا محمدی

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *